النتائج 1 إلى 4 من 4

الموضوع: فتوای مهدی منتظر درمورد دیدن آشکار خداوند جل ثناؤه.. بیانی مهم و بشارت برای مؤمنان....

  1. ترتيب المشاركة ورابطها: #1  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 173077   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,677

    افتراضي فتوای مهدی منتظر درمورد دیدن آشکار خداوند جل ثناؤه.. بیانی مهم و بشارت برای مؤمنان....

    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    10 - 07 - 1428 هـ
    25 - 07 - 2007 مـ
    10:56 مساءً
    ــــــــــــــــــ


    فتوای مهدی منتظر درمورد دیدن آشکار خداوند جل ثناؤه...
    بیانی مهم و بشارت برای مؤمنان....


    بسم الله الرحمن الرحيم، من المهديّ المنتظَر خليفة الله في الأرض إلى جميع المُسلمين والناس أجمعين، والسلام على من اتبع الهادي إلى الصراط المُستقيم، وبعد..
    ای علمای مسلمین؛ من درمورد عقیده دیدن آشکار خداوند به شما هشدار جدی می دهم. من با قرآن عظیم برایتان حکم می آورم تا شما را از شرّ فتنه مسیح دجال، شیطان رجیم نجات دهم .او می خواهد خود را مسیح عیسی بن مریم بنامد در حالیکه فرزند مریم نیست و به همین دلیل نیز به وی مسیح کذاب گفته می شود. او یک چشم نیست و روي پیشانی اش لفظ کافر نقش نبسته است، ذکر چنین نشانه ها یی ، مکر کسانی است که در برابر رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- تظاهر می کردند ایمان دارند و از مومنان هستند تا مردم را از راه خداوند بازدارند و چقدر عمل آنان زشت و بد است گفته اند مسیح کذاب یک چشم دارد و روی پیشانی اش لفظ کافر نوشته شده؛ علت هم این است که می دانند چنین چیزی روی صورت مسیح کذاب وجود ندارد .هدفشان این است که شما باور نمایید او خداوند وپروردگار عالمیان است؛ خداوند از چنین نسبتی منزه و مقامش بسیار بالاتر از اینگونه نسبت هاست.ای مسلمانان؛ آیا شما تصور می کنید خداوند؛ انسان است و قادر نیستید بين حق و باطل تمايز قائل شويد ؟ مگر اینکه مسیح دجال یک چشم باشد و خداوند شما یک چشم نیست؟ عقلتان کجا رفته است؟خداوند تعالی می فرماید:
    {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}
    صدق الله العظيم [الشورى:11]
    {هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست
    !}.
    من مهدی منتظر دو عقیده از عقاید شیعیان را تأیید می کنم؛ یکی اینکه نمی توان خداوند را آشکارا و رو در رو دید و دوم اینکه گروهی از مردگان رجعت داشته و به زندگی باز می گردند. البته با عقایدی که از جانب خداوند برای آن دلیلی نیامده است مخالفم و به گروهی از آنان که قرآن را بر حسب میل خود تفسیر می کنند هشدار می دهم؛ تمام مسلمانان را از تفسیر کتاب قرآن بر اساس ظن و گمان برحذر می دارم که ظن و گمان کسی را از حق بی نیاز نمی کند و این عملی شیطانی و امر شیطان است که ندانسته به خداوند نسبت دهید ولو اینکه بخواهید آیات کتاب را تأویل نمایید.چون منظور ازتأویل ؛ معنا و مقصود خداوند از کلام است.لذا جناب علما،اگر تأویل شما درست و حق نباشد ؛ به خداوند نسبت ناحق داده اید و خداوند شما را بخاطر مخالفت با فرمانش مورد محاسبه قرار خواهد داد. خداوند تعالی می فرماید:
    {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ ربّي الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الحقّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {بگو: «خداوند، اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است؛ و گناه و ستم بناحق را؛ و اینکه چیزی را که خداوند دلیلی برای آن نازل نکرده، شریک او قرار دهید؛ و به خدا مطلبی نسبت دهید که نمی‌دانید.»}
    پس جناب عالم؛ تو از فرمان شیطان که مخالف امر خداوند است پیروی کرده ای.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩)} صدق الله العظيم [البقرة].
    {و از گامهای شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست! (۱۶۸) او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید. (۱۶۹)}
    آیا من بجز کلام خداوند تأویل دیگری برای کلام خدا می آورم؟ شما را چه می شود که حاضر نیستید باور کرده وبپذیرید؟آیا شما برای تشخیص خداوند حق از باطل شرط می گذارید و تصور می کنید فرق دجال باطل با خداوند حق در این است که دجال یک چشم دارد و خداوند یک چشم نیست؟ آیا باور کرده اید که خداوند به شکل انسان است و فرق او با دجال دراین است که خداوند یک چشم نیست و دجال یک چشم بیشتر ندارد! شما را چه می شود؛این چگونه حکمی است؟آیا حکم حق خداوند درمثالی که درباره کوه بزرگ برایتان آورده، کافی نیست؟وقتی کوه نتواند دیدن خداوند را تاب بیاورد؛ چگونه انسانی ضعیف قادر به تحمل دیدن روی خداوند باشد؟ و انسان ضعیف آفریده شده است(اشاره به آیه کریمه:
    وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا ﴿٢٨﴾سوره النساء)
    این عقیده باطلی است و ازجانب خداوند هیچ دلیلی برای اثبات آن نیامده است.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ ربّه قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى ربّه لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ
    } صدق الله العظيم [الأعراف:143].
    {و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! بگذار، تا تو را ببینم! گفت: هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دیداما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم! }
    نمی بینید بعد از آنکه موسی به هوش آمد چه گفت:
    {فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ
    صدق الله العظيم
    چون به هوش آمد، عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم
    }
    معنی گفته موسی کاملا روشن و واضح است؛ او پروردگار خود را که هیچ مثل و مانندی ندارد منزه از آن می داند که قابل رریت باشد و حتی کوهی بزرگ قادر به تحمل دیدن آشکارعظمت خداوند نیست؛ چرا که"
    الله أعظم سُبحانه وتعالى علواً كبيراً"...خداوند توانایی کوه را شرط قرار می دهد که اگر کوه توانست در برابر مشاهده آشکار خداوند تاب بیاورد؛ انسان می تواند امیدوار باشد که بتواند خداوند را اشکارا ببیند.لذا خداوند تعالی می فرماید:
    {قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى ربّه لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ
    } صدق الله العظيم [الأعراف:143].
    { گفت: هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دیداما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم! }.وموسی عظمت بی انتهای خداوند را درک نمود و گفت:
    {قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم }
    ای جماعت مسلمانان؛ شما نیز مانند موسی توبه کنید و هریک از شما همان سخن موسی را بر زبان بیاورد که گفت: {قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم } یعنی من اولین مؤمنی هستم که باور دارم خداوند از دیده ها آگاه است اما دیدگان قادر به درک او نیست؛ولی من سخن گفتن خداوند از ورای حجاب را رد نمی کنم اما ای مردم،این سخن گفتن آشکار و رودر رو نیست.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}
    صدق الله العظيم [الشورى:51]. { و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!}
    آیا خداوند سبحان روز قیامت رو در رو با شما سخن خواهد گفت ؟ سبحان الله.بلکه آسمان با ابرهایی که حجاب خداوندند از هم شکافته شده و فرشتگان فرود می آیند وخداوند تعالی می فرماید:
    {هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُور}
    صدق الله العظيم [البقرة:٢١٠].
    {آیا جز این انتظار دارند که خدا با ملائکه در پرده‌های ابر بر آنها در آید و حکم فرا رسد؟ و کارها همه به سوی خدا باز گردد.}
    می دانم
    کسی هست که بگوید:" صبر کن؛ مگر خداوند تعالی نفرموده است:
    {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾}
    صدق الله العظيم [القيامة].؟"
    { در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است، (۲۲) و به پروردگارش می‌نگرد! (۲۳)}
    در پاسخش می گوییم: شما باید عقاید خود را با آیات محکم و واضح و روشنی که هر عرب زبانی آنها را می فهمد، تطبیق دهید.اما اگر احادیث را با ایات متشابه تطبیق دهید گرفتار فتنه خواهید شد؛ آیا شما نیز مانند اهل کتاب شده اید که به بخشی از قرآن ایمان داشته و نسبت به بخش های دیگر آن کافرید؟ و لذا اگر احادیث را با آیات متشابه تطبیق دهید؛ خداوند ایات محکم خود را در کمین تان می گذارد.چون اگر به محکمات کتاب مراجعه نمایید خواهید دید با این حدیث اختلاف و با آیه متشابه ای که شبیه حدیث فتنه انگیز است تفاوت دارد.لذا بر شما واجب است که به ایات محکم روشن و واضح کتاب تمسک جویید؛ آیاتی که خداوند آنها را اساس و بنیاد کتاب قرار داده تا هرکس که به آنها تمسک جوید به ریسمان مطمئنی-العروة الوثقی-تمسک جسته که گسستی در آن نیست.
    اما کسانی که قلبشان منحرف و بیماراست به دنبال آیاتی می روند که ظاهری شبیه حدیث دروغ دارد و از آنجایی که می خواهند ثابت کنند حدیث ازجانب رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم است؛ بر روی آیاتی که ظاهری مشابه حدیث دروغین دارند تکیه می کنند؛ در حالیکه این احادیث با مکر شیاطین بشر وارد روایات شده اند، و تأویل آیاتی که ظاهری مشابه آن دارند ؛می بایست توسط راسخین در علم کتاب از قرآن عظیم استنباط گردند.اما کسانی که قلبهای منحرف دارند قصد نسبت ناحق به خدا را ندارند اما گمان می کنند این حدیث در موافقت با این آیه آمده است.آنچه که برایشان مهم است اثبات این حدیث است نه قرآن و لذا ولو اینکه در قرآن به دنبال تأویل آیات بگردند قلبشان از محکمات قرآن منحرف می شود و به سراغ ایاتی می رود که نیاز به تأویل دارند.قلبشان از آیات محکم و واضح قرآن دور می شود؛ درحالیکه خداوند این آیات را بصورت واضح و روشن و به عنوان ایات بنیادی کتاب معین نموده است و اصل دین حنیف اسلام را بر اساس آنها بنا نموده است. خداوند تعالی می فرماید:
    {هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كلّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ}
    صدق الله العظيم [آل عمران:٧].
    { او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که بخشی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ و بخشی «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، فتنه‌انگیزی کرده و تفسیر برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند}
    مقصود خداوند این نیست که یهود و کفار به دنبال آیات متشابه می افتند؛ کسی که نسبت به قرآن کافر است چگونه به دنبال تأویل آن میرود؟ و شیاطین بشر از قوم یهود نیز می دانند که قرآن به حق از جانب پروردگار آمده است و تلاش می کنند نور خداوند را با دهانشان خاموش سازند؛ مقصود خداوند گروهی از علمای مسلمین است که به دنبال تأویل قرآنند و نمی خواهند تعمداً آن را به خطا تأویل نمایند؛ ولی اصرار دارند که ثابت کنند فلان حدیث از جانب رسول الله است وبا اینکه می بینند حدیث با آیات محکم کتاب هماهنگی ندارد؛آن ایات را رها کرده و بر روی آیاتی که با حدیثشان شباهت دارد تکیه می کنند.آنها نمی دانند این موضوع برای مسلمانان فتن
    ه است ومنظور از انحراف در اين آيه؛ انحرافی است که در قلب این علما نسبت به آیات محکم و واضح و روشن کتاب وجود دارد. با اینکار آیات محکم را انکار کرده و از آیاتی که ظاهری شبیه به حدیث دروغین دارند پیروی می کنند.اما راسخین در علم می گویند:
    {
    يقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كلّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم.
    {مي‌گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم؛ همه از طرف پروردگار ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمي‌شوند }
    اما من مهدی منتظر تأویل آیات متشابه را که پروردگارم به من آموخته است،می دانم ودر وهله اول تعریف این آیات را برایتان می آورم: این آیات دارای تشابه لغوی هستند ولی تأویل آنها به کل با ظاهرشان فرق دارد.
    زمانی که قاری این آیات خداوند تعالی را می خواند که:
    {
    وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ﴿٢٣﴾}
    { در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است، (۲۲) و به پروردگارش می‌نگرد! (۲۳)}
    گمان می کند این آیه از آیات محکم و واضح است؛ ولی با تدبر در قرآن درمی یابد گمانش به کلی غلط است
    {لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌} [الأنعام:103]،
    {
    چشمها او را نمى‌بينند و او بينندگان را مى‌بيند.}
    و همچنین رد کامل و ازلی سخن گفتن خداوند با انسان مگر از ورای حجاب را در قرآن می یابد.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}
    صدق الله العظيم [الشورى:51].
    {
    و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!}
    اینجاست که باید از گمانی که درباره{وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ﴿٢٣﴾}{ در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است، (۲۲) و به پروردگارش می‌نگرد! (۲۳)} کرده بود بازگردد چرا که تأویل آن مانند ظاهر ایه نیست و سپس بگوبد:" الله اعلم".واینجا زمانی است که خداوند او را برمي گزیند و از راسخین در علم کتاب قرارش مي دهد و برهان فرقان را به وي عنایت خواهد کرد و این نوری از جانب خداوند است تا تأویل این ایه را دریابد.می دانید چرا؟چون او از خدا می ترسد و نمی خواهد غیر حق به خدواند نسبت دهد و خداوند به شما وعده داده است که نوری به شما عطا خواهد نمود تا بتوانید حق و باطل را از یکدیگر جدا کنید.خداوند تعالی می فرماید:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّـهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّـهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}
    صدق الله العظيم [الأنفال:٢٩].
    {
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از خدا بپرهیزید، برای شما فرقان(وسیله‌ای جهت جدا ساختن حق از باطل )قرارمی‌دهد و گناهانتان را می‌پوشاند؛ و شما را می آمرزد؛ و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است!}
    این زمانی است که خداوند ببیند اودر نفس خود متألم بوده و خواهان حق است وخداوند حق است؛ لذا تا زمانی که به دنبال حق باشد؛ خداوند او را به راه درست و حق هدایت می نماید.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ}
    صدق الله العظيم [العنكبوت:٦٩].
    {
    و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) تلاش کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است}
    بازمی گردیم به تأویل {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ} صدق الله العظيم [القيامة:٢٢].شایسته نیست که من تأویل خود را از جایی غیر از قرآن عظیم بیاورم تا به ناحق برعلیه خود حجت به دست شما ندهم.اما مقصود از "وجوه" که در این آیه به آن اشاره شده است؛ قلب هاست و به وجه باطنی انسان اشاره می کند.انسان دو وجه دارد:وجه ظاهری و وجه باطنی که همان قلب اوست .اگر زبان و قلبش یکی باشند و یکسان سخن بگویند فرد تنها یک صورت دارد؛ اما اگر به زبان چیزی بگوید و در قلبش چیز دیگری باشد دو چهره خواهد بود.خداوند در آیات دیگر برایتان روشن نموده که منظور از "وجوه" قلب هاست.برای مثال این هشداری که به یهودیان و مسیحیان می دهد و می فرماید:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّـهِ مَفْعُولًا}
    صدق الله العظيم [النساء:٤٧].
    { ای کسانی که کتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه نازل کردیم -و هماهنگ با نشانه‌هایی است که با شماست- ایمان بیاورید، پیش از آنکه بر قلبهایشان پرده بکشیم و به عقب برگردانیم یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، همان گونه که «اصحاب سبت» را دور ساختیم؛ و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنی است!}
    و اما بخش اول آيه خطاب به مسیحیانی است که به رسول الله مسيح عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام ایمان دارند{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا} .در اینجا مسیحیان تهدید می شوند تا به مبالغه در مورد مسیح عیسی بن مریم ادامه ندهند و بین رسولان خداوند تفاوت قائل نشده و او را خدا نخوانند و اگر دست برندارند؛ خداوند فرزند مریم را براي آنان آشکار خواهد ساخت و او نیز آنان را به اسلام دعوت خواهد نمود؛ و آنان به او کافر می شوند و سپس خداوند بر قلب هایشان پرده می کشد و به رسولی که پیش از این از جانب خداوند به سویشان فرستاده شده بود ؛ کافر می شوند.خداوند بر قلبهایشان پرده می کشد و آنها را به گذشته-قبل از ایمان آوردن- باز می گرداند پس پیرو دشمن خداوند و دشمن رسول او یعنی مسیح دجال که ادعا می کند مسیح عیسی بن مریم و پروردگار عالمیان است؛ می گردند.خداوند آنها را بخاطر مبالغه به ناحق درشأن فرزند مریم گرفتار فتنه می نماید و آنها به فرزند واقعی و حق مریم کافر می شوند. او با آنان سخن گفته و ایشان را به سوی اسلام و قرآن فرا می خواند؛ اما نسبت به او کافر شده و از دشمنش یعنی مسیح دجال که تصور می کنند مسیح عیسی بن مریم است –و عقیده باطل آنها را تأیید می کند-پیروی می نمایند.مسیح کذاب می گوید که مسیح عیسی بن مریم و پروردگار عالمیان است؛ درحالی که فرزندمريم چنین ادعایی نمی تواند بکند. و این مدعی مسیح کذاب شیطان رجیم است و اما شیاطین بشر از قوم یهود از اولین کسانی هستند که از او پیروی می نمایند و برای همین نیز مانند گذشتگانشان مورد لعن واقع شده و مسخ می شوندوتنها تفاوت در این است که گذشتگان شان به بوزینه تبدیل شدند و اینان به خوک تبدیل خواهند شد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ} صدق الله العظيم [المائدة:60].،
    {(و مسخ کرده،) و از آنها، بوزینه و خوکهایی قرار داده، و بنده طاغوت}
    و اما بوزینه ها؛ پیشینیان شان به بوزینه مسخ شده اند.خداوند تعالی می فرماید:
    {فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:٦٥].
    {
    ما به آنها گفتیم: «به صورت بوزینه‌هایی طردشده درآیید!} .
    اما ازاین گروه که بعد از روشن شدن حق؛ بر کفر خود اصرار داشته و بر آن پایدار می مانند؛به خواست خداوند عده ای به خوک مسخ می شوند و انذار دهنده معذور است.اما من برای گروهی از مسلمانان نگرانم که ممکن است به أراده خداوند به خوک مسخ شوند؛ آنها کسانی هستند که 99% اطمینان دارند که من مهدی منتظر حق هستم ولی با این وجود تعصب و غرور آنها را به گناه می کشاند و به افسانه سرداب سامراء می آویزند با اینکه خود می دانند در نفسشان چه می گذرد. با اینکه من عقیده آنان در مورد عدم امکان دیدن رو در روی خداوند و در مورد بازگشت گروهی از کفار از مرگ - تا توسط ما به راه راست هدایت گردند- را تأیید می کنم ولی انذار دهنده معذور است. خداوند تعالی می فرماید:
    {عَسَى ربّكم أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا}
    صدق الله العظيم [الإسراء:٨].
    {
    امید است پروردگارتان به شما رحم کند! هرگاه برگردید، ما هم بازمی‌گردیم؛ و جهنّم را برای کافران، زندان سختی قرار دادیم.}
    اما با کمال تأسف؛ گروهی از کافران مجدد به همان راهی می روند که از آن منع شده بودند و خداوند باردیگر آنها را هلاک می کند و در جریان برانگیختگی فراگیر(بعث شامل) مجدد زنده می شوند و خداوند خطاب به آنان می فرماید:
    {كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} [البقرة:28].
    {چگونه به خداوند کافر می‌شوید؟! در حالی که شما مرده بودید، و او شما را زنده کرد؛ سپس شما را ‌میراند؛ و بار دیگر شما را زنده می‌کند؛ سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید.}
    خداوند پاسخ آنها را در جایی دیگر می آورد.خداوند تعالی می فرماید:
    {قَالُوا رَ‌بَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَ‌فْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَىٰ خُرُ‌وجٍ مِّن سَبِيلٍ ﴿١١﴾ ذَٰلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّـهُ وَحْدَهُ كَفَرْ‌تُمْ ۖ وَإِن يُشْرَ‌كْ بِهِ تُؤْمِنُوا ۚ فَالْحُكْمُ لِلَّـهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ‌ ﴿١٢﴾}
    صدق الله العظيم [غافر].
    {آنها می‌گویند: «پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی؛ اکنون به گناهان خود معترفیم؛ آیا راهی برای خارج شدن وجود دارد؟» (۱۱) این بخاطر آن است که وقتی خداوند به یگانگی خوانده می‌شد انکار می‌کردید، و اگر برای او همتایی می‌پنداشتند ایمان می‌آوردید؛ اکنون داوری مخصوص خداوند بلندمرتبه و بزرگ است (۱۲)}
    نمی خواهم گفتار درباره دلایل رجعت و بازگشت اموات را طولانی کنم؛ دلایل و برهان های زیادی وجود دارد اما اگر در اين باره مجادله نماييد آنها را در پايگاه ارائه خواهم کرد و مجادله کنندگان را به سکوت خواهم کشاند.فعلا خطاب به مسلمانان می گویم: ای جماعت مسلمانان؛ از مسیح دجال برحذر باشید؛ او از رجعت سوءاستفاده کرده و می گوید امروز؛همان روز جاودانگی است و این اوست که مردگان را برمی انگیزد.اما او دروغگوی بی شرمی است که می خواهد از برانگیخته شدن اول سوءاستفاده کند و بگوید این همان روز جاودانگی است و آتش و بهشت در دست من است!اما آتش؛ همان آتشی است که هر یک از شما می تواند آن را برافروزد و بهشت؛ همان باغی است که در باطن زمین ؛ یعنی در زمین مفروشه و زیر زمین شما قرار دارد . این باغ بهشت همان جنتی است که مسیح دجال پدر شما آدم را از آن بیرون راند؛ مراقب باشید که شما را نیز مانند پدرتان گرفتار فتنه نکند.
    ممکن است کسی سخن مرا قطع کرده و بگوید:"خیر؛ آدم خلیفه خداوند در جنت المأوی و نزد سدرة المنتهی بود".در پاسخ به او می گوییم: آدم خلیفه خداوند در زمین بود نه در جنت المأویدر کنار سدرة المنتهی.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَإِذْ قَالَ ربّك لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَة قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ} [البقرة:30].
    {هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، خلیفه ای قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.»}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَإِذْ قَالَ ربّك لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾ قالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٣٩﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿٤٠﴾ قَالَ هَـٰذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ﴿٤١﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿٤٢﴾ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٤٣﴾ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ ﴿٤٤﴾} [الحجر].
    { ما آدمى را از گل خشك، از لجن بويناك آفريديم. (۲۶) و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق کردیم! (۲۷) و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‌آفرینم. (۲۸) هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید!» (۲۹) همه فرشتگان، بی استثنا، سجده کردند... (۳۰) جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد. (۳۱)گفت: اى ابليس، چرا تو از سجده‌كنندگان نبودى؟ (۳۲) گفت: من براى بشرى كه از گل خشك، از لجن بويناك آفريده‌اى سجده نمى‌كنم. (۳۳) گفت: از آنجا بيرون شو كه مطرود هستى. (۳۴) تا روز قيامت بر تو لعنت است. (۳۵) گفت: اى پروردگار من، مرا تا روزى كه دوباره زنده مى‌شوند مهلت ده. (۳۶) گفت: تو در شمار مهلت‌يافتگانى. (۳۷) تا آن روزى كه وقتش معلوم است. (۳۸) گفت: اى پروردگار من، چون مرا گمراه كردى، در روى زمين بديها را در نظرشان بيارايم و همگان را گمراه كنم، (۳۹) مگر آنها كه بندگان با اخلاص تو باشند. (۴۰) گفت: راه اخلاص راه راستى است كه به من مى‌رسد. (۴۱) تو را بر بندگان من تسلطى نيست، مگر بر آن گمراهانى كه تو را پيروى كنند. (۴۲) و جهنم ميعادگاه همه است. (۴۳) هفت در دارد و براى هر در گروهى از آنان معين شده‌اند. (۴۴)}
    اما خداوند به شیطان رجیم مهلت داد و او را اخراج نکرد.خداوند تعالی می فرماید:
    {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ}
    صدق الله العظيم [طه:١١٧].
    {پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!}
    اگر خداوند به ابلیس فرصت نداده و او را بیرون کرده بود؛ چگونه شیطان توانست با آدم و حواء صحبت کند؟خداوند تعالی می فرماید:
    {وقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ}
    [الأعراف:٢٠].
    {گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه فرشته خواهید شد، یا جاودانه خواهید ماند!»}
    ممکن است کسی از شما با من مجادله کند و بگوید که خداوند تعالی فرموده است:
    {وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}
    صدق الله العظيم [البقرة:36].
    {«همگی (به زمین) فرود آیید! در حالی که بعضی دشمن دیگری خواهید بود. و برای شما در زمین، تا مدت معینی قرارگاه و وسیله بهره برداری خواهد بود.}
    در جواب می گوییم: این هبوط از نعمت به شقاوت و سختی بوده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ}
    صدق الله العظيم [طه:١١٧].
    {پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!}
    و شما را از آن به جایی راند که فعلا در آن ساکنید؛ پس مراقب مسیح دجال که پدرتان را از جنت بیرون راند باشید.خدایا شاهد باش که من ابلاغ کردم و خبر را به آنها رساندم.
    ابن عمر می بینم که بعد از خواندن این بیان دهشت کرده ای؛ مهم نیست.این بیان حاوی فتاوی بسیار مهم عقیدتی است و برای به شکست کشاندن مكر شیاطین جن و انس و نجات امتی از فتنه مسیح دجال آورده شده است که مسلمانند.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخو أحباب الله وأوليائه الإمام ناصر محمد اليماني..

    اقتباس المشاركة: 4541 من الموضوع: بيان هام وبُشرى للمؤمنين..


    English فارسى Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français

    - 1 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    10 - 07 - 1428 هـ
    25 - 07 - 2007 مـ
    10:56 مساءً
    ــــــــــــــــــ

    فتوى المهدي المنتظر في رؤية الله جل ثناؤه..
    بيان هـــــــام وبُشرى للمـؤمنيـــــن..



    بسم الله الرحمن الرحيم، من المهديّ المنتظَر خليفة الله في الأرض إلى جميع المُسلمين والناس أجمعين، والسلام على من اتبع الهادي إلى الصراط ـــــــــــــ المُستقيم، وبعد..

    يا معشر عُلماء المُسلمين إني أحذّركم من عقيدة رؤية الله جهرةً، فلنحتكم إلى القُرآن العظيم حتى أنقذكم من فتنة المسيح الدجال الشيطان الرجيم والذي يريد أن يقول أنّه المسيح عيسى ابن مريم وما كان ابن مريم بل هو كذابٌ لذلك يُسمى المسيح الكذاب، ولا أعلم بأنّه أعور ولا مكتوب على جبينه كافر؛ بل ذلك من مكر الذين تظاهروا بالإيمان بين يدي رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- ليصدّوا عن سبيل الله، ألا ساء ما يفعلون! وقالوا إنّه أعور ومكتوبٌ على جبينه كافر، وذلك لأنهم يعلمون بأنّكم لن تروا ذلك في وجه المسيح الكذاب، ولعلكم تُصدّقون بأنّه الله ربّ العالمين سبحانه وتعالى علواً كبيراً، فهل تظنون يا معشر المُسلمين بأنّ الله إنسانٌ فلا تستطيعون التمييز بين الحقّ والباطل؟ إلاّ أن المسيح الدجال أعور، وربّكم ليس أعور فأين ذهبت عقولكم؟ وقال الله تعالى:
    {{ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ }} صدق الله العظيم [الشورى:11].

    وأنا المهديّ المنتظَر أعترف بعقيدتين لدى الشيعة وهما (الحُكْمُ في عدم رؤية الله جهرة، والحُكم في الرجعة لفريقٍ من الأموات)، وأخالفهم فيما لم يُنزّل الله به من سُلطانٍ، وأحذّر طائفةً منهم يُفسرون القُرآن على حسب هواهم، وأحذر جميع المُسلمين من تفسير كتاب الله بالظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً، وذلك من عمل الشيطان وأمْرِهِ أنْ تقولوا على الله ما لا تعلمون حتى ولو كان تأويلاً لآيات الكتاب، وذلك لأن
    التأويل هو المعنى المقصود في نفس الله من كلامه، فإذا لم يكن تأويلك أيّها العالم حقٌّ فقد قُلت على الله غير الحقّ وسوف يُحاسبك الله على ذلك لأنك خالفت أمره، وقال الله تعالى: {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ ربّي الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الحقّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    ومن ثم اتَّبعتَ أيها العالِم أمر الشيطان المُخالف لأمر الله، وقال الله تعالى:
    {وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩)} صدق الله العظيم [البقرة].

    فهل ترونّني آتيكم بالتأويل لكلام الله من غير كلام الله؟ فما خطبكم لا تُصدِّقون؟ فهل جعلتم الفرق بين الله الحقّ والباطل فجعلتم التمييز بأنّ الدجال أعورٌ والله ليس أعوراً؟ إذاً صدَّقتم بأن الله إنسانٌ وإنّما الفرق في نظركم أنّه ليس أعور والدجال أعور! فما خطبكم كيف تحكمون؟ ألم يكفِكم بأنّ الله ضرب لكم الحُكْمَ الحقّ في الجبل العظيم؟ فإذا لم يتحمّل الجبل رؤية الله وهو جبلٌ فكيف يتحمله الإنسان الضعيف؟ وخُلق الإنسان ضعيفاً.
    فهذه عقيدة باطلة ما أنزل الله بها من سُلطان، وقال الله تعالى:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ ربّه قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى ربّه لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:143].

    أفلا ترون موسى حين أفاق ما كان قوله
    {فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ} صدق الله العظيم، ومعنى قول موسى واضح وبيِّنٌ، فقد نزّه ربّه بأنه ليس كمثله شيء يتحمل رؤيته فحتى الجبل العظيم لم يتحمل رؤية عظمة الله جهرةً، وذلك لأن الله أعظم سُبحانه وتعالى علواً كبيراً، وقد جعل الله بُرهان عدم الرؤية في الجبل فإذا استقر مكانه بعد أن يتجلى الله له فهنا فيه أمل أن يرى الناس ربّهم جهرة. لذلك قال تعالى: {قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى ربّه لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}، فأدرك موسى مدى عظمة ربّه التي ليس لها حدود. وقال: {قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}.

    فتوبوا كما تاب موسى يا معشر المُسلمين، وكُلٌ منكم يقول كما قال موسى:
    {قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}، أي أوّل المؤمنين بأنّ الله يُدرك الأبصار ولا تُدركه الأبصار، ولا أنكر بأن الله يُكلم عباده ولكن من وراء حجاب وليس جهرةً يا معشر البشر. وقال الله تعالى: {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الشورى:51].

    فهل ترون بأنّ الله يُكلمكم يوم القيامة جهرةً سُبحانه؟ بل تشقق السماء بغمام الحجاب ونُزّل الملائكة تنزيلاً. وقال الله تعالى:
    {هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُور} صدق الله العظيم [البقرة:٢١٠].

    وأعلم بأن هُناك من يريد الآن أن يقول لي: "مهلاً مهلاً، ألم يقل الله تعالى:
    {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [القيامة].

    ومن ثم نرُدّ عليه ونقول: يا معشر المُسلمين عليكم بتطبيق العقائد على الآيات المُحكمات الواضحات البيِّنات لكُل ذي لسانٍ عربيٍّ مُبينٍ، أما إذا طبَّقتم الأحاديث على الآيات المُتشابهة فسوف تقعون في الفتنة، فهل تكفرون ببعض القرآن وتؤمنون ببعض كما يفعل أهل الكتاب؟ وذلك بأنكم إذا قمتم بتطبيق الأحاديث مع الآيات المُتشابهات فقد جعل الله لكم الآيات المُحكمات لكم لبالمرصاد، ذلك بأنّه إذا رجعتم للمُحكم سوف تجدونه قد اختلف مع الحديث ومع هذه الآية المُتشابهة في ظاهرها مع حديث الفتنة، إذاً عليكم أن تتمسكوا بما جاء في الآيات المُحكمات الواضحات البينات والتي جعلهنّ الله هنّ أمّ الكتاب من تمسك بهنّ استمسك بالعروة الوثقى لا انفصام لها.

    وأما الذين في قلوبهم زيغٌ فسوف يتبعون المُتشابه منهُ مع حديث الفتنة، وذلك لأنه يريد أن يثبت أن هذا الحديث ورد عن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، فعمد إلى المُتشابه من القرآن في ظاهره مع هذا الحديث الموضوع بمكرٍ فجعله شياطين البشر يتشابه مع ظاهر آية لا تزال بحاجة للراسخين في العلم يستنبطون تأويلها من القرآن العظيم، ولكنّ الذين في قلوبهم زيغٌ لا يريدون أن يفتروا على الله، بل يظنون بأن هذا الحديث قد جاء موافقاً لهذه الآية وليس الأهم عنده القُرآن بل إثبات هذا الحديث فأصبح في قلبه زيغ عن القرآن المُحكم حتى ولو كان يبتغي تأويل آيات في القُرآن، والتي لا تزال بحاجة إلى تأويل، ولكن قلبه زاغ عن الآيات المحكمات الواضحات قد جعلهن واضحات بيِّنات لأنهنّ أمّ الكتاب وأصل هذا الدين الإسلامي الحنيف، وقال الله تعالى:
    {هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كلّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ} صدق الله العظيم [آل عمران:٧].

    ولا يقصد من الذين يتبعون المُتشابه أنّهم اليهود أو الكُفار، ولكنّ الكفار كفارٌ بالقرآن فكيف يبحثون عن التأويل، وكذلك شياطين البشر من اليهود يعلمون أنّه الحقّ من ربّهم ويريدون أن يطفئوا نور الله بأفواههم؛ بل يُقصد طائفةً من عُلماء المُسلمين، وأنهم يبتغون تأويل القُرآن ولا يريدون أن يُأوّلوه خطأً بتعمدٍ منهم، ولكنهم مُصرّون على أن يثبتوا هذا الحديث أنه عن رسول الله وهم قد رأوه مخالفاً لآيات محكمات فتركوهنّ وعمدوا للمُتشابه من القرآن مع حديث الفتنة وهو لا يعلم بأنه موضوع فتنة للمُسلمين والزيغ المذكور في الآية في قلب هؤلاء العلماء هو الزيغ عن المُحكم الواضح والبين، وهم بهذا أنكروا المحكم واتبعوا المُتشابه مع حديث الفتنة ولكن الرّاسخين في العلم يقولون: {
    يقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كلّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم.

    ولكن المهديّ المنتظَر يعلم التأويل الحقّ للآيات المُتشابهات مما علمني ربي، وأقوم أولاً بتعريفٍ لهنّ: هنّ الآيات ذات التشابه اللغوي، ولكن تأويلهن مُختلف عن ظاهرهن جُملةً وتفصيلاً.

    وحين يمر القارئ على قول الله تعالى: {
    وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ﴿٢٣﴾} فسوف يظنّ بأن هذه الآية مُحكمةً وواضحةً، ولكنه إذا تدبر القُرآن سوف يجد ما ينفي ظنّه بالنفي القاطع {لَّا} نافية {لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌} [الأنعام:103]، وكذلك النفي الأزلي بأن الله لا يُكلم أحداً جهرةً. وقال تعالى: {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الشورى:51].

    وهنا عليه أن يتراجع عن ظنّه
    {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾}، فليست كظاهرها ثم يقول: "الله أعلم"، وعندها سوف يصطفيه الله فيجعله من الراسخين في العلم فيؤيده ببرهان الفرقان فهو نورٌ من ربّه فيعلم تأويل هذه الآية، وهل تدرون لماذا؟ ذلك لأنه اتقى الله وخاف أن يقول على الله غير الحقّ وقد وعدكم الله بنورٍ يؤيد به البصيرة لتفرقوا بين الحقّ والباطل. وقال الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّـهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّـهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ} صدق الله العظيم [الأنفال:٢٩].

    وذلك إذا رآه ربّه بأنه مُتألم في نفسه يريد الحقّ والله هو الحقّ، وسوف يهديه إلى سبيل الحقّ مادام يريد الحق. وقال الله تعالى:
    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ} صدق الله العظيم [العنكبوت:٦٩].

    ونعود لتأويل
    {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ} صدق الله العظيم [القيامة:٢٢]، ولا ينبغي لي أن أستنبط تأويل ذلك من غير القرآن العظيم، حتى لا تكون لكم عليّ الحجة بغير الحقّ، فأما الوجوه المقصودة في هذه الآية هي القلوب وهو الوجه الباطن للإنسان، وللإنسان وجهان: وجهٌ ظاهرٌ ووجهٌ باطنٌ وهو القلب، وكلاهما وجهٌ واحدٌ إذا اتفقا في القول، أما إذا قال بلسانه ما ليس في قلبه فصار (أبو وجهين)، وقد بيّن الله لكم في آياتٍ أخرى تتكلم عن وجوه القلوب. كمثال قول الله تعالى مُحذراً النصارى واليهود: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّـهِ مَفْعُولًا} صدق الله العظيم [النساء:٤٧].

    فأما الشطر الأول من الآية فموجَّه للنصارى المؤمنين برسول الله المسيح عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام {يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا}، وذلك تهديدٌ للنصارى إذا استمروا في التفريق بين رسل ربّهم والمُبالغة في دينهم فيقولون بأن الله هو المسيح عيسى ابن مريم، فإذا لم ينتهوا سوف يظهر الله ابن مريم فيدعوهم إلى الإسلام فيكفرون به ومن ثم يطمس الله على قلوبهم فيكفرون برسولهم المبعوث إليهم من قبل فينكرونه فيطمس الله على قلوبهم فيردها على أدبارها فيتبعون عدو الله وعدوه المسيح الدجال والذي يقول أنه المسيح عيسى ابن مريم وأنه الله ربّ العالمين، وفتنهم الله بسبب مُبالغتهم في ابن مريم بغير الحقّ، فيكفرون بابن مريم الحقّ وهو يُكلّمهم ويدعوهم إلى الإسلام والقرآن فيكفرون به فيتبعون خصمه المسيح الدجال بظنّهم أنّه هو المسيح عيسى ابن مريم لأنه جاء مؤيداً لعقيدتهم الباطلة، وقال أنّه المسيح عيسى ابن مريم وأنه الله ربّ العالمين وما كان لابن مريم أن يقول ذلك؛ بل هو (المسيح الكذاب الشيطان الرجيم)، وأما شياطين البشر من اليهود فسوف يكونون أول التابعين للمسيح الكذاب وهم يعلمون أنه المسيح الكذاب وأنه الشيطان الرجيم فيتبعونه لذلك سوف يلعنهم كما لعن الذين من قبلهم، إلا أنه لن يمسخهم إلى قردة كما مسخ الذين من قبلهم وإنما هؤلاء يمسخهم إلى خنازير. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ} صدق الله العظيم [المائدة:60].

    فأما القردة فقد سبق مسخ الذين قبلهم. وقال الله تعالى:
    {فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:٦٥].

    وأما هؤلاء إن استمروا في كفرهم من بعد ما تبيّن لهم الحقّ فسوف يمسخهم إلى خنازير وقد أعذر من أنذر، ولكني أخشى على طائفةٍ من المُسلمين أن يمسخ الله من يشاء منهم إلى خنازير وهم الذين يشكّون في شأني بأني قد أكون المهدي المُنتظر الحقّ بنسبة 99%، ورغم ذلك تأخذهم العزة بالإثم فيتمسكون بأسطورة سرداب سامراء وهم يعلمون ما بأنفسهم، وقد أعذر من أنذر وأنا أُصدّقهم بعدم رؤية الله جهرةً وكذلك بالرجعة لطائفةٍ من الكفار لنهديهم صراطاً ـــــــــــ مُستقيماً. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {عَسَى ربّكم أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا} صدق الله العظيم [الإسراء:٨].

    ولكن للأسف، من الكفار من سوف يعودون لما نُهوا عنه ثم يهلكهم الله مرةً أخرى ثم يحييهم في البعث الشامل ثم يخاطبهم فيقول الله تعالى:
    {كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} [البقرة:28].

    ومن ثم بيَّن الله جوابهم في موضعٍ آخر. وقال الله تعالى:
    {قَالُوا رَ‌بَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَ‌فْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَىٰ خُرُ‌وجٍ مِّن سَبِيلٍ ﴿١١﴾ ذَٰلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّـهُ وَحْدَهُ كَفَرْ‌تُمْ ۖ وَإِن يُشْرَ‌كْ بِهِ تُؤْمِنُوا ۚ فَالْحُكْمُ لِلَّـهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ‌ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [غافر].

    ولا أريد أن أطيل عليكم في براهين الرجعة فهي كثيرةٌ إلا أن تُجادلوا فسوف أنزلها في موقعي تنزيلاً وألجم المُجادلين إلجاماً وأقول: يا معشر المُسلمين حذاري إن المسيح الدجال سوف يستغل الرجعة فيقول إن هذا ليوم الخلود وأنه هو الذي بعث الموتى؛ بل هو كذّاب أشِر يريد أن يستغل البعث الأول ويقول هذا يوم الخلود ولدينا جنة ولدينا نار! فأما النار فهي نار كما النار التي تورون يستطيع أن يصنعها أحدكم، وأما الجنة فهي جنة الله في الأرض توجد في الأرض المفروشة من تحت الثرى في باطن أرضكم والتي أخرج منها المسيح الدجال أبويكم من قبل فلا يفتنكم كما أخرج أبويكم من الجنة.

    وقد يودّ أحدكم أن يُقاطعني فيقول: "بل جعل الله آدم خليفة في جنة المأوى عند سدرة المُنتهى"، ومن ثم أرد عليه وأقول: بأنّ الله جعل آدم خليفة في الأرض وليس في جنة المأوى عند سدرة المنتهى. وقال الله تعالى:
    {وَإِذْ قَالَ ربّك لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَة قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ} [البقرة:30].

    وقال الله تعالى:
    {وَإِذْ قَالَ ربّك لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾ قالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٣٩﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿٤٠﴾ قَالَ هَـٰذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ﴿٤١﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿٤٢﴾ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٤٣﴾ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ ﴿٤٤﴾} [الحجر].

    ولكن الله أَنْظَرَ الشيطان الرجيم ولم يخرجه. وقال الله تعالى:
    {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ} صدق الله العظيم [طه:١١٧].

    ولو لم ينظره الله في الجنة وطرده إذاً كيف كلّم الشيطان آدم وحواء؟ وقال الله تعالى:
    {وقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ} [الأعراف:٢٠].

    وقد يود أحدكم أن يُجادلني فيقول: قال الله تعالى:
    {وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ} صدق الله العظيم [البقرة:36].

    فنقول إنما الهبوط هو من النعيم إلى الشقاء. تصديقاً لقول الله تعالى: {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ} [طه:١١٧].

    فأخرجكم إلى حيث أنتم الآن، فلا يفتنكم المسيح الدجال كما أخرج أبويكم من الجنة، اللهم قد بلغت اللهم فاشهد.

    وما بالي وكأني أراك في دهشة واستغراب يا ابن عمر بعد قراءة خطابي هذا والذي يحمل فتاوى الحقّ في مسائل عقائدية هامة جداً جداً وذلك لإفشال مكر جميع شياطين الجنّ والإنس وإنقاذ الأمّة من فتنة المسيح الدجال فهل هم مُسلمون.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخو أحباب الله وأوليائه الإمام ناصر محمد اليماني..
    _______________



  2. ترتيب المشاركة ورابطها: #2  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 173103   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,677

    افتراضي

    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    29 - 07 - 1428 هـ
    13 - 08 -2007 مـ
    10:56 مساءً
    ـــــــــــــــــــ


    ای حبيب تدبّر وتفكّــــــــر کن..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وجميع المرسلين وآلهم الطيبين الطاهرين وجميع الصالحين في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، أما بعد..
    حبیب؛ این خداوند است که بیان حق قرآن عظیم را به من آموخته است تا بخصوص مسلمانان را از فتنه مسیح دجال حفظ کنم و احادیث دروغ و نادرستی را که با مکر و دسیسه شیاطین بشر از قوم یهود وارد سنت رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- شده اند برایشان روشن نمایم. از من تبعیت کن تا ترا به راه راست-صراط مستقیم- هدایت نمایم.
    در قرآن عظیم در یک جا از مهدی منتظر و مسیح دجال باهم سخن گفته شده است و البته در مواضعی دیگر جداگانه ذکر آنها آمده است.خداوند تعالی می فرماید: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویندو اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏ اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏ كرديد(83)}

    حال تأویل حق این آیات را برایتان می آوریم.این تأویل از روی ظن و اجتهاد من نیست و ظن و گمان کسی را از حق بی نیاز نمی کند, بلکه تأویل از نص خود قرآن است که درباره همان موضوع آمده است .نه با قیاس تأویل آورده می شود و نه با اجتهاد؛ بلکه بیان حق قرآن از خود قرآن است؛ وحی جدیدی نیز در کار نیست؛ بلکه بازگشت به کتاب خداوند و سنت حق رسول اوست. به اذن خداوند این شما و این تأویل حق آیات که به صورت سؤال فرضی آورده می شود:
    س1: این کدام گروه از مؤمنان هستند که در مجالس رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- و برای شنیدن احادیث رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- جمع می شوند؛اما بعد از خروج از این مجالس چیزی غیر از آنچه که ایشان –سلام و صلوات بر او باد-فرموده اند را نزد خود پنهان می کنند؟
    ج1: این گروه ؛ دسته ای از منافقان یهودی و شیاطین بشرند که در حضور رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- و در برابر ایشان به وحدانیت خداوند و رسالت رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- شهادت می دهند؛ دلیل آن هم این است که در ظاهر امر بتوانند از صحابه رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- باشند و مکر خود را پنهان می نمایند.می خواهند از راویان احادیث رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- بشمار آیند تا بعضی از مؤمنان به احادیث آنها گوش دهند.سپس مطالبی را نقل می کنند که رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- نفرموده اند.هدفشان نیز منحرف کردن مؤمنان از راه خداوند و به فتنه انداختن آنها با کمک احادیث است؛ چون می دانند از طریق قرآن قادر به این کار نیستند؛چراکه خداوند به مؤمنان وعده داده است که آن را از تحریف محفوظ نگاه می دارد.این گروه؛ همانانی هستند که در سوره دیگری مکر و کردارشان آشکار شده است. خداوند تعالی می فرماید: {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [المنافقون].
    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند(1)آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند!(2)}
    این مکر آنها برای منحرف ساختن مردم از راه خداوند و رسول اوست؛ آنها مطالبی غیر از آنچه که رسول الله عليه الصلاة والسلام، فرموده اند را نزد خود مخفی می کنند؛ اما درپیش روی ایشان چنان از حق سخن می گویند که باعث تعجب رسول الله می گردد و صحابه حق رسول نیزاز اعجاب ایشان تحت تاثیر قرار می گیرند و این برای جلب اعتماد و پذیرفتن کلام آنهاست.اما منافقان بعد از خروج از حضور رسول الله مطالبی غیر از گفته های ایشان را پنهان می کنند تا مؤمنان را بخصوص بعد از مرگ محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم از راه حق منحرف سازند.
    س2: ولی خداونددر سوره منافقان برای محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم موضوع را روشن نموده است پس چرا ایشان؛آنان را طرد نکردند؟
    ج2: رسول الله آنها را طرد نکردند؛ چون فرمان خداوند این بود که طرد نشوند؛ اما از ایشان خواست که از آنها روبرگرداند و برحذر باشد.خداوند تعالی می فرماید: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا﴿٨١﴾} صدق الله العظيم [النساء]، {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)}. لذا خداوند به رسول خود فرمان می دهد از آناها روبرگرداند.
    س3: چرا خداوند به رسول خود فرمان می دهد از آنها روبرگرداند و طردشان نکند؟
    ج3:خداوند به رسول خود فرمان طرد آنان را نمی دهد تا روشن گردد چه کسانی بیان حق قرآن را تکذیب نکرده و به ریسمان الهی قرآن عظیم تمسک می جویند و چه کسانی از آن روگردانده و با وجودی که خود را »رمن می پندارند؛ به احادیثی متوسل می شوند که به کلی با احادیث خداوند متفاوتند.چون قرآن مرجع سنت محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم، است و هرچیز که از سنت نباشد؛ از جانب خداوند و رسولش نیست و مؤمنان خواهند دید که بین احادیث جعلی و قرآن اختلاف زیادی وجود خواهد داشتو البته برای این امر باید در آیات محکم و واضح و روشن قرآن تدبر نمایند؛ نه در آیات متشابه.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ } صدق الله العظيم [النساء].
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82)}
    س4-قضیه امر خداوند "مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ "چیست ؟

    ج4-اما{أمر مِّنَ الْأَمْنِ} این کلام خداوند تعالی است که : {وَمَا آتَاكُمُ الرَّ‌سُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا ۚ} صدق الله العظيم [الحشر:7]{آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید؛} چراکه هرکسی که از خداوند و رسولش اطاعت کند در حیات دنیا و در روز قیامت در امان است.

    اما منظور این کلام { أَوِ الْخَوْفِ } مکر و فریب شیاطین بشر یهودی است که مسلمانان گمان کنند که این روایت از جانب رسول الله صلى الله عليه وسلم است .
    اما معنی کلام { أَذَاعُوا بِه} ، این اختلاف علمای امت در باره صحت این حدیث است .عده ای آن را از جانب رسول الله می دانند و عده ای تکذیب می کنند، عده دیگری نیز آن را ضعیف دانسته واز راوی ایراد می گیرند و لذا بین علمای امت اختلاف بروز می کند. در حالی که اگر آن را در معرض قضاوت قرآن عظیم قرار دهند کسانی که صاحب امر و از ائمه و پیشوایان هستند ،حقیقت را درخواهند یافت و درباره آن حدیث ،حکم حق را استنباط کرده و با دلایلی که از نص قرآن می آورند، ثابت می کنند روایت از جانب خداو رسولش است و یا با دلایلی از نص قرآن دروغ بودن آن را نشان می دهند چرا که اگر حدیث از جانب خداو رسولش نباشد با حدیث خداوند (قرآن) اختلاف زیادی خواهد داشت . از اینجاست که صاحبان امر (أولوا الأمر) و اهل ذکر متوجه می شوند که حدیث از جانب خداو رسولش نیست که با حدیث خداوند اختلاف دارد، و چه کسی راستگو تر از خداوند است؟
    س5-معنی این کلام در همان آیه {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} {و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه کمی، همگی از شیطان پیروی می‌کردید} چیست؟
    ج5-منظور مسلمانان است که اگر فضل و رحمت خدواند نبود، جز اندکی بقیه پیرو شیطان می شدند .از آنجا که یهودیان توانستند سنت رسول الله - صلى الله عليه وسلم – را با احادیث باطل آلوده سازند؛ به طوریکه بر ضد مهدی منتظر باشد و منجر به تکذیب او از سوی مسلمانان و پیروی از دشمن او شیطان رانده شده -که همان مسیح کذاب است - گردد؛ مهدی منتظر کتاب جدیدی را با خود نیاورده است ؛بلکه با بیان راستین و حق از قرآن ؛ و با مرجعیت قرار دادن بیان حق قرآن حدیث حق را برایتان از حدیث باطل جدا می کندو به همین دلیل هم هست که مردم را با (آیات) قرآن مورد خطاب قرار داده و توصیه می کند همان طور که خداوند امر نموده با تدبر به آن بنگرند. یمانی منتظر همان مهدی منتظر است .او فضل و رحمت خداوند برشماست تا به اذن خداوند شما را نجات دهد ؛ درغیر اینصورت ای مسلمانان ( آگاه باشید) بجز عده کمی بقیه پیرو شیطان (مسیح کذاب) خواهید شد. به همین به مهدی منتظر منجی گفته می شود ، نجات از چه ؟ از فتنه شیطان رانده شده که همان مسیح کذاب است. قبلاً برایتان روشن کردیم چرا به مسیح کذاب گفته می شود ؛ او ادعا خواهد کرد که عیسی مسیح پسر مریم است و با سوءاستفاده از برانگیختگی اولیه ( بعث اول) و بهره گرفتن از اعتقاد مسیحیان ( درمورد ربوبیت مسیح) خود را خدا خواهد خواند ، تا به مردم نشان دهد که مغضوب علیهم و ضالین بر حق اند و مسلمان که خدا بودن عیسی علیه السلام را انکار می کنند بر باطل هستند. به این دلیل است که خداوند تعالی به تنها مسلمانان می فرماید:
    {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾}صدق الله العظيم
    {و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه کمی، همگی از شیطان پیروی می‌کردید}
    یعنی فرستاده شدن مهدی منتظر فضل و رحمت خداوند برشماست که اگر نبود؛ همگی پیرو مسیح دجال می شدید؛ اما در جاهای دیگر قرآن نیز از مهدی منتظر ذکر به میان آمده است؛ اما خوشایند تو و سایر کسانی که به این امر ایمان آورده اند نخواهد بود.
    خداوند تعالی می فرماید:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّـهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ ﴿١٠٢﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت می‌کند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال کنید، برای شما آشکار می‌شود؛ خداوند آنها را بخشیده (و نادیده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است. (۱۰۱) جمعی از پیشینیان شما، از آن سئوال کردند؛ و سپس نسبت به آن کافر شدند (۱۰۲)}
    و معنی این فرموده {قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ جمعی از پیشینیان شما، از آن سئوال کردند؛ و سپس نسبت به آن کافر شدند } این است که عده ای بعد از ایمان آوردن کافر شدند چون امر برای عقلشان ثقیل بود لذا باور نکردند و بعد از ایمان اولیه از آن بازگشتند.
    و معنی این فرموده:
    {وَإِن تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّـهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿١٠١﴾

    و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال کنید، برای شما آشکار می‌شود؛ خداوند آنها را بخشیده (و نادیده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است.
    }
    این است که بعد از نزول آیه بر رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- درباره معنی آیه سؤال کنند تا رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم-نیز بیان حق آن را برایشان روشن نماید و فرمان خداوند اجرا گردد که می فرماید: {لتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ} [النحل:44]، {تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی}البته خداوند از رسول الله برای بیان بعضی از آیات که مردم آن زمان علم آن را در اختیار نداشتند درگذشت .برای مثال این فرموده خداوند تعالی:
    {وَتَرَ‌ى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ‌ مَرَّ‌ السَّحَابِ ۚ صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ ۚ إِنَّهُ خَبِيرٌ‌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿٨٨﴾}
    [النمل].
    {کوه‌ها را می‌بینی، و آنها را ساکن و جامد می‌پنداری، در حالی که مانند ابر در حرکتند؛ این صنع و آفرینش خداوندی است که همه چیز را به کمال آفریده؛ او از کارهایی که شما انجام می‌دهید مسلّماً آگاه است!}
    که اگر بعد از نزول این آیه از رسول الله درخواست می کردند بیان حق آن را برایشان روشن سازد و ایشان می فرمودند منظور این است که چون زمین به دور خود می چرخد لذا شما می بینید که خورشید و ماه از شرق طلوع کرده و در غرب غروب می کنند که برعکس مسیر دوران زمین است ؛ همانطور که هنگام عبور ابر از مقابل ماه شما شاهدید که ماه به سمت شمال یا جنوب در حرکت است و گویا که این ماه است که به سمت جنوب یا شمال می رود؛ درحالیکه حقیقت امر این است که ابرها هستند که از جلوی ماه می گذرند ؛ و اگر ابر به سمت جنوب برود؛ شما تصور می کنید ماه است که دارد به سمت مخالف یعنی شمال می رود و این معنی فرموده خداوند است که :
    {وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ}
    صدق الله العظيم،
    {
    کوه‌ها را می‌بینی، و آنها را ساکن و جامد می‌پنداری، در حالی که مانند ابر در حرکتند؛ این صنع و آفرینش خداوندی است که همه چیز را با دقت آفریده؛ او از کارهایی که شما انجام می‌دهید مسلّماً آگاه است!}
    این برخلاف تصور کسانی که ندانسته به خداوند نسبت می دهند درباره وصف روز قیامت نیست و سخن آنها با این فرموده خداوند نقض می گردد که می فرماید:
    {صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ
    این صنع و آفرینش خداوندی است که همه چیز را با دقت آفریده؛ }
    یعنی این از صنع خداوند است و اشاره به استمرار حرکت این پدیده است
    چیزی که می خواهیم بگوییم این است که اگر محمد رسول الله بعد از نزول آیه در پاسخ به درخواست کسانی که تأویل آن را می خواستند ؛ معنای آیه را بیان می فرمودند باعث می شد عده ای بعد از ایمان کافر شوند؛ چون از نظر آن مردم؛ زمین و کوه ها ثابت بودند و حرکت دائمی نداشتند.گواه آن نیز این فرموده خداوند تعالی است:
    {قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ} یعنی آن را انکار کردند و این مسئله فقهی نیست بلکه موضوعی عقیدتی است.
    حبیب به خداوندی که جانم در دستان اوست؛ اگر از آیاتی که درباره مهدی منتظر آمده است برایتان بگویم؛ باعث بدبینی کسانی می شود که به امر من ایمان آورده اند؛ چون موقعیت من در نزد پروردگارم بسیار عظیم است ولی اکثر مسلمانان قدر مرا ندانسته و از راز من آگاهی ندارند و نمی دانند که مهدی منتظر در نزد پروردگارش چه مرتبه و درجه رفیعی دارد. مرا مجبور نکنید تا آن را برایتان توضیح دهم چون باعث خواهد شد کسانی که به من ایمان آورده اند گرفتار فتنه شوند.و اگر إصرار کنی؛ به فتنه افتادن کسانی که مرا باور کرده اند بر گردن توست.من هرچقدر هم از این امر برایتان بگویم ؛ مهم این است که حق ندارم از عبودیت پروردگارم خارج شوم؛ حال هرچقدر هم که خداوند مرا گرامی داشته و مقام مرا بالا برده باشد؛ من بازهم تنها بنده ام و بنده خواهم مرد و بنده برانگیخته می شوم.
    الإمام ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 4544 من الموضوع: بيان هام وبُشرى للمؤمنين..


    English فارسى Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français



    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    29 - 07 - 1428 هـ
    13 - 08 -2007 مـ
    10:56 مساءً
    ـــــــــــــــــــ



    يا حبيب تدبّر وتفكّــــــــر..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وجميع المرسلين وآلهم الطيبين الطاهرين وجميع الصالحين في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، أما بعد..

    يا حبيب، إنّما علمني ربّي البيان الحقّ للقرآن العظيم لأنقذ المسلمين بالذات من فتنة المسيح الدجال وأبيّن لهم الأحاديث المدسوسة في سنة رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- بمكرٍ خبيثٍ من قبل شياطين البشر من اليهود فاتّبعني أهدك صراطاً ـــــــــــ مُستقيماً.

    وقد ذكر القرآن العظيم المهديّ المنتظَر والمسيح الدجال في موضعٍ واحدٍ معاً جاء ذكرهم وفي عدة مواضع متفرقة، وقال الله تعالى:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    وإليكم التأويل الحقّ لهذه الآية وليس بالظنّ اجتهاداً مني والظنّ لا يُغني من الحقّ شيئاً بل بنص القرآن العظيم في نفس الموضوع وليس قياساً ولا اجتهاداً بل بالبيان الحقّ من نفس القُرآن ولا وحيٌ جديدٌ بل العودة إلى كتاب الله وسنة رسوله الحقّ. وإليكم التأويل الحقّ بإذن الله بسؤال افتراضي:

    ســـ 1: وماهي الطائفة من المؤمنين الذين يحضرون مجلس رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- للاستماع إلى أحاديث الرسول -صلّى الله عليه وآله وسلّم- ومن ثم إذا خرجوا من عنده يُبيّتون غير الذي يقوله عليه الصلاة والسلام؟
    جـــ 1: إن تلك الطائفة هي طائفة المُنافقين من اليهود من شياطين البشر حضروا إلى محمدٍ رسول الله -صلى عليه وآله وسلم- وشهدوا بين يديه لله بالوحدانية ولمحمد -صلى الله عليه وسلم- بالرسالة، وذلك حتى يكونوا من صحابة رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- ظاهر الأمر ويُبطنون المكر ويريدون أن يكونوا من رواة الحديث عن رسول الله -صلى الله عليه وسلم- حتى يستمع إليهم بعض المؤمنين فيرون لهم أحاديث غير الذي قالها محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم، وذلك ليصدوا المؤمنين عن سبيل الله فيفتنوهم عن طريق الحديث لأنهم علموا بأنهم لن يستطيعوا أن يفتنوهم عن طريق القرآن الذي وعد الله المؤمنين بحفظه من التحريف، وهذه الطائفة هي الطائفة التي ذكرها الله في سورة أخرى فأنزل سورة في شأنهم ومكرهم. قال الله تعالى: {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [المنافقون].

    وذلك هو صدّهم عن الله ورسوله يُبيِّتون غير الذي يقوله عليه الصلاة والسلام، وأما بين يديه فيقولون الحقّ فيُعجب رسول الله قولهم وكذلك ليرى صحابته الحقّ بأنه أعجب رسول الله قولهم وذلك حتى يثقوا فيهم فيأخذوا عنهم، وذلك لأنهم سوف يُبيِّتون بعد الخروج غير الذي يقوله عليه الصلاة والسلام حتى يصدوا المؤمنين عن الحقّ وخصوصاً من بعد موت محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم.

    ســـ 2:
    ولكن الله بيّن لمحمدٍ رسول الله شأنهم في سورة المُنافقون فلماذا لم يطردهم؟
    جـــ 2: لم يقم رسول الله بطردهم، وذلك لأن الله أمره أن لا يطردهم وأن يعرض عنهم وإنما ليحذر منهم فقط، وقال الله تعالى: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا﴿٨١﴾} صدق الله العظيم [النساء]، إذاً قد أمر الله رسوله بالإعراض عنهم.

    ســ 3: ولماذا أمر الله رسوله أن يعرض عنهم فلا يطردهم؟
    جـــ 3: لقد أمر الله رسوله أن لا يطردهم ليعلم من الذي سوف يُكذب بالبيان الحقّ للقرآن فيستمسك بحبل الله القرآن العظيم ممن سوف يعرض عنه ويزعم أنه يؤمن به ثم يستمسك بأحاديث تُخالف حديث الله جملةً وتفصيلاً، وذلك لأن القُرآن هو المرجع لسنة محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم، وما كان من السنة ليس من عند الله ورسوله، فإن المؤمنين سوف يجدون بين الأحاديث المُفتراة وبين القُرآن اختلافاً كثيراً وذلك إذا تدبروا القُرآن المُحكم والواضح والبيّن وليس المُتشابه. وقال الله تعالى: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    ســـ 4: وما هو الأمر من الأمن أو الخوف أذاعوا به؟
    جـــ 4: أما أمر {الْأَمْنِ} فهو قوله تعالى: {وَمَا آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا} صدق الله العظيم [الحشر:7]، وذلك لأنه من أطاع الله ورسوله فله الأمن في الحياة الدنيا ويأتي يوم القيامة آمناً.
    وأما قوله
    {أَوِ الْخَوْفِ}: فذلك هو مكر شياطين البشر من اليهود ليظن المُسلمون بأنه أمرٌ عن رسول الله صلى الله عليه وسلم.
    - وأما المعنى لقوله {أَذَاعُوا بِهِ}: وذلك اختلاف عُلماء الأمّة في شأن الأمر في هذا الحديث، فمنهم من يقول إنه حقّ عن رسول الله، ومنهم من يُكذّب أنه عن رسول الله، ومنهم من يُضعِّفه أو يطعن في راويهِ ومن ثم يذيع الخلاف بين عُلماء الأمّة ولكنهم إذا ردّوه إلى القرآن العظيم فسوف يعلم حقيقة هذا الحديث أئمتهم أولي الأمر منهم فيستنبطون لهم الحكم الحقّ في شأن هذا الحديث فيثبتون أنه حقّاً من عند الله ورسوله بالبرهان بنص القرآن أو ينفوه فيقدمون البرهان بنص القرآن بأنه مُفترًى ولم يكن من عند الله ورسوله نظراً لأنهم وجدوا بأنّ بين هذا الحديث المُفترى وبين حديث الله اختلافا كثيراً، ومن هُنا علم أولي الأمر والذين هم أهل الذكر بأن هذا الحديث لم يكن من عند الله ورسوله نظراً لاختلافه مع حديث الله، ومن أصدق من الله حديثاً؟


    ســـ 5: وما معنى قوله في نفس الآية: {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا}؟
    جـــ 5: ويقصد المُسلمين، فإنّه لولا فضل الله عليكم ورحمته لاتبعتم الشيطان إلا قليلاً، وذلك بأن اليهود استطاعوا أن يدسّوا أحاديث الباطل في سنة رسول الله -صلى الله عليه وسلم- لتكون ضدّ المهدي المنتظر، فيكذبه المسلمون فيتبعون خصمه الشيطان الرجيم الذي هو نفسه المسيح الكذاب وذلك لأن المهديّ المنتظَر لم يأتِ بكتاب جديد بل البيان الحقّ للقرآن، فيُبين لهم الحديث الحقّ من الحديث الباطل بمرجعيّة البيان الحقّ للقرآن، ولذلك أخاطب الناس بالقرآن والرجوع إليه ناظرين فيه نظرة التدبر كما أمرهم الله بذلك.

    واليماني المُنتظر الذي هو نفسه المهديّ المنتظَر هو فضل الله عليكم ورحمته والمُنقِذ لكم ولولاه بإذن الله لاتَّبعتم الشيطان (المسيح الكذاب) يا معشر المسلمين إلا قليلاً، ولذلك يُسمى المهدي المنتظر
    (المنقِذ) أي المُنقذ للمسلمين من فتنة الشيطان الرجيم والذي هو نفسه المسيح الكذاب وقد بيّنا لكم لماذا يُسمى المسيح الكذاب: وذلك لأنه سوف يقول أنه المسيح عيسى ابن مريم ويقول أنه الله مُستغلاً البعث الأول ومُستغلاً عقيدة النصارى، حتى يُري الناس بأن المغضوب عليهم والضالين على الحقّ وأنّ المُسلمين الذين أنكروا ألوهية ابن مريم على الباطل، ولذلك قال الله تعالى مخاطباً المُسلمين وليس غيرهم فقال: {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا} صدق الله العظيم [النساء:83]. أي لاتَّبعوا المسيح الدجال لولا فضل الله عليهم ورحمته بالمهديّ المنتظَر والمنقذ، وأما ذكر المهدي في المواضيع الأخرى في القرآن العظيم فقد يسيئك ويسيء من قد صدق بهذا الأمر.

    وقال الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّـهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ ﴿١٠٢﴾} صدق الله العظيم [المائدة].

    ومعنى قوله
    {قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ} أي منكرين فارتدوا بعد إيمانهم كافرين نظراً لأن عقولهم كبر عليها الموضوع فلم يصدقوا وسبب ذلك تراجعهم عن إيمانهم.

    ومعنى قوله:
    {وَإِن تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّـهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿١٠١﴾} أي يسألون رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- حين ينزل القرآن ما معنى هذه الآية ثم يبديها لهم رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- بالبيان الحقّ فيبيّنها لهم تنفيذاً لأمر الله {لتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ} [النحل:44]، ولكن الله قد عفى رسوله عن بيان بعض الآيات نظراً لأنهم لا يحيطون بها علماً، وعلى سبيل المثال قوله تعالى: {وَتَرَ‌ى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ‌ مَرَّ‌ السَّحَابِ ۚ صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ ۚ إِنَّهُ خَبِيرٌ‌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿٨٨﴾} [النمل].

    فلو سألوا محمد رسول الله حين نزول هذه الآية عن معناها لأبداها لهم بالبيان الحق وقال لهم بأن الأرض تدور حول نفسها فترون القمر والشمس يشرقان من الشرق ويغيبان في الغرب بعكس دوران الأرض كما ترون السحاب والقمر، فترون القمر متجهاً شمالاً أو جنوباً وكأنَّ القمر هو من يتجه شمالاً أو جنوباً ولكن الحقيقة تعلمونها بأنها هي السحب تمر على وجه القمر، فإذا كانت متجهةً جنوباً فترون القمر متجهاً شمالاً بعكس اتجاه السحاب وذلك هو معنى قوله تعالى:
    {وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ} صدق الله العظيم، وليس ذلك يوم القيامة كما يزعم الذين يقولون على الله ما لا يعلمون، وسوف ينفي تأويلهم قوله تعالى: {صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ} بأن ذلك من صنع الله حدث مُستمر الحركة.

    وما أريد قوله بأنَّ محمداً رسول الله لو قام بتأويل هذه الآية إن سُئِل عنها حين نزولها لأساءت من قد آمن معه نظراً لأنهم لا يحيطون بعلمها ويحسبون الأرض والجبال جامدة ولا حركة مُستمرة وسوف يرتدون بعد إيمانهم كافرين. تصديقاً لقوله تعالى:
    {قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ} أي منكرين لها وهذه ليست مسألة فقهية بل آية عقائدية.

    ويا حبيب، والذي نفسي بيده لو أذكرُ لك المواضع القرآنية التي تكلمت عن المهديّ المنتظَر بأنه قد يستاء من قد آمن بشأني نظراً للشأن العظيم الذي سوف يناله المهديّ المنتظَر عند ربه، ولكن أكثر المسلمين يجهلون قدره ولا يحيطون بسره، وقدره عند ربّه ومقامه الرفيع في الدرجة الرفيعة فلا تجبرني على أن أفصِّلها تفصيلاً فتكون سبب فتنة من قد آمن، فإن أصرَرْتَ فإلى ذمتك من افتتن من الذين قد آمنوا بشأني ومهما فصّلتُ لكم فلا ينبغي لي أن أتجاوز العبودية لربي مهما كرّمني ربّي ورفع مقامي فلا أزال عبداً وأموت عبداً وأُبعث عبداً لله ربّ العالمين..

    الإمام ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــــ








  3. ترتيب المشاركة ورابطها: #3  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 173104   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,677

    افتراضي

    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    16 - 01 - 1430 هـ
    13 - 01 - 2009 مـ
    12:55 صباحاً
    ــــــــــــــــــ


    برادر"المنتظر" در بیانات حق امام مهدی از ذکر- قرآن عظیم - تدبر کن..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، وبعد.
    رادر گرامی؛ بدان که "هبوط" به معنای رفتن انسان از بهترین وضعیت زندگی و معیشتی به بدترین و نازل ترین وضع زندگی و معیشت است، و خداوند حقیقتاً در بسیاری ازآیات برایتان روشن نموده است که هبوط به معنی خارج شدن از بهشت در باطن زمین و رفتن به جایی است که الان در آن هستید. خداوند تعالی می فرماید:
    {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى} صدق الله العظيم [طه:117].
    { پس گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!}
    از خلال این آیات درمی یابیم که خداوند درخواست ابلیس را پذیرفته و به او فرصت ماندن در بهشت را داده است چون بهشت مذکور؛ جنت المأوایی که نزد سدرة المنتهی است نمی باشد برای همین خداوند درخواست ابلیس را پذیرفت و جنت المأوی را بر او حرام ساخت اما برای ماندن در جنت زمینی به او فرصت داد. خداوند تعالی می فرماید:

    {اذْ قَالَ ربّك لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن طِينٍ ﴿٧١﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٧٢﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٧٣﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ‌ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٧٤﴾ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ ۖ أَسْتَكْبَرْ‌تَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ ﴿٧٥﴾ قَالَ أَنَا خَيْرٌ‌ مِّنْهُ ۖ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ‌ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿٧٦﴾ قَالَ فَاخْرُ‌جْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَ‌جِيمٌ ﴿٧٧﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٧٨﴾ قَالَ رَ‌بِّ فَأَنظِرْ‌نِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٧٩﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِ‌ينَ ﴿٨٠﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٨١)} صدق الله العظيم [ص].
    { هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل می‌آفرینم! (۷۱) هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، برای او به سجده افتید!» (۷۲) در آن هنگام همه فرشتگان سجده کردند، (۷۳) جز ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران بود! (۷۴) گفت: «ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد که بر مخلوقی که با قدرت خود او را آفریدم سجده کنی؟! آیا تکبّر کردی یا از برترینها بودی؟! (برتر از اینکه فرمان سجود به تو داده شود!)» (۷۵) گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!» (۷۶) فرمود: خارج شو، که تو رانده درگاه منی! (۷۷) و مسلّماً لعنت من بر تو تا روز قیامت خواهد بود! (۷۸) گفت: «پروردگارا! مرا تا روزی که انسانها برانگیخته می‌شوند مهلت ده!» (۷۹) فرمود: «تو از مهلت داده‌شدگانی، (۸۰) ولی تا روز و زمان معیّن!» (۸۱)}
    از کجا می فهمید که خداوند خواسته ابلیس را اجابت نموده و فرصت ماندن او در بهشت فتنه را داده است؟ جواب سؤال را در این فرموده خداوند تعالی می یابیم:
    {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى} صدق الله العظيم،
    {
    پس گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!}
    از خلال این آیه درمی یابیم که اگر ابلیس از بهشت بیرون شده بود،چگونه ابلیس توانست آدم و حواء را به فتنه بیندازد ؟پس برایتان روشن می شود که بیان حق آیات این است که خداوند درخواست ابلیس را اجابت نموده و اجازه داد تا در بهشتی که آدم و حواء در آن ساکن بودند بماند و آنها را در مورد اطاعت از فرمان خداوند امتحان نماید؛ البته به آنها هشدار داد و فرمود:

    {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى} صدق الله العظيم
    {
    پس گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!}
    و اما یأجوج و مأجوج؛ آنها از نسل بشرند؛ پدرانشان شیاطین انس و مادرانشان شیاطین مؤنث اند و تعداد آنها بسیار زیاد است و خداوند در روز حشر به آنان می فرماید:
    {وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يَا مَعْشَرَ الجنّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَآ أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَآ} صدق الله العظيم [الأنعام:128].
    {و روزی که همه آنان را گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، و پیروان آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) میگوید آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد پروردگار تو حکیم و داناست. (۱۲۸)}
    أخوك الإمام ناصر مُحمد اليماني..

    اقتباس المشاركة: 4546 من الموضوع: بيان هام وبُشرى للمؤمنين..


    English فارسى Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français

    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    16 - 01 - 1430 هـ
    13 - 01 - 2009 مـ
    12:55 صباحاً
    ــــــــــــــــــ


    أخي المُنتظر تدبّر البيان الحقّ للذكر للمهديّ المنتظَر..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، وبعد..

    أخي الكريم، إنّ الهبوط هو من أحسن تقويمٍ في المعيشة إلى أسفل سافلين في المعيشة، وفي الحقيقة قد بّين الله لكم في كثيرٍ من الآيات أنه الخروج من جنة لله في باطن أرضكم إلى حيث أنتم. وقال الله تعالى: {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى} صدق الله العظيم [طه:117].

    ومن خلال هذه الآية تعلم أنّ الله أجاب دعوة إبليس فأخّره في الجنة لأنها ليست جنة المأوى التي عند سدرة المُنتهى، ولذلك أجاب إبليس وحرّم عليه جنّة المأوى، وإنما أخرّه في جنة لله في الأرض. وقال الله تعالى: {إِذْ قَالَ ربّك لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن طِينٍ ﴿٧١﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٧٢﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٧٣﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ‌ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٧٤﴾ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ ۖ أَسْتَكْبَرْ‌تَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ ﴿٧٥﴾ قَالَ أَنَا خَيْرٌ‌ مِّنْهُ ۖ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ‌ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿٧٦﴾ قَالَ فَاخْرُ‌جْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَ‌جِيمٌ ﴿٧٧﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٧٨﴾ قَالَ رَ‌بِّ فَأَنظِرْ‌نِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٧٩﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِ‌ينَ ﴿٨٠﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٨١﴾} صدق الله العظيم [ص].

    وكيف تعلم أنّ الله أجاب دعوة إبليس فأخّره في جنة الفتنة؟ وسوف تجد الإجابة في قول الله تعالى: {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى} صدق الله العظيم، ومن خلال ذلك تجد إجابة سؤالك كيف استطاع أن يفتن الشيطانُ آدمَ وحواء، وقد تمّ طرده من الجنة، ومن ثم يتبيّن لك البيان الحقّ أنَّ الله أجاب دعوة إبليس فأخّرة في الجنة فتنةً لآدم وحواء واختبار الطاعة لأمر ربّهم غير أنّه حذّرهم وقال الله لهم: {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى} صدق الله العظيم.

    وأما يأجوج ومأجوج فهم من ذُريّات البشر آباءهم من شياطين البشر وأمهاتهم من إناث الشياطين وهم كثيرٌ ويقول الله لهم يوم حشرهم: {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يَا مَعْشَرَ الجنّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَآ أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَآ} صدق الله العظيم [الأنعام:128].

    أخوك الإمام ناصر مُحمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــــــــ



  4. ترتيب المشاركة ورابطها: #4  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 173105   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,677

    افتراضي

    - 7 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    20 - 02 - 1431 هـ
    05 - 02 - 2010 مـ
    01:34 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    { لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ }
    صدق الله العظيم
    {چشمها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه چشمها را می‌بیند }


    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
    {وَجَعَلُوا لِلَّـهِ شُرَ‌كَاءَ الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ ۖ وَخَرَ‌قُوا لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ‌ عِلْمٍ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿١٠٠﴾ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ ۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢﴾ لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ‌ ﴿١٠٣﴾}
    صدق الله العظيم [الأنعام].
    { آنان برای خدا همتایانی از جنّ قرار دادند، در حالی که خداوند همه آنها را آفریده است؛ و برای خدا، به دروغ و از روی جهل، پسران و دخترانی ساختند؛ منزّه است خدا، و برتر است از آنچه توصیف می‌کنند! (۱۰۰) او پدید آورنده آسمانها و زمین است؛ چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد؟! حال آنکه همسری نداشته، و همه چیز را آفریده؛ و او به همه چیز داناست. (۱۰۱)آری، این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست؛ آفریدگار همه چیز است؛ او را بپرستید و او نگهبان و مدّبر همه موجودات است. (۱۰۲) چشمها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه چشمها را می‌بیند؛ و او بخشنده و آگاه (از همه) چیز است. (۱۰۳)}

    به تأکیداتی که حین تعریف صفات ذات خداوند سبحان می شود؛ توجه کنید، خداوند تعالی می فرماید:
    {ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢﴾ لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ‌ ﴿١٠٣﴾} صدق الله العظيم،
    {آری، این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست؛ آفریدگار همه چیز است؛ او را بپرستید و او نگهبان و مدّبر همه موجودات است. (۱۰۲) چشمها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه چشمها را می‌بیند؛ و او بخشنده و آگاه (از همه) چیز است. (۱۰۳)}
    بعد از حق مگر چیزی جز گمراهی هم وجود دارد؟ آیا عدم امکان مشاهده مستقیم خداوند جزء صفات ذات خدواند سبحان نیست؟ خداوند تعالی می فرماید:
    {بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ ۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢﴾ لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ‌ ﴿١٠٣﴾}
    صدق الله العظيم.
    { او پدید آورنده آسمانها و زمین است؛ چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد؟! حال آنکه همسری نداشته، و همه چیز را آفریده؛ و او به همه چیز داناست. (۱۰۱)آری، این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست؛ آفریدگار همه چیز است؛ او را بپرستید و او نگهبان و مدّبر همه موجودات است. (۱۰۲) چشمها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه چشمها را می‌بیند؛ و او بخشنده و آگاه (از همه) چیز است. (۱۰۳)}

    اما خداوند سبحان از ورای حجاب خود با شما سخن می گوید و شما سخن خداوند سبحان را می شنوید! او با شما آشکارا سخن خواهد گفت و شاهد نور خداوند خواهید بود که به شدت از ورای حجاب تابان است.تمام زمین محشر از نور خداوند روشن خواهد بود و این نور از ورای حجاب نمایان می گردد.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَنُفِخَ فِي الصُّورِ‌ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْ‌ضِ إِلَّا مَن شَاءَ اللَّـهُ ۖ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَ‌ىٰ فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنظُرُ‌ونَ ﴿٦٨﴾ وَأَشْرَ‌قَتِ الْأَرْ‌ضُ بِنُورِ‌ رَ‌بِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاءِ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿٦٩﴾ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿٧٠﴾ وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرً‌ا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُ‌سُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَ‌بِّكُمْ وَيُنذِرُ‌ونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَـٰذَا ۚ قَالُوا بَلَىٰ وَلَـٰكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٧١﴾ قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا ۖ فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِ‌ينَ ﴿٧٢﴾ وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَ‌بَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرً‌ا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ ﴿٧٣﴾ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّـهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَ‌ثَنَا الْأَرْ‌ضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ ۖ فَنِعْمَ أَجْرُ‌ الْعَامِلِينَ ﴿٧٤﴾وَتَرَ‌ى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْ‌شِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَ‌بِّهِمْ ۖ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّـهِ رَ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿٧٥﴾}
    صدق الله العظيم [الزمر].
    {و در کالبدها دمیده می‌شود، پس همه کسانی که در آسمانها و زمینند می‌میرند، مگر کسانی که خدا بخواهد؛ سپس بار دیگر در کالبدها دمیده می‌شود، ناگهان همگی به پا می‌خیزند و در انتظار هستند. (۶۸) و زمین به نور پروردگارش روشن می‌شود، و نامه‌های اعمال را پیش می‌نهند و پیامبران و گواهان را حاضر می‌سازند، و میان آنها بحق داوری می‌شود و به آنان ستم نخواهد شد! (۶۹) و به هر کس آنچه انجام داده است بی‌کم و کاست داده می‌شود؛ و او نسبت به آنچه انجام می‌دادند از همه آگاهتر است. (۷۰) و کسانی که کافر شدند گروه گروه به سوی جهنّم رانده می‌شوند؛ وقتی به دوزخ می‌رسند، درهای آن گشوده می‌شود و نگهبانان دوزخ به آنها می‌گویند: «آیا رسولانی از میان شما به سویتان نیامدند که آیات پروردگارتان را برای شما بخوانند و از ملاقات این روز شما را بر حذر دارند؟!» می‌گویند: «آری، ولی فرمان عذاب الهی بر کافران مسلّم شده است. (۷۱) به آنان گفته می‌شود: «از درهای جهنّم وارد شوید، جاودانه در آن بمانید؛ چه بد جایگاهی است جایگاه متکبّران!» (۷۲) و کسانی که تقوای الهی پیشه کردند گروه گروه به سوی بهشت برده می‌شوند؛ هنگامی که به آن می‌رسند درهای بهشت گشوده می‌شود و نگهبانان به آنان می‌گویند: «سلام بر شما! گوارایتان باد این نعمتها! داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید!» (۷۳) آنها می‌گویند: «حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که به وعده خویش درباره ما وفا کرد و زمین بهشت را میراث ما قرار داد که هر جا را بخواهیم منزلگاه خود قرار دهیم؛ چه نیکوست پاداش عمل کنندگان!» (۷۴)فرشتگان را می‌بینی که بر گرد عرش خدا حلقه زده‌اند و با ستایش پروردگارشان تسبیح می‌گویند؛ و در میان بندگان بحق داوری می‌شود؛ و گفته خواهد شد: «حمد مخصوص خدا پروردگار جهانیان است!» (۷۵)}

    و خداوند تعالی می فرماید:
    {هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ} صدق الله العظيم [البقرة:210].
    {آیا انتظار دارند که خداوند و فرشتگان، در سایه‌هائی از ابرها به سوی آنان بیایند و همه چیز انجام شده، و همه کارها به سوی خدا بازمی‌گردد}

    به خداوند قسم که من در کتاب چیزی بزرگ تر از ذات خداوند سبحان که بر عرش عظیم تسلط داشته و بر ملکوت کیهان از شرق و غرب محیط است نمی یابم؛آ یا شما فکر می کنید وجه خداوند همانند وجه شماست؟ سبحان الله ! خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}
    صدق الله العظيم [البقرة:115].
    {مشرق و مغرب از آنِ خداست؛ پس به هر سو رو كنيد، خدا آنجاست. آرى، خدا گشايشگر داناست.}.

    پیش از این امام مهدی ناصر محمد یمانی در بیانات خود به صورت مفصل از محکمات کتاب دلیل آورده وبا دانش و نور برگرفته از کتاب روشنگر فتوا داده است که امکان دیدن مستقیم خداوند وجود ندارد که خداوند از چنین توصیفاتی منزه است! ای کسانی که صحبت از دیدن آشکار خداوند کرده اید؛ شما نیز مانند موسی نبی خداوند که سلام و صلوات بر او باد بگویید:
    {سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ
    خداوندا! منزهی تو من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم
    !
    و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:143].

    {و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! بگذار ترا ببینم! گفت: هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دیداما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: خداوندا! منزهی تو من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!}
    آیا می دانید چرا نبی الله موسی گفت:
    {سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}؟
    {خداوندا! منزهی تو من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم}؟

    چون پیش از آن گفته بود:{رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ}
    {پروردگارابگذار ترا ببینم}.

    آیا فکر نمی کنید؟ و بعد از حق آیا جز گمراهی چیزی هست؟

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــــ

    اقتباس المشاركة: 4551 من الموضوع: بيان هام وبُشرى للمؤمنين..


    English فارسى Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français

    - 7 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    20 - 02 - 1431 هـ
    05 - 02 - 2010 مـ
    01:34 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ



    { لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ }
    صدق الله العظيم



    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ {وَجَعَلُوا لِلَّـهِ شُرَ‌كَاءَ الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ ۖ وَخَرَ‌قُوا لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ‌ عِلْمٍ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿١٠٠﴾ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ ۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢﴾ لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ‌ ﴿١٠٣﴾}
    صدق الله العظيم [الأنعام].

    فانظروا لتأكيد التعريف لصفات ذاته سُبحانه، وقال الله تعالى:
    {ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢﴾ لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ‌ ﴿١٠٣﴾} صدق الله العظيم، وما بعد الحقّ إلا الضلال. أليست عدم رؤية الله جهرةً جاءت ضمن صفات ذاته سُبحانه؟ وقال الله تعالى: {بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ ۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢﴾ لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ‌ ﴿١٠٣﴾}صدق الله العظيم.

    ولكنّه سبحانه يكلِّمكم من وراء الحجاب فتسمعون صوته سبحانه! ويكلِّمُكم تكليماً، وترون نوره يشرق بشدّة من وراء الحجاب؛ بل تشرق أرض المحشر بنور ربها الذي يشرق نوره سبحانه من وراء الحجاب، وقال الله تعالى:
    {وَنُفِخَ فِي الصُّورِ‌ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْ‌ضِ إِلَّا مَن شَاءَ اللَّـهُ ۖ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَ‌ىٰ فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنظُرُ‌ونَ ﴿٦٨﴾ وَأَشْرَ‌قَتِ الْأَرْ‌ضُ بِنُورِ‌ رَ‌بِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاءِ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿٦٩﴾ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿٧٠﴾ وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرً‌ا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُ‌سُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَ‌بِّكُمْ وَيُنذِرُ‌ونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَـٰذَا ۚ قَالُوا بَلَىٰ وَلَـٰكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٧١﴾ قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا ۖ فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِ‌ينَ ﴿٧٢﴾ وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَ‌بَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرً‌ا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ ﴿٧٣﴾ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّـهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَ‌ثَنَا الْأَرْ‌ضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ ۖ فَنِعْمَ أَجْرُ‌ الْعَامِلِينَ ﴿٧٤﴾وَتَرَ‌ى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْ‌شِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَ‌بِّهِمْ ۖ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّـهِ رَ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿٧٥﴾} صدق الله العظيم [الزمر].

    وقال الله تعالى:
    {هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ} صدق الله العظيم [البقرة:210].

    ألا والله إني لم أجد شيئاً في الكتاب هو أكبر من ذات الله سُبحانه المستوي على العرش العظيم المُحيط بالملكوت الكوني شرقاً وغرباً، أم تظنون وجه الله كمثل وجوهكم؟ سُبحانه! وقال الله تعالى:
    {وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [البقرة:115].

    وسبقت من الإمام المهدي ناصر محمد اليماني بيانات قد فصّلناها تفصيلاً من محكم كتاب الله بعلمٍ وهدًى من الكتاب المُنير وأفتينا بعلمٍ عن عدم رؤية الله جهرةً سُبحانه! فقولوا يا من كُنتم تعتقدون برؤية الله جهرةً كمثل قول نبي الله موسى عليه الصلاة والسلام:
    {سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}، وقال الله تعالى: {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:143].

    فهل تعلمون سبب قول نبي الله موسى:
    {سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}؟ وذلك لأنه قال: {رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ}، أفلا تتفكرون؟ وما بعد الحقّ إلا الضلال.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــــ



المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 15-05-2015, 04:51 AM
  2. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 09-04-2015, 10:01 AM
  3. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 21-01-2015, 08:28 PM
  4. فتوای حق امام مهدی منتظر درباره نذر برای روزه
    بواسطة فاطمه في المنتدى فارسي
    مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 16-07-2014, 05:39 PM
  5. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 12-04-2014, 06:38 AM

المفضلات

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •