النتائج 1 إلى 8 من 8

الموضوع: پاسخ امام به محب المهدي: جبريل عليه الصلاة والسلام فرشته عظیمی از مخلوقات خداوند است

  1. ترتيب المشاركة ورابطها: #1  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 181367   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,705

    افتراضي پاسخ امام به محب المهدي: جبريل عليه الصلاة والسلام فرشته عظیمی از مخلوقات خداوند است

    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    13 - 10 - 2007 مـ
    01 - 10 - 1428 هـ
    08:03 مساءً
    ـــــــــــــــــــ


    پاسخ امام به محب المهدي:
    جبريل عليه الصلاة والسلام فرشته عظیمی از مخلوقات خداوند است


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جميع الأنبياء والمُرسلين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين، ولا أفرق بين أحدٍ
    من رُسله وأنا من المُسلمين، ثمّ أمّا بعد..

    به محب المهدی؛ جوینده حق و تمام مسلمانان؛آیا می دانید خداوند قرآن را بر خاتم الانبیاء و المرسلین محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل نموده است و به شما وعده بیان حق قرآن را داده است خداوند تعالی می فرماید:
    { فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ } صدق الله العظيم [القيامة:١٨]
    { پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن!}

    قاری جبریل علیه الصلاة و السلام است که آن را برای محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم قرائت می کند و خداوند تعالی می فرماید:
    { وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ ﴿١﴾ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ ﴿٢﴾ وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ ﴿٣﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ ﴿٤﴾ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾ ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَىٰ ﴿٦﴾ وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَىٰ ﴿٧﴾ ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ ﴿٨﴾ فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ ﴿٩﴾ فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ ﴿١٠﴾ } صدق الله العظيم [النجم]
    {سوگند به ستاره (عذاب)هنگامی که نزدیک می شود(۱) که هرگز صاحب شما [= محمّد رسول الله] منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است، (۲) و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید! (۳) آنچه می گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست! (۴) آن کس که قدرت عظیمی دارد [= جبرئیل امین] او را تعلیم داده است؛ (۵) همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او به شکل همسانی(انسان) در آمد(۶) در حالی که در اُفق اعلی قرار داشت! (۷) سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... (۸) تا آنکه فاصله او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود؛ (۹) در اینجا خداوند به بنده خود(محمد) وحی کرد آنچه را به جبریل وحی کرده بود. (۱۰)
    و معنی فرموده خداوند: { وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید} یعنی کلام او همان است که معلمش جبریل علیه الصلاة و السلام بر او خوانده است و برای همین می گوید: { إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ ﴿٤﴾ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾ آنچه می گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست! (۴) آن کس که قدرت عظیمی دارد [= جبرئیل امین] او را تعلیم داده است؛} و "شدیدالقوی "جبریل است .او از نظر جثه و فزونی دانش از بزرگ ترین ملائکه است و ملایکه از نظر اندازه یکسان نیستند و علت این است که با تولید مثل بوجود نمی آیند تا پسر مانند پدر باشد؛ بلکه خداوند با کلمه کن فیکون آنها را به هرصورتی که بخواهد خلق می کند.وخداوند تعالی می فرماید: { جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ } صدق الله العظيم [فاطر:١]
    { فرشتگان را رسولانی قرار داد دارای بالهای دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه، او هر چه بخواهد در آفرینش می‌افزاید، و او بر هر چیزی تواناست}

    همانا که در میان مخلوقات خداوند؛ جبریل یکی از ملائکه بسیار بزرگ است و زمانی که به سوی محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نازل می شود، به اذن خداوند به صورت یک بشر در می آید؛درست مثل زمانی که به سوی مریم فرستاده می شود تا بشارت تولد فرزندی را به وی بدهد که با کن فیکون خلق خواهد شد و مریم کلمات پروردگارش را تصدیق می کند.جبریل در برابر محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نیز مانند بشر حاضر می شود.سپس آنقدر به محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نزدیک می شود که فاصله اش با وی به اندازه طول دو کمان می گردد یعنی: به اندازه طول زه کمان که فاصله بین دو سر خمیده آن است و در ابتدای امر و درحین وحی ،او محمد رسول الله را به سوی خود می کشد ولی در حین انتقال وحی فاصله بین آن دو ثابت نیست کما اینکه این نکته به دقت در قرآن عظیم برایم روشن شده است .برای همین خداوند تعالی می فرماید: { فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ } {تا آنکه فاصله او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود}
    این فرموده خداوند تعالی بصورت حدس نیست:{ أَوْ أَدْنَىٰ یا کمتر }،بلکه سخنی در نهایت دقت است و خداوند تعالی توضیح می دهد فاصله آن دو ثابت نبوده و جبریل او را به سمت خود کشیده و سپس رها می کرده است ؛ تا به این ترتیب باعث تمرکز محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بر روی سخنان رسولی شود که به سویش فرستاده شده است و بداند که این موضوع امری بسیار عظیم است و این کلام فصل الخطاب پروردگار عالمیان است و بیهوده نیست.لذا خداوند تعالی می فرماید: { فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ }، یعنی وحی خداوند سبحان به محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم است که جبریل به محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم وحی می کند؛ اما محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، یکبار دیگر نیز جبریل را مشاهده کرد و این بار در شب معراج و اسراء؛درکنار سدرة المنتهی بود .جبریل این بار با هیئت واقعی خود که به شکل فرشته ای عظیم بود در برابرش ظاهر گردید ورسول الله آن شب نشانه هایبزرگ خداوند را مشاهده کرد.
    لذا معلم"شدید القوی" جبریل علیه الصلاة و السلام است که قرآن را به محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، می آموخت.اما مهدی منتظر بیان را مستقیم و با وحی تفهیمی از خالق خود "الله" می آموزد.برای همین خداوند تعالی می فرماید: { فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿١٨﴾ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿١٩﴾ } صدق الله العظيم [القيامة]
    { چون خوانديمش، تو آن خواندن را پيروى كن. (۱۸) سپس بيان آن بر عهده ماست. (۱۹) }
    و اما جبریل؛ قرآن را از خداوند فراگرفت تا آن را به محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، بیاموزد.اما درمورد بیان قرآن؛خداوند مستقیم معلم مهدی منتظر است و این تأویل حق این فرمایش خداوند تعالی است: { ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ }. {سپس بيان آن بر عهده ماست.}
    وخداوند تعالی می فرماید: { الرَّحْمَٰنُ ﴿١﴾ عَلَّمَ الْقرآن ﴿٢﴾ خَلَقَ الْإِنْسَانَ ﴿٣﴾ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ﴿٤﴾ } صدق الله العظيم [الرحمن] {خداوند رحمان، (۱) قرآن را تعلیم فرمود، (۲) انسان را آفرید، (۳) و به او «بیان» را آموخت. (۴)}
    و خداوند رحمان؛قرآن را به جبریل آموخت تا او آن را به محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، بیاموزد و این تأویل فرموده خداوند تعالی است که می فرماید: { الرَّحْمَٰنُ ﴿١﴾ عَلَّمَ الْقرآن ﴿٢﴾ }، {خداوند رحمان، (۱) قرآن را تعلیم فرمود، (۲) }و اما مهدی منتظر صاحب علم کتاب "الانسان" است که خداوند علم بیان فراگیر و شامل قرآن را به او آموخته است : "الشمس والقمر بحسبان" که ما به تفصیل در باره این آیه برایتان توضیح داده ایم که مقصود از آیه (وجود دو تقویم محاسباتی جداگانه برای خورشید و ماه یعنی)سال شمسی در خود خورشید و سال قمری در خود ماه است.(الرَّ‌حْمَـٰنُ ﴿١﴾ عَلَّمَ الْقُرْ‌آنَ ﴿٢﴾ خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿٣﴾ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ﴿٤﴾ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ‌ بِحُسْبَانٍ ﴿٥﴾)
    و معنی فرموده خداوند از "خلق الانسان" مهدی منتظر است که بعد از رسیدن به عمر مناسب، بیان حق قرآن را به وی آموخته است.او را در سرداب سامرا پنهان نکرده تا بعد از آنجا خارج و علم را به وی بیاموزد!ممکن است نا آگاهان و جاهلان بگویند مقصود خداوند از این فرموده: { الرَّحْمَٰنُ ﴿١﴾ عَلَّمَ الْقرآن ﴿٢﴾ }{خداوند رحمان، (۱) قرآن را تعلیم فرمود، (۲) }آدم علیه الصلاة و السلام است و فرموده خداوند تعالی را فراموش کرده ای که { يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ﴿٦﴾ الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ ﴿٧﴾ فِي أَيِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَكَّبَكَ ﴿٨﴾ } صدق الله العظيم [الإنفطار] { ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟! (۶) همان خدایی که تو را آفرید و سامان داد و منظّم ساخت، (۷) و در هر صورتی که خواست تو را ترکیب نمود. (۸)}

    درپاسخ می گوییم همانا که "انسانی" که خداوند خلق نمود و علم بیان را به وی آموخت بعد از نزول قرآن آفریده شد نه قبل آن و از طرفی قرآن نه بر آدم بلکه بر محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم نازل شد و این فرموده مربوط به اوست: { الرَّحْمَٰنُ ﴿١﴾ عَلَّمَ الْقرآن ﴿٢﴾ } یعنی جبریل آن را به محمد رسول الله علیهما الصلاة و السلام آموخته است و بعد از آین و در زمان مناسب "انسان" را خلق و بیان حق قرآن را به او خواهد آموخت و این مقصود این فرموده خداوند است : { ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ } صدق الله العظيم {سپس بيان آن بر عهده ماست.}
    و این بعد از آن است که خداوند علومی را که می خواهد در اختیار بشر قرارمی دهد تا شاهد نشانه های پروردگارشان باشند که بصورت حقیقی در عالم وجود دارند.( علوم جدید در عالم واقعیات درستی بیان قرآن را نشان دهند)گواه آن فرموده خداوند تعالی است: { وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ } صدق الله العظيم [الأنعام:١٠٥] {و ما اين آيات را براى اهل دانش بيان مى‌كنيم..}

    لذا ای محب المهدی؛آن کس که نسبت به مهدی منتظرحق -که مردم را به پیروی از حق فرا می خواند-کافر شود؛به بیان حق قرآن عظیم کافر شده است؛ آیا من با چیزی جز حدیث خداوند در قرآن عظیم با شما سخن می گویم.به همین ترتیب کسی که به سخنان من کافر شود؛ نسبت به بیان حق قرآن کافر شده است چرا که من از روی ظن و یا با اجتهاد سخن نمی گویم؛بلکه بیان حق قرآن را از قرآن برایتان استنباط می نمایم وکسی که مرا تکذیب نماید؛ قرآن را تکذیب کرده است و هرکس مرا تصدیق نماید؛قرآن را تصدیق نموده است.تو تنها کسی نیستی که مرا نه تکذیب می کنند و نه تصدیق؛ بلکه بسیاری از کسانی که از امر من باخبر شده اند احساسی مانند تو در نفس خود دارند.تو نه مرا تکذیب می کنی و نه تصدیق چون به آیات و نشانه های خداوند درباره ادراک ماه توسط خورشید و همچنین هفتمین سیاره بعد از زمین که همان سیاره دهم درمجموعه خورشیدی و دوازدهمین جرم از اجرام مهم آسمانی -با احتساب ماه و خورشید است- باور نداری.هم چنین به زمین "مفروشه" که در باطن زمین مادری(زمینی که بشر ساکن آن است) قرار دارد و همان بهشت فتنه است یقین نداری و با اینکه تصاویری را دیده ای که بیان حق را تأیید کرده ودروازه های این "زمین مفروشه "را نشان می دهند؛باز یقین نداری! پس می خواهی بعد از این به چه حدیثی ایمان بیاوری؟ این را هم باور نداری که جسد مسیح عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام در همین زمین است و چون [هنگام آن رسد كه‌] آن گفتار-وعده عذاب- بر آنان واقع شود(وقع القول)؛ خداوند او را از زمین خارج می کند تا درحالیکه زنده است و راه می رود از مردم دعوت نماید تا از حق یعنی مهدی منتظرپیروی کنند و خود نیز از پیروان او گردد.(اشاره به آیه کریمه:
    إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَ‌جْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْ‌ضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ ﴿٨٢﴾ النمل}

    و اما وقوع القول(واقع شدن وعده عذاب)بخاطر آن است که قلب های مردم حقایقی که در مورد نشانه های حق الهی برایشان توضیح می دهیم را باور نمی کنند.ممکن است یکی از ناآگاهان با من مجادله کرده و بگوید:"از
    کجا می گویی موجودی که از زمین خارج شده و با مردم سخن می گوید؛ مسیح عیسی بن مریم می باشد؛ سخن خداوند واضح است:
    { دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ }
    {جنبنده‌ای از زمین که با آنان تکلّم می‌کند}؟".در پاسخ به او می گوییم: مگر تو موجودی نیستی که روی زمین راه می روی(دابة) ؟ و خداوند تعالی می فرماید:
    { وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النّاس بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ }
    صدق الله العظيم [فاطر:٤٥].
    { و اگر خدا بخواهد مردم را به سبب كارهايى كه كرده‌اند بازخواست كند، بر روى زمين هيچ جنبنده‌اى باقى نگذارد. }
    یعنی انسانی را باقی نمی گذارد پس انسان "دابة "است لذا معنی : { أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ } {جنبنده‌ای را از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان تکلّم می‌کند }یعنی خداوند انسانی را از زمین بیرون می آورد که در میان سالی با آنان سخن می گوید؛همانگونه که قبلا در زمان کودکی به حق با ایشان سخن گفته بود(اشاره به آیه کریمه:وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ ﴿۴۶﴾ ال عمران).خداوند روح پسر مریم را که به سوی خود بالا برده بود؛ به کالبد وی بازخواهدگرداند و این نفس مبارک در میان سالی با مردم سخن خواهد گفت و برای همین خداوند تعالی می فرماید: { وَيُكَلِّمُ النّاس فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا } صدق الله العظيم [آل‌عمران:٤٦] {و با مردم در گهواره و در میان سالی سخن مى‌گويد}.
    خداوند در این آیه به دو معجزه درباره سخن گفتن اشاره می کند.یکی سخن گفتن حق او در زمانی که درگهواره بوده است و نشانه دیگر بازگشت روح پسر مریم به کالبد و زنده شدن او توسط خداوند است که این بار در میان سالی با مردم سخن خواهد گفت مگر سخن گفتن در میان سالی معجزه است؟خیر بازگشتن روح پسر مریم به کالبد است که نشانه ای از نشانه های خداوند است ولی شما ایات و نشانه های پروردگارتان را باور نمی کنید و به همین دلیل خداوند کسانی را که به تأویل حق آیاتش در دنیای واقعی یقین نمی کنند را عذاب کرده ووعده خود به کافران را محقق می سازد.
    والسلام على من اتّبع الهادي إلى الصراط المُستقيم..

    الإمام ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــ


    اقتباس المشاركة: 4952 من الموضوع: رد الامام على محب المهدي: جبريل عليه الصلاة والسلام من الملائكة العظام في الخليقة


    Englishفارسى Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français

    - 1 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    02 - 10 - 1428 هـ
    13 - 10 - 2007 مـ
    08:03 مساءً
    ـــــــــــــــــــ


    ردّ الإمام على محب المهديّ:
    جبريل عليه الصلاة والسلام من الملائكة العظام في الخليقة..


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جميع الأنبياء والمُرسلين ومن تبعهم بإحسانٍ إلى يوم الدين، ولا أفرق بين أحدٍ من رُسله وأنا من المُسلمين، ثمّ أمّا بعد..

    إلى (مُحبِّ المهديّ) الباحث عن الحقيقة وإلى جميع المُسلمين، هل تعلمون بأنّ الله وعدكم بالبيان الحقّ للقرآن ونزّل القرآن على خاتم الأنبياء والمُرسلين محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم، وقال الله تعالى:
    {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ} صدق الله العظيم [القيامة:١٨].

    والقارئ هو جبريل عليه الصلاة والسلام إلى محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، وقال الله تعالى: {وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ ﴿١﴾ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ ﴿٢﴾ وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ ﴿٣﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ ﴿٤﴾ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾ ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَىٰ ﴿٦﴾ وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَىٰ ﴿٧﴾ ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ ﴿٨﴾ فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ ﴿٩﴾ فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ ﴿١٠﴾} صدق الله العظيم [النجم].

    ومعنى قوله:
    {وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ} أي وما يتكلم إلا بما كلمه به معلِّمُه جبريل عليه الصلاة والسلام لذلك قال: {إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ ﴿٤﴾ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾}، وشديد القوى هو جبريل، وهو من أعظم الملائكة في الحجم وبسطةً في العلم، وذلك لأنّ الملائكة ليسوا سواءً في الأحجام، وذلك لأنّهم ليسوا بالتناسل فيأتي الابنُ مثل أبيه؛ بل يخلقهم الله بكن فيكون كيف يشاء. وقال الله تعالى: {جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ} صدق الله العظيم [فاطر:١].

    وإنّ جبريل عليه الصلاة والسلام من الملائكة العظام في الخليقة حتى إذا تنزَّل إلى محمدٍ رسول -الله صلّى الله عليه وآله وسلّم- يستوي بإذن الله إلى بشرٍ كما استوى حين ابتعثه الله إلى مريم ليُبشِّرَها بأنّها سوف تلد غلاماً بكن فيكون، فصدّقت بكلمات ربّها، وكذلك تمثل لمحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم بشراً سوياً، ثم دنى من محمدٍ رسول الله صلّى عليه وآله وسلّم
    فكان قاب قوسين وهي: المسافة لحبل القوس الرابط بين القوسين المُتقابلين والمُنحنيَيْن، وذلك لأنّه يشدّ محمداً رسول الله إليه أثناء الوحي بادئ الرأي ولكن المسافة غير ثابتة بينهما أثناء الوحي كما يبدو لي في القرآن العظيم في دقة الخطاب. لذلك قال الله تعالى: {فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ} وليس ذلك قولاً بالظنّ منه تعالى بقوله: {أَوْ أَدْنَىٰ}؛ بل من دقة القول الصدق منه تعالى يقول بأنَّ المسافة لم تكن ثابتة وذلك لأنّ جبريل كان يشدّه إليه ثم يلين له، وذلك لكي يركّز محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم لما سوف يقوله لهُ المرسل إليه وليعلم عظمة الأمر وأنّه القول الفصل وما هو بالهزل من ربّ العالمين. لذلك قال تعالى: {فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ}؛ أي أوحى الله سبحانه إلى محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم ما أوحاه جبريل إلى محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم. ولكنَّ محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم رأى جبريل نزلةً أخرى ولكن على هيئته ملكاً عظيماً وذلك عند سدرة المُنتهى ليلة الإسراء والمعراج، ورأى في تلك الليلة من آيات ربّه الكُبرى.

    إذاً المُعلم الشديد القوى هو (جبريل) عليه الصلاة والسلام الذي كان يُعلّم محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم القرآن، ولكنَّ المهديّ المنتظَر يُعلِّمُه البيان (اللهُ الذي خلقه) مُباشرةً بوحيّ التفهيم. لذلك قال الله تعالى: {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿١٨﴾ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [القيامة].

    فأمّا القرآن فعلّمه الله لجبريل ليُعلمه محمّداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، وأمّا البيان فكان الله هو المُعلِّم به مُباشرة إلى المهديّ المنتظَر، وذلك هو التأويل الحقّ لقوله تعالى:
    {ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ}. وقال الله تعالى: {الرَّحْمَٰنُ ﴿١﴾ عَلَّمَ الْقرآن ﴿٢﴾ خَلَقَ الْإِنْسَانَ ﴿٣﴾ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ﴿٤﴾} صدق الله العظيم [الرحمن].

    والرحمن علم القرآن لجبريل ليُعلّمه لمحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، وذلك هو التأويل لقوله
    {الرَّحْمَٰنُ ﴿١﴾ عَلَّمَ الْقرآن ﴿٢﴾}، وأما المهديّ المنتظَر صاحب علم الكتاب فهو الإنسان الذي علّمهُ اللهُ البيان الشامل للقرآن وأنّ الشمس والقمر بحسبان، فقد علّمناكم بالسَنّة الشّمسيّة في ذات الشمس وكذلك السَّنة القمريّة لذات القمر وفصّلنا ذلك من القرآن تفصيلاً.

    ومعنى قوله خلق الإنسان فذلك هو المهديّ المنتظَر حتى إذا جاء العمر المناسب له علّمه البيان الحقّ للقرآن ولم يخبِّئْه في سرداب السامري ثم أخرجه وعلّمه! وربّما يقول الجاهلون إنه يقصد بقوله: {الرَّحْمَٰنُ ﴿١﴾ عَلَّمَ الْقرآن ﴿٢﴾} أي آدم عليه السلام، ونسي قوله تعالى: {يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ﴿٦﴾ الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ ﴿٧﴾ فِي أَيِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَكَّبَكَ ﴿٨﴾} صدق الله العظيم [الإنفطار].

    ومن ثم نقول له إنّ الإنسان الذي خلقه الله وعلّمه البيان لم يكن قبل نزول القرآن بل بعد تنزيل القرآن، والقرآن لم يتنزّل على آدم بل على محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، ويخصه قوله تعالى:
    {الرَّحْمَٰنُ ﴿١﴾ عَلَّمَ الْقرآن ﴿٢﴾}، أي علمه لجبريل ليُعلمه لمحمدٍ رسول الله عليهما الصلاة والسلام، ثم من بعد ذلك وفي الوقت المناسب خلق الإنسان الذي يُعلمه الله البيان الحقّ للقرآن وذلك هو المقصود في قوله تعالى: {ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ} صدق الله العظيم، وذلك بعد أن يحيطكم الله ما شاء من علمه لترون آيات ربّكم على الواقع الحقيقي. تصديقاً لقوله تعالى: {وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:١٠٥].

    إذاً يا محب المهديّ، من كفر بالمهديّ المنتظَر الحقّ الذي يدعو النّاس لاتّباع الحقّ فقد كفر بالبيان الحقّ للقرآن العظيم، وهل تراني أخاطبكم بغير حديث الله في القرآن العظيم؟ إذاً من كفر بما أقول فقد كفر بالبيان الحقّ والذي لا آتيكم به بقول الظنّ والاجتهاد بل أستنبط البيان الحقّ للقرآن من نفس القرآن فمن كذّبني كذّب بالقرآن ومن صدّقني صدّق القرآن، ولستّ أنت وحدك لا تكذِّب ولا تُصدِّق بل كثيرٌ من الذين اطّلعوا على أمري في أنفسهم ما في نفسك، فلستَ مُكذباً بشأني ولستَ مُصدقاً لأنّك لا توقن بآيات الله في أنّ الشمس أدركت القمر، وكذلك بالكوكب السابع من بعد الأرض والذي هو نفسه الكوكب العاشر بالنسبة للمجموعة الشّمسيّة والذي هو نفسه الثاني عشر بإضافة الشمس والقمر من الكواكب ذات الأهمية، وكذلك لا توقن بالأرض المفروشة باطن الأرض الأميّة جنّة الفتنة برغم أنّكم رأيتم بوّابات الأرض بالصورة تصديقاً للبيان الحقّ ثم لا توقنون! وبأيِّ حديثٍ بعده توقنون يا محب المهديّ؟ وكذلك لا تصدِّقون بجسد المسيح عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام أنّه في الأرض حتى إذا وقع القول أخرجه لكم حيّاً يمشي ويدعو النّاس لاتّباع الحقّ المهديّ المنتظَر ويكون من التابعين، وأما وقوع القول فهو بسبب عدم اليقين في قلوب النّاس بحقيقة ما نبيِّن لهم من حقائق آيات ربّهم على الواقع الحقيقي.

    ولربّما يريد أن يُجادلني الذين لا يعلمون فيقولون: "كيف تزعم بأنّ الدابة التي يخرجها الله من الأرض أنّها المسيح عيسى ابن مريم والقول واضح
    {دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ}؟". ومن ثم نردّ عليه ونقول له: ألستَ أنتَ دابّة تمشي على الأرض؟ وقال الله تعالى: {وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النّاس بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ} صدق الله العظيم [فاطر:٤٥]. أي ماترك عليها من إنسان، إذاً الإنسان دابة، إذاً معنى قوله: {أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ} أي يُخرج لهم إنساناً يكُلمهم كهلاً بالحقّ كما كلّم النّاس بالحقّ من قبل وهو في المهد صبياً، وسوف تعود الروح لابن مريم المرفوعة إليه إلى جسدها لتُكلِّم النّاس هذه النفس المباركة وهو كهلٌ. لذلك قال الله تعالى: {وَيُكَلِّمُ النّاس فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا} صدق الله العظيم [آل‌عمران:٤٦].

    والآية تتكلم عن مُعجزتين في التكليم فأمّا الأولى فيكلمهم بالحقّ وهو في المهد صبياً، وأما الآية الأخرى فهي رجوع روح ابن مريم إلى الجسد فيُحييه اللهُ فيكلِّمَهم وهو كهلٌ، وهل كلام الكهل للناس معجزة؟ بل المعجزة في رجوع روح ابن مريم إلى جسدها آيةٌ من الله ولكنّكم بآيات ربِّكم لا توقنون، ومن أجل ذلك سوف يُعذّب الله الذين لم يوقنوا بالتأويل الحقّ على الواقع الحقيقي ويحقّ القول على الكافرين، والسلام على من اتّبع الهادي إلى الصراط المُستقيم..

    الإمام ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــ




  2. ترتيب المشاركة ورابطها: #2  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 182788   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,705

    افتراضي


    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    18 - 12 - 1430 هـ
    06 - 12 - 2009 مـ
    02:45 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ


    بزرگ ترین فرشتگانی که در کتاب آمده اند؛هشت فرشته حمل کننده عرش خداوند سبحان و تعالی هستند.


    سرورم امام ناصر در حین خواندن بیانات شما دیدم از حدیثی یاد کرده اید که فاصله بین گوش و گردن یکی از ملائکه برابر700 سال است از کتاب محفوظ از تحریف نیز آموخته ایم که خداوند تعالی می فرماید: { مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿11﴾ أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى ﴿12﴾ وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى ﴿13﴾ عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى ﴿14﴾ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى ﴿15﴾ إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى ﴿16﴾ مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى ﴿17﴾ لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ﴿18﴾ } صدق المولى عز وجل العلى العظيم. و خداوند تعالی می فرماید: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ { الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴿1﴾ مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ﴿2﴾ } صدق ربى العظيم. و خداوند تعالی می فرماید: { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ﴿6﴾ } صدق الله العظيم.

    با اینکه می دانم قسمتی از پاسخم از قبل در پایگاه هست؛ اما توضیحات بیشتری می خوام ؛چون دیدم در مورد سؤال پیرامون (السراء و الضراء) به تفصیل جواب دادید؛این امر به من شجاعت داد که برای قول سنگین خداوند بیان و توضیح بیشتری بخواهم.سؤال این است که ما توضیح و بیان حق بیشتری درباره قول ثقیل خداوند می خواهیم تا بیشتر درباره مخلوقاتی که خالق متین و فاطر اسمان ها و زمین افریده است بدانیم؛ بخصوص درباره ملائکه فرقی ندارد فرشتگان رحمت باشند یا فرشتگان عذاب( ملائکه حفظه، ملائکه مرگ؛ ملائکه یاری رسان در جنگ ؛ ملائکه حامل عرش؛ ملائکه ای که در دروازه های آسمان هستند و آن را از شر هر شیطان سرکشی حفظ می کنند؛ملائکه مجالس ذکر؛ ملائکه عذاب؛ ملائکه آتش ونگهبانان جهنم) آیا نام نگهبان آتش مالک و نام نگهبان بهشت رضوان است؟ آن فرشتگانی که دو بال دارند کدامند؛ آنها که سه بال دارند چه؟ و آنها که چهار بال دارند؟والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته أيها الامام النور



    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وآله الطيبين الطّاهرين والتّابعين للحقّ إلى يوم الدين..

    أخي الكريم سلام الله عليكم ورحمته وبركاته السلام علينا وعلى جميع عباد الله المسلمين في ملكوت الله من الأولين والآخرين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.


    خداوند به تو برکت و بصیرت دیدن حق را عنایت فرماید که از ساده لوحانی نیستی که به عقل دیگران اعتماد می کنند و از عقل خود استفاده نمی نمایند.مگر خداوند انسان را سمیع و بصیر نیافریده است ؛پس چرا از عقل خود برای تمایز قائل شدن بین دعوت حق و باطل یاری نمی جوید؟خداوند تعالی می فرماید:
    { إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿٢﴾ إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ﴿٣﴾ }
    صدق الله العظيم [الانسان].

    {ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم، و او را می‌آزماییم؛ او را شنوا و بینا قرار دادیم! (۲) ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس! (۳)}


    اگر برای خداوند حجت بیاورند که ازعلمای دینی که مردم را به سوی خود دعوت می کردند پیروی کرده اند با این تصور که دعوت آنها به سوی بصیرتی است که از جانب پروردگارشان آمده ولی از راه راست-صراط مستقیم- منحرف شده اند؛ خداوند برایشان از عقل شان حجت می آورد که چرا ناآگاهانه و بدون داشتن علم از جانب پروردگارشان از علمای گمراه پیروی کرده اند و چرا برای تدبر در بیانات این مدعیان از عقلشان استفاده نکرده اند که ببینند دلایل را از کجا می اورند و آیا حرف هایشان را عقل و منطق می پذیرد ؛ یا اینکه از علمایی هستند که ندانسته به خداوند نسبت می دهند. طالب علم و حق جو به این نتیجه می رسد که باید درباره دلایل ، استدلال ها وعلم مدعیان تدبر و تفکر کند؛ و بر اوست که به عقل خود رجوع نماید و اگر کورکورانه پیرو آنان شود؛کسانی که ندانسته به خداوند نسبت می دهند او را ازراه راست منحرف خواهند کرد وخداوند از او بازخواست خواهد کرد که چرا باوجود اینکه عقلش از او گرفته نشده بود؛ از آن استفاده نکرد و کورکورانه به دنبال آنان افتاد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    { وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا } صدق الله العظيم [الإسراء:٣٦]،

    { از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.}

    اما بیان کلام خداوند تعالی که می فرماید: { وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ } { از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن} یعنی علم وبرهان علمی از جانب پروردگارت به آن مدعی داده شده است یا اینکه با نادانی به خداوند نسبت می دهد، و این چیزی است که حق جو با عقل و تفکر در استدلال های علمی آن عالم می تواند آن را دریابد .


    و اما درمورد مخلوقات؛کوچکترین چیزی که در کتاب یافته ام اتم (ذره ) و اجزاء آن است و گوا
    ه آن فرموده خداوند تعالی است که:

    { لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّ‌ةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْ‌ضِ وَلَا أَصْغَرُ‌ مِن ذَٰلِكَ وَلَا أَكْبَرُ‌ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿٣﴾ } صدق الله العظيم [سبأ]

    {به اندازه سنگینی ذرّه‌ای در آسمانها و زمین از علم او دور نخواهد ماند، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر اینکه در کتابی آشکار ثبت است}

    و گواهی از فرموده خداوند تعالی :

    { قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّـهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْ‌ضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْ‌كٍ } صدق الله العظيم [سبأ:٢٢]

    {بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید بخوانیدآنها به اندازه ذرّه‌ای در آسمانها و زمین مالک نیستند، و نه در آنها شریکند، و نه یاور او بودند}

    یعنی آنها درتمام آسمان ها و زمین ها چیزی حتی به اندازه یک اتم ( ذره ) نیافریده اند وگواهی از فرموده خداوند تعالی:
    { فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ ﴿٧﴾ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ﴿٨﴾ }
    صدق الله العظيم [الزلزلة].

    { پس هر کس هموزن ذرّه‌ای کار خیر انجام دهد آن را می‌بیند! (۷) و هر کس هموزن ذرّه‌ای کار بد کرده آن را می‌بیند! (۸)}

    و این اتم (ذره ) و أجزاء آن کوچکترین چیزی است که خداوند در آسمان ها و زمین آفریده است که آن هم مشغول تسبیح و تقدیس و ستایش خداوند است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    { تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْ‌ضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَـٰكِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورً‌ا ﴿٤٤﴾ }
    صدق الله العظيم [الإسراء].

    {آسمانهای هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او می‌گویند؛ و هر موجودی، تسبیح و حمد او می‌گوید؛ ولی شما تسبیح آنها را نمی‌فهمید؛ او بردبار و آمرزنده است.}

    همه چیزها مشغول تسبیح پروردگارشان هستند ازکوچکترین چیز یعنی اتم (ذره ) واجزاء آن تا بزرگ ترین آفریده اش که درخت یعنی سدرة المنتهی است که حجاب پروردگار و عرش اوست و از تمام ملکوت آسمان ها و زمین بزرگ تر است؛ همانا که سدرة المنتهی از بهشتی که عرضش از اندازه آسمان ها و زمین است بزرگ تر است.برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    { سِدْرَةِ الْمُنْتَهَىٰ ﴿١٤﴾ عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ ﴿١٥﴾ }
    صدق الله العظيم [النجم].

    { نزد «سدرة المنتهی»، (۱۴) که «جنت المأوی» درنزد آن است! (۱۵)}

    این حجاب پروردگار و عرش اوست که آخرین موضعی است که مخلوقات خداوند بدان راه دارند و سپس ذات پروردگار است.این درخت حد فاصل بین بندگان و معبودشان است پایین آن خلائق و آنچه که بر آن است خداوند رحمان است که بر عرش استیلا دارد:
    { يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ }
    صدق الله العظيم [سبأ:٢]

    { آنچه در زمین فرومی‌رود و آنچه را از آن برمی‌آید می‌داند، و (همچنین) آنچه از آسمان نازل می‌شود و آنچه بر آن بالا می‌رود؛ و او مهربان و آمرزنده است.}


    و خداوند نبی خود موسی علیه الصلاة و السلام را از این درخت ن
    دا داد در حالی که او در خطه ای مبارک قرار دارد داشت و نجواكنان او را (به خود) نزديك ساخت و خداوند تعالی می فرماید:
    { نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَىٰ إِنِّي أَنَا اللَّهُ ربّ العالمين } صدق الله العظيم [القصص:٣٠].
    {
    از کرانه راست درّه، در آن جایگاه مبارک، از درخت ندا داده شد که: «ای موسی! منم خداوند، پروردگار جهانیان}
    و اما نبی خداوند در کره زمین و در خطه ای مبارک در کرانه راست آن وادی و دره در سرزمین مقدس طوی قرار دارد و اما منبع صدا ی پروردگار از{ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ ربّ العالمين از درخت ندا داده شد که: «ای موسی! منم خداوند، پروردگار جهانیان } صدق الله العظيم و این درخت سدرةالمنتهی است و همانا که خداوند نبی خود موسی را با صوت و نجواكنان او را (به خود) نزديك ساخت و با صوت با وی سخن گفت و او صدا را به قدرت خداوند شنید و ندای خداوند را همسر او که در مکانی نزدیک بود نشنید و خداوند نجواكنان او را (به خود) نزديك ساخت با او سخن گفت .اما محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم ؛ خداوند از طریق رسول الله جبريل عليه الصلاة والسلام دعوتی برای وی فرستاد تا به محضر پروردگارش برود و خداوند در شب معراج از ورای سدرة المنتهی با وی سخن گوید و ( جبرئیل ) او را از میان ملکوت کیهانی گذراند تا آتشی را که به کفار وعده داده شده به وی نشان دهد و همچنین بهشتی که به ابرار وعده داده شده را مشاهده نماید .گواهی بر فرموده خداوند تعالی:
    { وَإِنَّا عَلَىٰ أَنْ نُرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ }
    صدق الله العظيم [المؤمنون:٩٥].
    { و ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم!}

    او خداوند سبحان و تعالی را ندید که خداوند بسی والاتراز این است؛بلکه نشانه های بزرگ پروردگارش را که در کتاب آمده اند ،مشاهده نمود و از این آیات و نشانه های بزرگ نور وجه خداوند سبحان و تعالی است که سدرة المنتهی را پوشانده بود؛ و آز ایات و نشانه های بزرگ؛ خود سدره است که بزرگ ترین مخلوق خداست که درکتاب به آن اشاره شده است و بهشت در نزد آن است و علی رغم اینکه بهشت به اندازه آسمان ها و زمین است اما ذکر می شود که در نزد سدرة المنتهی است(نشانه بزرگتر بودن سدرة المنتهی) .از دیگر نشانه ها بزرگ ترین ملائکه ای هستند که در کتاب آمده اند وآنها هشت فرشته ای هستند که عرش خداوند سبحان و تعالی و والامرتبه را حمل می کنند.


    و اما نگاهبانان جهنم تنها نوزده فرشته اند که از گروه فرشتگان بزرگ خداوندند و هربار که کافران بخواهند از جهنم خارج شوند با واسطه بال های خود آنها را بازمی گردانند و اینکه ضربه بال فرشته باعث بازگرداندن چه تعداد ازامت ها به داخل آتش می شود را تنها خداوند می داند و کافران را با ضربات بسیار دردناک بال خود به آتش جهنم بازمی گردانند تا عذاب سوزان را بچشند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    { كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ }
    صدق الله العظيم [الحج:٢٢].
    {
    هر گاه بخواهند از غم و اندوه‌های دوزخ خارج شوند، آنها را به آن بازمی‌گردانند؛ و بچشید عذاب سوزان را! }

    و فرشتگان آتش از فرشتگان بسیار بزرگ خداوندند که چهار بال دارند و بسیار سخت گیر و خشن هستند و از امر خداوند نافرمانی نمی کنند و هرفرمانی که پروردگار بدهد اجرا می نمایند و تنها با یک ضربه بالشان امت های بسیاری را به آتش باز می گردانند که تعداد آنها را تنها خداوند می تواند آن را محاسبه نماید و فرمانده آنها فرشته ای است به نام "مالک".گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    { وَنَادَوْا يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا ربّك قَالَ إِنَّكُمْ مَاكِثُونَ ﴿٧٧﴾ لَقَدْ جِئْنَاكُمْ بالحقّ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ﴿٧٨﴾ }
    صدق الله العظيم [الزخرف]
    {
    آنها فریاد می‌کشند: «ای مالک پروردگارت ما را بمیراند .می‌گوید: «شما در این جا ماندنی هستید!» (۷۷) ما حق را برای شما آوردیم؛ ولی بیشتر شما از حق کراهت داشتید! (۷۸)}
    و کوچک ترین فرشتگان از نظر حجم؛ دو فرشته ی موکل انسان هستند که اعمال خیر و شر او را ثبت می کنند و مکلف اند که همراه او باشند تا زمان مقدر شده برای مرگ فرا برسد و سپس جان او را می گیرند.این دو فرشته نامشان رقیب و عتید است. فرشتگان مرگ هر انسان همراه او هستند و همان رقیب و عتیدند که پیش از این در مورد وظایفی که بدان گمارده شده اند برایتان توضیح داده ایم.آنها از کوچک ترین انواع فرشتگان مکرم خداوندند و در برابر کافر کوتاهی نمی نمایند واو را برای چشیدن عذای دردناک به آتش جهنم می اندازند و در اینجا مأموریت شان خاتمه می یابد. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    { أَلْقِيَا فِي جهنّم كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ ﴿٢٤﴾ مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُرِيبٍ ﴿٢٥﴾ الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ ﴿٢٦﴾ } صدق الله العظيم [ق].

    {هر کافر متکبّر لجوج را در جهنّم افکنید! (۲۴) آن کسی که به شدّت مانع خیر و متجاوز و در شکّ و تردید است (۲۵) همان کسی که معبود دیگری با خدا قرار داده، او را در عذاب شدید بیفکنید! (۲۶)}

    یکی از آنها که همان عتید است موی پیشانی اش را گرفته و دیگری که رقیب است پایش را گرفته و او را به آتش می افکنند و علت این است که او را به سوی دروازه ای از جهنم می رانند؛اما حاضر به ورود به آن نمی شود لذا از موی پیشانی و پایش او را گرفته و به داخل آتش می اندازند.گواه آن فرموده خداوند است: { فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ } صدق الله العظيم [الرحمن:٤١].{ و آنگاه آنها را از موهای پیش سر، و پاهایشان می‌گیرند} و او را به آتش جهنم می اندازند .گواه آن فرموده خداوند تعالی است: { فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ، او را در عذاب شدید بیفکنید } صدق الله العظيم. سپس مأموریت رقیب و عتید پایان می یابد و همان فرشتگانی که مأمور ثبت اعمال انسان هستند ؛ فرشتگان مرگ او هستند و در زمان مقدر شده؛ انسان را می میرانند و در کار خود کوتاهی نمی کنند تا اینکه اگر از اهالی آتش باشد؛او را به آتش جهنم بیفکنند و بکار خود خاتمه دهند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: { وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يُفَرِّطُونَ } صدق الله العظيم [الأنعام:٦١]. {او بر بندگان خود تسلّط کامل دارد؛ و مراقبانی بر شما می‌گمارد؛ تا زمانی که یکی از شما را مرگ فرا رسد؛ فرستادگان ما جان او را می‌گیرند؛ و آنها کوتاهی نمی‌کنند } و اینها از کوچک ترین انواع فرشتگان هستند و بزرگ ترین فرشتگان؛ هشت فرشته ای هستند که عرش خداوند رحمن را حمل می کنند و بعد از آنها از نظر بزرگی فرشتگان نوزده گانه که نگهبانان سختگیر و خشن جهنمند.


    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخو المؤمنين الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــ

    اقتباس المشاركة: 35230 من الموضوع: رد الامام على محب المهدي: جبريل عليه الصلاة والسلام من الملائكة العظام في الخليقة


    Englishفارسى Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français

    - 2 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    19 - 12 - 1430 هـ
    06 - 12 - 2009 مـ
    02:45 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ


    أكبر ملائكةٍ في الكتاب هم الثمانية؛ حملة عرشه سبحانه وتعالى..


    سيدى الإمام ناصر فى قراءتى لبياناتكم وجدت ذكر حديث يتكلم عن أن المسافة مابين شحمة أذن ملك من الملائكة وبين رقبته تعدل مسيرة 700 سنة. كما أننا نعلم أيضا من الكتاب المحفوظ من التحريف بقوله تعالى: { مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿11﴾ أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى ﴿12﴾ وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى ﴿13﴾ عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى ﴿14﴾ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى ﴿15﴾ إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى ﴿16﴾ مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى ﴿17﴾ لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ﴿18﴾ } صدق المولى عز وجل العلى العظيم. وقال تعالى: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ { الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴿1﴾ مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ﴿2﴾ } صدق ربى العظيم. وقال تعالى: { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ﴿6﴾ } صدق الله العظيم.
    وبرغم أننى أعلم أن جزءاً من الإجابة موجود سابقا فى المنتدى ولكننى أريد مزيداً من التفصيل لأنني وجدتكم تجيبون وبتفصيل على سؤال ( السراء والضراء ) مما شجعني أن أطلب مزيداً من البيان من القول الثقيل. والسؤال هنا، نريد مزيداً من القول الثقيل والبيان الحق للتعرف على مخلوقات الخالق المتين فاطر السماوات والأرض وخاصة الملائكة سواء ملائكة رحمة أم ملائكة عذاب ( الملائكة الحفظة - ملائكة الموت - ملائكة النصرة فى النزال - ملائكة حملة العرش - ملائكة على أبواب السماوات حفظاً من كل شيطان مارد - ملائكة حضور مجالس الذكر - ملائكة العذاب، أصحاب النار، زبانية جهنم ) وهل خازن النار اسمه مالك و حارس الجنة اسمه رضوان؟ ومن هم أصحاب الأجنحة المثنى؟ ومن أصحاب الثلاث؟ من أصحاب الأربع أجنحة؟ والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته أيها الامام النور.
    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وآله الطيِّبين الطّاهرين والتّابعين للحقّ إلى يوم الدين..

    أخي الكريم ، سلامُ الله عليكم ورحمته وبركاته السلام علينا وعلى جميع عباد الله المسلمين في ملكوت الله من الأولين والآخرين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..

    وبارك الله فيك وبصرّك بالحقّ، فلم تكن من الإمّعات من الذين يعتمدون على عقول النّاس ولا يستخدمون عقولهم، ألم يجعل الله الإنسان سميعاً بصيراً فلماذا لا يستخدم عقله ليُميّز بين دعوة الحقّ ودعوة الباطل؟ وقال الله تعالى:
    {إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿٢﴾ إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ﴿٣﴾} صدق الله العظيم [الانسان]. فإن احتجّ على ربّه أنهُ اتّبع أحد الدُعاة من العلماء ظنّاً منه أن دعوته على بصيرةٍ من ربّه فأضلّه عن الصراط المستقيم، ثم يحاجّه ربّه بعقله لمن اتبع لعُلماء الضلالة بغير علمٍ من ربّه ولماذا لم يستخدم عقله فيتدبر سُلطان علم الداعية من أين جاء به وهل يقبله العقل والمنطق أم إنّه من العلماء الذين يقولون على الله ما لا يعلمون. فهذه يتوصل إليها طالب العلم الباحث عن الحقّ بالتدبر والتفكر في سُلطان علم الداعية، فعليه أن يلجأ إلى عقله وإن اتّبع الاتّباع الأعمى فأضلّه الذين يقولون على الله ما لا يعلمون عن سواء السبيل فلسوف يسأله الله عن عقله إن لم يأخذه منه، فلماذا يتبع الاتّباع الأعمى دون أن يستخدم عقله؟ تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا} صدق الله العظيم [الإسراء:٣٦]، وأما البيان لقول الله تعالى: {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ} أي علم من ربّك سلطان علم الداعية أم إنّه يقول على الله ما لم يعلم، فهذا شيءٌ سوف يدركه الباحث عن الحقّ بالعقل وبالتفكر في سلطان علم العالم.

    وبالنسبة للمخلوقات فأصغر شيء أجده في الكتاب هي الذرّة وما حوت. تصديقاً لقول الله تعالى: {لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّ‌ةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْ‌ضِ وَلَا أَصْغَرُ‌ مِن ذَٰلِكَ وَلَا أَكْبَرُ‌ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿٣﴾} صدق الله العظيم [سبأ]، وتصديقاً لقول الله تعالى: {قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّـهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْ‌ضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْ‌كٍ} صدق الله العظيم [سبأ:٢٢]، بمعنى أنهم لم يخلقوا مثقال ذرةٍ في السموات ولا في الأرض، وتصديقاً لقول الله تعالى: {فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ ﴿٧﴾ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ﴿٨﴾} صدق الله العظيم [الزلزلة]. فتلك الذرّة وما حوت هي أصغر شيءٍ خلقه الله في السموات والأرض وهي تُسبِّح بحمد الله وتُقدِّس له. تصديقاً لقول الله تعالى: {تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْ‌ضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِنّ مِّن شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَـٰكِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورً‌ا ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الإسراء]. وكل شيءٍ يسبح بحمد ربّه من الذرّة وما حوت أصغر شيء إلى أكبر شيء في خلقه وهي الشجرة وتلك سدرة المُنتهى حجاب الربّ وعرشه أكبر من ملكوت السموات والأرض؛ بل سدرة المُنتهى هي أكبر من الجنّة التي عرضها كعرض السموات والأرض. ولذلك قال الله تعالى: {سِدْرَةِ الْمُنْتَهَىٰ ﴿١٤﴾ عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [النجم]. وذلك حجاب الربّ وعرشه فهي منتهى خلقه إلى ذاته، وهي الفاصل بين العباد والمعبود فما دونها الخلائق وما عليها الرحمن على العرش استوى: {يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ} صدق الله العظيم [سبأ:٢].

    ونادى الله نبيّه موسى عليه الصلاة والسلام من الشجرة وهو في البقعة المُباركة فأسمعه صوته وقرَّبه نَجِيّاً، وقال الله تعالى:
    {نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَىٰ إِنِّي أَنَا اللَّهُ ربّ العالمين} صدق الله العظيم [القصص:٣٠].

    فأمّا موقع نبيّ الله فهو في الأرض في البقعة المُباركة من شاطئ الوادي الأيمن بالوادي المقدس طُوى، وأما مصدر نداء الربّ فهو: {مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ ربّ العالمين} صدق الله العظيم؛ وتلك الشجرة هي سدرة المنتهى، وإنما قرّب الله نبيّه موسى نَجِيّاً بالصوت فأسمعه صوته بقدرته ولم تسمع نداء الله زوجتُه وهي على مقربةٍ من المكان، و كلّمه الله تكليماً وقربه نَجِيّاً.

    وأمّا محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فقد بعث الله إليه بالدعوة عن طريق رسول الله جبريل عليه الصلاة والسلام ليحضره إلى ربّه فيكلِّمه تكليماً من وراء السّدرة ليلة المعراج إلى ربِّه، فمرّ به في الملكوت الكونيّ ليريه النّار التي وعد بها الكُفار ويريه الجنّة التي وعد بها الأبرار. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَإِنَّا عَلَىٰ أَنْ نُرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ} صدق الله العظيم [المؤمنون:٩٥]. ولم يرَ الله سُبحانه وتعالى علوَّاً كبيراً بل رأى من آيات ربّه الكُبرى في الكتاب، ومن آياته الكبرى ما يغشى سدرة المُنتهى من نورِ وجهه سبحانه وتعالى علواً كبيراً، ومن آياته الكُبرى السّدرة التي هي أكبر شيء خلقه الله في الكتاب التي عندها الجنّة، فبرغم أنّ الجنّة عرضها السموات والأرض ولكنّها عند سدرة المُنتهى، ثم أكبر ملائكةٍ في الكتاب وهم الثمانية حملة عرشه سُبحانه وتعالى علواً كبيراً.

    وأما خزنة جهنّم فهم تسعة عشر ملكاً فقط، وهم من النوع الأكبر فكُلما أراد الكُفار أن يخرجوا من نار جهنّم أُعيدوا فيها بواسطة أجنحة الملائكة الكُبرى، فضربة جناح الملك تُرجع أُمماً لا يحصيها إلا الله فيعيدهم بضربة جناحه بشدةٍ مؤلمةٍ إلى نار جهنّم فيقولون لهم ذوقوا عذاب الحريق. تصديقاً لقول الله تعالى: {كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ} صدق الله العظيم [الحج:٢٢].

    وملائكة النّار في الحجم من النوع الأكبر ذوي أربعة الأجنحة غلاظٌ شدادٌ لا يعصون الله ما أمرهم ويفعلون ما يؤمرون، وبضربة أحد أجنحته يصدّ أمماً لا يحصيها إلا الله فيعيدهم بضربةٍ جناحه إلى نار جهنّم وقائدهم ملك يُدعى (مالك). تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَنَادَوْا يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا ربّك قَالَ إِنَّكُمْ مَاكِثُونَ ﴿٧٧﴾ لَقَدْ جِئْنَاكُمْ بالحقّ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ﴿٧٨﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].

    وأصغر حجم في الملائكة هم الملكان الموكلان بالإنسان بحفظ عمله خيره وشره فهم مُكلفان معه حتى يأتي قدر موته ثم يتوفونه وهما رقيب وعتيد، وكُلّ إنسان معه ملائكة الموت وهم رقيب وعتيد كما سبق تفصيل مهامهم الموكلة إليهم في بيان قبل هذا، وهم من أصغر أنواع الملائكة المُكرّمين ولا يفرطون في الكافر حتى يُلقياه في العذاب الشديد في نار جهنّم ثم تنتهي مهمتهم. تصديقاً لقول الله تعالى: {أَلْقِيَا فِي جهنّم كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ ﴿٢٤﴾ مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُرِيبٍ ﴿٢٥﴾ الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ ﴿٢٦﴾} صدق الله العظيم [ق].
    ويأخذ أحدهم بناصيته وهو عتيد وأمّا رقيب فيأخذه بقدميه فيلقياه فيقذفون به في نار جهنّم، وذلك لأنهم يسوقونه إلى الباب فيأبى أن يدخل نار جهنّم ومن ثم يأخذوه بناصيته وقدميه فيقذفون به في نار جهنم. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ} صدق الله العظيم [الرحمن:٤١]. فيلقون به في نار جهنم. تصديقاً لقول الله تعالى: {فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ} صدق الله العظيم، ثم تنتهي مهمة رقيبٍ وعتيدٍ وهم أنفسهم ملائكة الموت الحفظة لعمل الإنسان حتى يأتي قدره فيتوفونه وهم لا يفرّطون به حتى يلقوا به في نار جهنّم فيُخلوا مسؤوليتهم إذا كان من أصحاب الجحيم. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يُفَرِّطُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:٦١].

    وهم من أصغر أحجام الملائكة، وأعظم الأحجام هم الثمانية حملة عرش الرحمن، ويليهم في الحجم تسعة عشر ملك وهم خزنة جهنّم الغلاظ الشداد.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخو المؤمنين؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــ




  3. ترتيب المشاركة ورابطها: #3  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 182790   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,705

    افتراضي


    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    10 - 12 - 1430 هـ
    28 - 11 - 2009 مـ
    07:13 مساءً
    ــــــــــــــــــــ


    خداوند رحمن فرشتگان را از راه زاد و ولد نمی آفریند

    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

    { الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السموات وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ }
    صدق الله العظيم [فاطر:١].
    { ستایش مخصوص خداوندی است آفریننده آسمانها و زمین، که فرشتگان را رسولانی قرار داد دارای بالهای دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه، او هر چه بخواهد در آفرینش می‌افزاید، و او بر هر چیزی تواناست}
    وسلامٌ على الُمرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
    ای برادر پرسشگر؛بدان که خداوند رحمن ملائکه را با زاد و ولد نمی آفریند و بنابر اینملائکه رشد نکرده ویا پیر نمی شوند؛ نمی خورند و نمی آشامند.آنها تا زمانی که آسمان ها و زمین برجاست بندگان خالد و جاودانی خداوندند و سپس خداوند همان گونه که آنها را آفریده است؛یعنی با قدرت"کن فیکون"؛ قبل از درهم پیچیدن آسمان ها و زمین ایشان را می میراند.آنها زاد و ولد نمی کنند که به صورت نوزاد متولد شده و سپس بخورند و بیاشامند تا رشد کنند؛ به هیچ وجه چنین نیست.خداوند آنان را با کن فیکون خلق می نماید و دلیل غذا نخوردن ملائکه را در داستان میهمانان مکرم ابراهیم در ایات محکم قرآن می یابیم:
    { هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ ﴿٢٤﴾ إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ ﴿٢٥﴾ فَرَاغَ إِلَىٰ أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ ﴿٢٦﴾ فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿٢٧﴾ فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ ﴿٢٨﴾ فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ ﴿٢٩﴾ قَالُوا كَذَٰلِكِ قَالَ ربّك إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ ﴿٣٠﴾ قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ ﴿٣١﴾ قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَىٰ قَوْمٍ مُجْرِمِينَ ﴿٣٢﴾ لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِنْ طِينٍ ﴿٣٣﴾ مُسَوَّمَةً عِنْدَ ربّك لِلْمُسْرِفِينَ ﴿٣٤﴾ فَأَخْرَجْنَا مَنْ كَانَ فِيهَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿٣٥﴾ فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿٣٦﴾ وَتَرَكْنَا فِيهَا آية لِلَّذِينَ يَخَافُونَ الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ﴿٣٧﴾ } صدق الله العظيم [الذاريات]
    {آیا خبر مهمانهای بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است؟ (۲۴) در آن زمان که بر او وارد شدند و گفتند: «سلام بر تو!» او گفت: «سلام بر شما که جمعیّتی ناشناخته‌اید!» (۲۵) سپس پنهانی به سوی خانواده خود رفت و گوساله فربه آورد، (۲۶) و نزدیک آنها گذارد، گفت: «آیا شما غذا نمی‌خورید؟!» (۲۷) و از آنها احساس وحشت کرد، گفتند: «نترس و او را بشارت به تولّد پسری دانا دادند. (۲۸) در این هنگام همسرش جلو آمد در حالی که فریاد می‌کشید به صورت خود زد و گفت: پیرزنی نازا هستم؟!» (۲۹) گفتند: «پروردگارت چنین گفته است، و او حکیم و داناست!» (۳۰)گفت: «مأموریت شما چیست ای فرستادگان (۳۱) گفتند: «ما به سوی قوم مجرمی فرستاده شده‌ایم... (۳۲) تا بارانی از سنگ بر آنها بفرستیم؛ (۳۳) سنگهایی که از ناحیه پروردگارت برای اسرافکاران نشان گذاشته شده است!» (۳۴) ما مؤمنانی را که در آن شهرها زندگی می‌کردند خارج کردیم، (۳۵) ولی جز یک خانواده باایمان در تمام آنها نیافتیم! (۳۶) و در آن نشانه‌ای روشن برای کسانی که از عذاب دردناک می‌ترسند به جای گذاردیم. (۳۷)}
    و بدان هیچ چیز وجود ندارد که از بین نرود؛مگر ذات خداوند تعالی و گواه آن فتوای خداوند رحمن در ایات محکم قرآن است که: { كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ } صدق الله العظيم [القصص:٨٨] { همه چیز جز ذات او فانی می‌شود} و هرکه در زمین و آسمان هاست در نفخه مرگ می میرد؛ هر کسی از صالحان که در آسمان ها و یا در زمین است . و سپس خداوند "ساعت" را برای مجرمانی که باقی مانده اند برپا می دارد .



    و سلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.

    مُفتي البشر من البيان الحقّ للذكر المهدي المُنتظر ناصر مُحمد اليماني.



    اقتباس المشاركة: 35231 من الموضوع: رد الامام على محب المهدي: جبريل عليه الصلاة والسلام من الملائكة العظام في الخليقة


    Englishفارسى Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français

    - 3 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    10 - 12 - 1430 هـ
    28 - 11 - 2009 مـ
    07:13 مساءً
    ــــــــــــــــــــ



    ملائكة الرحمن لم يخلقهم الله بالتناسل ..


    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ {الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السموات وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ} صدق الله العظيم [فاطر:١]. وسلامٌ على الُمرسلين والحمد لله ربّ العالمين..

    واعلم أخي السائل أنّ ملائكة الرحمن لم يخلقهم الله بالتناسل ولذلك فهم لا يكبرون فيهرمون ولا يأكلون ولا يشربون، فهم عباد الله الخالدون ما دامت االسموات والأرض ثم يميتهم الله كما بدأهم بكن فيكون قُبيل طي السموات والأرض، فهم لا يتناسلون فيولدون صغاراً ثم يأكلون ويشربون ليكبروا؛ كلا بل خلقهم الله بكن فيكون، والبُرهان أنهم لا يأكلون تجده في مُحكم القرآن في قصة ضيف إبراهيم المُكرمين:
    {هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ ﴿٢٤﴾ إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ ﴿٢٥﴾ فَرَاغَ إِلَىٰ أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ ﴿٢٦﴾ فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿٢٧﴾ فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ ﴿٢٨﴾ فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ ﴿٢٩﴾ قَالُوا كَذَٰلِكِ قَالَ ربّك إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ ﴿٣٠﴾ قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ ﴿٣١﴾ قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَىٰ قَوْمٍ مُجْرِمِينَ ﴿٣٢﴾ لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِنْ طِينٍ ﴿٣٣﴾ مُسَوَّمَةً عِنْدَ ربّك لِلْمُسْرِفِينَ ﴿٣٤﴾ فَأَخْرَجْنَا مَنْ كَانَ فِيهَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿٣٥﴾ فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿٣٦﴾ وَتَرَكْنَا فِيهَا آية لِلَّذِينَ يَخَافُونَ الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [الذاريات]

    واعلم أنّه لا يوجد شيء لا يهلك بل كُل شيء هالك إلا وجهه تعالى. تصديقاً لفتوى الرحمن في مُحكم القُرآن:
    {كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ} صدق الله العظيم [القصص:٨٨]. ويموت كُلّ من كان في السموات والأرض في النفخة لموت كُلّ شيء كان في السموات أو في الأرض من الصالحين، ثم يقيم الله الساعة على الباقين المُجرمين.

    و سلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين.
    مُفتي البشر من البيان الحقّ للذِّكر؛ المهديّ المنتظَر ناصر مُحمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــ





  4. ترتيب المشاركة ورابطها: #4  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 182791   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,705

    افتراضي

    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    11 - 10 -1430 هـ
    01 - 10 - 2009 مـ
    01:24 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ



    { قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكِتَبِ أنَا آتِيكَ بِهِ قبَلَ أن يَرْتَدَّ إليكَ طَرْفُكَ }


    در داستان سلیمان علیه السلام مردی که علم کتاب نزد او بود؛ تخت ملکه را قبل از چشم برهم زدنی نزد سلیمان آورد؛
    س-داستان آن مرد چیست؟
    س- وسیله ای که با آن تخت را به این سرعت منتقل کرد چیست؟
    خداوند تعالی می فرماید: { الله يتوفى الأنفس حين موتها والتي لم تمت في منامها ... }
    س- آیا خواب را میتوان به عنوان مرگ تلقی کرد؟ و آیا رؤیا حقیقت دارد؟


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين..

    خداوند تعالی می فرماید:
    { قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكِتَابِ أنَا آتِيكَ بِهِ قبَلَ أن يَرْتَدَّ إليكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَءَاهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قال هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ } صدق الله العظيم [النمل:40]



    {کسی که دانشی از کتاب داشت گفت: «پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامی که آن را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت: «این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران می‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می‌کند؛ و هر کس کفران نماید پروردگار من، غنیّ و کریم است}
    بیانی مختصر از مهدی منتظر برای "الرادار" و تمام انصار پیشگام برگزیده و زوار گرامی که برای یافتن حق بر سر میز گفتگو حاضر می شوند، برای همگی شما به حق فتوا می دهیم که مردی که در میان اطرافیان و همراهان سلیمان و در هیئت یک انسان حاضر شده بود و به شکل بشر درآمده بود؛ فضل جدید خداوند برای سلیمان و یاری به او بود که مأموریت خود را انجام داده و سپس ناپدید گردید. برای همین نبی الله سلیمان به بزرگانی که در اطرافش بودند گفت: { هَـٰذَا مِن فَضْلِ رَ‌بِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ‌ أَمْ أَكْفُرُ‌ وَمَن شَكَرَ‌ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ‌ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ‌ فَإِنَّ رَ‌بِّي غَنِيٌّ كَرِ‌يمٌ ﴿٤٠﴾ قَالَ نَكِّرُ‌وا لَهَا عَرْ‌شَهَا نَنظُرْ‌ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ ﴿٤١﴾ } صدق الله العظيم [النمل]

    {این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران می‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می‌کند؛ و هر کس کفران نماید پروردگار من، غنیّ و کریم است!» (۴۰) گفت: «تخت او را برایش ناشناس سازید؛ ببینم آیا هدایتمی‌شود یا از کسانی است که هدایت نخواهند شد؟! (۴۱)}
    "الرادار"آیا می دانی چه کسی تخت ملکه سباء را با اذن خداوند در کمتر از چشم برهم زدنی حاضر کرد؟ همان که مُحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم را از زمین خاکی به سدرةالمنتهی برد؛او فرستاده بزرگوار و صاحب قدرتی است که نزد صاحب عرش، مقام والائی دارد! او ملک جبریل علیه الصلاة و السلام است که هنگام درخواست نبی الله سلیمان از جماعتی از لشکریانش نزد وی نزول کرد:
    { قَالَ يَا أَيُّهَا المَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ (38) قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ (39) }
    صدق الله العظيم [النمل]

    {گفت: «ای بزرگان! کدام یک از شما تخت او را برای من می‌آورد پیش از آنکه به حال تسلیم نزد من آیند؟» (۳۸) عفریتی از جنّ گفت: «من آن را نزد تو می‌آورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم!» (۳۹)}
    فرستاده بزرگوار و صاحب قدرتی که نزد صاحب عرش، مقام والائی دارد گفت:
    { أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ (40) قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ (41) }

    {کسی که دانشی از کتاب داشت گفت: «پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامی که آن را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت: «این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران می‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می‌کند؛ و هر کس کفران نماید پروردگار من، غنیّ و کریم است!(40) گفت: «تخت او را برایش ناشناس سازید؛ ببینم آیا هدایت می‌شود یا از کسانی است که هدایت نخواهند شد (۴۱)}
    صدق الله العظيم [النمل]. ولی از دید سلیمان و بزرگان همراهش مخفی شد و سلیمان به اطرافیانش فتوا داد که:
    { قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ (40) قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ (41) }
    صدق الله العظيم
    {این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران می‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می‌کند؛ و هر کس کفران نماید پروردگار من، غنیّ و کریم است!» (
    ۴۰) گفت: «تخت او را برایش ناشناس سازید؛ ببینم آیا متوجّه می‌شود یا از کسانی است که هدایت نخواهند شد؟! (۴۱)}

    ودانش جبریل از سلیمان بیشتر است و چون از او داناتر است سزاوار نیست از کسانی باشد که امام شان سلیمان است چراکه اگر ازهمراهان او بود؛برای امامت بر سلیمان علیه الصلاة و السلام اولویت داشت.درحالی که مرد کریمی که تخت را در کمتر از چشم برهم زدنی حاضر کرد؛ جبریل علیه الصلاة و السلام بود که بعد از انجام این کار از چشم سلیمان و تمام همراهانش ناپدید شد و برای همین می بینیم که سلیمان به بزرگان فتوا می دهد: { قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ (40) قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ (41) } صدق الله العظيم {این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران می‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می‌کند؛ و هر کس کفران نماید پروردگار من، غنیّ و کریم است!» (۴۰) گفت: «تخت او را برایش ناشناس سازید؛ ببینم آیا هدایت می‌شود یا از کسانی است که هدایت نخواهند شد؟! (۴۱)}
    اما سؤالت درباره حاملان عرش؛ آنها هشت ملک از ملائکه خداوند رحمن و بزرگ ترین مخلوقات او هستند و هیچ آفریده ای بزرگ تر از آنان نیست مگر سدرة المنتهی که عرش خداوند رحمان و حجاب پروردگار سبحان است و خداوند از تمام مخلوقاتش بزرگ تر است.بزرگ ترین آفریده خداوند سدرة المنتهی است که حجاب بین خالق و خلائق است و بعد از آن بزرگ ترین مخلوقات؛ حاملین عرش هستند. ملائکه از نظر اندازه و تعداد بال ها مانند هم نیستند و خلقتشان مانند هم نیست .خداوند تعالی می فرماید:
    { الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }

    صدق الله العظيم [فاطر:1]

    {
    ستایش مخصوص خداوندی است آفریننده آسمانها و زمین، که فرشتگان را رسولانی قرار داد دارای بالهای دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه، او هر چه بخواهد در آفرینش می‌افزاید، و او بر هر چیزی تواناست}

    و همان طور که گفتیم حاملین عرش خداوند رحمن از فرشتگان مقرب درگاه و هشت فرشته اند که تا روز قیامت عرش را حمل می نمایند.آنها بیش از همه فرشتگان خداوند رحمان؛ نسبت به مؤمنان مهربان ترند و برای اهل زمین استغفار می نماند و خداوند تعالی می فرماید:
    { الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ }
    صدق الله العظيم [غافر:7]

    {فرشتگانی که حاملان عرشند و گرداگرد آن تسبیح و حمد پروردگارشان را می‌گویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان استغفار می‌کنند پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی می‌کنند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار!}
    و اما سؤالت درمورد مرگ حین خواب؛می گوییم بله این مرگ کوچک است و جسم خوابیده با قدرت خداوند سبحان به سمت راست و چپ گردانده می شود.گواه ان فرموده خداوند تعالی است:
    { وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظاً وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ }
    صدق الله العظيم [الكهف:18].

    { می‌پنداشتی بیدارند؛ در حالی که در خواب فرو رفته بودند! و ما آنها را به سمت راست و چپ میگرداندیم}
    به این ترتیب شخص خوابیده به قدرت خداوند این پهلو و آن پهلو می شود و وقتی خداوند روح او را می میراند ؛ به عنوان مرده تلقی می شود و وقتی روح را به جسد بازمی گرداند به عنوان برانگیخته شدن از مرگ به حساب می آید و خداوند تعالی می فرماید:
    { وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُمْ بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ }
    صدق الله العظيم [الأنعام:60]

    {او کسی است که شما را شب‌هنگام مى‌ميراند؛ و از آنچه در روز کرده‌اید، با خبر است؛ سپس در روز شما را برمی‌انگیزد؛ و تا سرآمد معینی فرا رسد؛ سپس بازگشت شما به سوی اوست؛ و سپس شما را از آنچه عمل می‌کردید، با خبر می‌سازد}
    به خداوند قسم که اگر یک ملیون سال بخوابی و بعد از بیدار شدن کسی از تو بپرسد چقدر خوابیده ای؟خواهی گفت یک روز یا قسمتی از روز را خوابیده بودم. و سؤال این است که کجا بوده ای و چرا متوجه گذشت زمان نشده ای؟ علت این است که روح در نزد پروردگارش بوده است و حکمت این نعمت و رحمت خداوند برای آن است که در مورد حیات و برانگیخته شدن تفکر کنید و خداوند تعالی می فرماید:
    { اللَّهُ يَتَوَفَّى الأنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا والَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَىَ عَلَيهَا المَوتَ ويُرْسِلُ الأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيات لِقَومٍ يَتَفَكَّرُونَ }
    صدق الله العظيم [الزمر:42]
    { خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می‌کند، و ارواحی را که نمرده‌اند نیز به هنگام خواب می‌گیرد؛ سپس ارواح کسانی که فرمان مرگشان را صادر کرده نگه می‌دارد و ارواح دیگری را بازمی‌گرداند تا سرآمدی معیّن؛ در این امر نشانه‌های روشنی است برای کسانی که اندیشه می‌کنند!}
    و درمورد رؤیا ها، رؤیا یی که صالح نیست از جانب شیطان و رؤیای صالحه از جانب خداوند رحمن است.

    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..


    اقتباس المشاركة: 96511 من الموضوع: رد الامام على محب المهدي: جبريل عليه الصلاة والسلام من الملائكة العظام في الخليقة


    Englishفارسى Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français

    - 4 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    12 - 10 -1430 هـ
    01 - 10 - 2009 مـ
    01:24 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ



    { قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكِتَبِ أنَا آتِيكَ بِهِ قبَلَ أن يَرْتَدَّ إليكَ طَرْفُكَ }..


    في قصة سليمان عليه السلام رجل لديه علم من الكتاب أتى بعرش الملكة لسليمان قبل أن يرتد إليه طرفه.
    س- ماهي قصة هذا الرجل؟
    س- ماهي الوسيلة التي نقل بها العرش بهذه السرعة؟
    ‏ قال تعالى: { الله يتوفى الأنفس حين موتها والتي لم تمت في منامها ... }
    س- هل النوم يعتبر وفاة؟ وهل الأحلام حقيقية؟

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    قال الله تعالى:
    {قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكِتَبِ أنَا آتِيكَ بِهِ قبَلَ أن يَرْتَدَّ إليكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَءَاهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قال هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ} صدق الله العظيم [النمل:40].

    وإليكم البيان المُختصر من المهديّ المنتظَر إلى (الرادار) وكافة الأنصار السابقين الأخيار وكافة الزوار الوافدين إلى طاولة الحوار للبحث عن الحقّ، وأفتيكم بالحق جميعاً إنّ الرجل الذي حضر بين الملأ مُتمثلاً إلى بشرٍ سويٍ بين ملأ سليمان هو فضلٌ من الله جديد مددٌ لسليمان قام بالمُهمة ومن ثم اختفى، ولذلك قال نبيّ الله سليمان لمن حوله من الملإ:
    {هَـٰذَا مِن فَضْلِ رَ‌بِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ‌ أَمْ أَكْفُرُ‌ وَمَن شَكَرَ‌ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ‌ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ‌ فَإِنَّ رَ‌بِّي غَنِيٌّ كَرِ‌يمٌ ﴿٤٠﴾ قَالَ نَكِّرُ‌وا لَهَا عَرْ‌شَهَا نَنظُرْ‌ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ ﴿٤١﴾} صدق الله العظيم [النمل].

    فهل تدري يا أيها الرادار من الذي قام بإحضار عرش ملكة سبأ في أقرب من لمح البصر بإذن الله؟ إنهُ الذي قام بإحضار مُحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم من أرض الثرى إلى سدرة المُنتهى؛ إنّه رسولٌ كريمٌ ذي قوةٍ عند ذي العرش مكين؛
    إنّه الملك جبريل عليه الصلاة والسلام تنزّل ساعة عرض الطلب لنبي الله سُليمان على الملإ الذين معه من جنوده: {قَالَ يَا أَيُّهَا المَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ (38) قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ (39)} صدق الله العظيم [النمل].

    وقال الرسول الكريم ذي قوة عند ذي العرش مكين:
    {أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ (40) قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ (41)} صدق الله العظيم [النمل]. ولكنه اختفى عن سليمان وعن ملأ سليمان، ثم أفتى سليمان الملأ من حوله وقال: {قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ (40) قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ (41)} صدق الله العظيم. وجبريل أعلم من سليمان وما ينبغي أن يكون من الذين يؤُمُّهم سليمان ما دام أعلم منه، إذاً لو كان من مَلَئِهِ لأصبح لهُ الأولوية بالإمامة من سليمان عليه الصلاة والسلام؛ بل الرجل الكريم الذي حضر فأحضر العرش بأقرب من لمح البصر هو جبريل عليه الصلاة والسلام ثم اختفى عن أعين سليمان وعن أعين مَلَئِهِ جميعاً، ولذلك نجد الفتوى من سليمان لمَلَئِه: {قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ (40) قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ (41)} صدق الله العظيم.

    وأما سؤالك عن حملة العرش : فهم ثمانية من ملائكة الرحمن أضخم حجم في خلق الله وليس أكبر من خَلْقِهِم إلا السِّدرة (عرش الربّ وحجاب وجهه سُبحانه) والله أكبر من خلقه جميعاً، وأكبر شيء في خلق الله هي سدرة المُنتهى الحجاب الفاصل بين الخالق والخلائق، ويليها حجماً في الضخامة حملة العرش، وليست الملائكة سواء في حجم خلقهم وعدد أجنحتهم بل لا يستوون في خلقهم. وقال الله تعالى: {الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ} صدق الله العظيم [فاطر:1].

    وكما قلنا إنَّ حملة عرش الرحمن من ملائكة الله المُقربين ويحملونه ثمانية الآن ويوم القيامة، وهم من أرحم ملائكة الرحمن بالمؤمنين وهم من المُستغفرين لمن في الأرض. وقال الله تعالى:
    {الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ} صدق الله العظيم [غافر:7].

    وأما سؤالك عن التُّوفي في النوم، فنقول: نعم إنّهُ الموت الأصغر، وإنما يُقَلِّب الله جسم النائم في منامه ذات اليمن وذات الشمال بقدرة الله سُبحانه. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظاً وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ} صدق الله العظيم [الكهف:18]، إذاً النائم يتقلب بقدرة الله حين يتوفّى الله روحه و يعتبر كتُّوفي الموت، وحين يُرسلها إلى الجسد يعتبر كالبعث من الموت. وقال الله تعالى: {وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُمْ بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:60].

    ألا والله لو نِمتَ مليون سنة ثم صحوت ثم سألك أحدٌ: كم نمت؟ لقلت: يوماً أو بعض يوم! والسؤال فأين كنت ولم تشعر بمرور زمن الحياة؟ وذلك لأنّ الروح عند بارئها، والحكمة من ذلك نعمة من الله ورحمة وللتفكر في الحياة والبعث. وقال الله تعالى:
    {اللَّهُ يَتَوَفَّى الأنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا والَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَىَ عَلَيهَا المَوتَ ويُرْسِلُ الأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيات لِقَومٍ يَتَفَكَّرُونَ} صدق الله العظيم [الزمر:42].

    وبالنسبة للأحلام : فما كان منها غيرُ صالحٍ فهو من الشيطان، والرؤيا الصالحة فهي من الرحمن.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــ



  5. ترتيب المشاركة ورابطها: #5  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 182807   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,705

    افتراضي


    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    11 - 10 -1430 هـ
    01 - 10 - 2009 مـ

    01:24 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    { قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }




    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين..

    خداوند تعالی می فرماید:
    { قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكِتَابِ أنَا آتِيكَ بِهِ قبَلَ أن يَرْتَدَّ إليكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَءَاهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قال هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ } صدق الله العظيم [النمل:40]
    {کسی که دانشی از کتاب داشت گفت: «پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامی که آن را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت: «این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران می‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می‌کند؛ و هر کس کفران نماید پروردگار من، غنیّ و کریم است}

    بیانی مختصر از مهدی منتظر برای "الرادار" و تمام انصار پیشگام برگزیده و زوار گرامی که برای یافتن حق بر سر میز گفتگو حاضر می شوند، برای همگی شما به حق فتوا می دهیم که مردی که در میان اطرافیان و همراهان سلیمان و در هیئت یک انسان حاضر شده بود و به شکل بشر درآمده بود؛ فضل جدید خداوند به سلیمان و برای یاری دادن به وی بود . مأموریت خود را که انجام داد؛ ناپدید گردید. برای همین نبی الله سلیمان به بزرگانی که در اطرافش بودند گفت: { هَـٰذَا مِن فَضْلِ رَ‌بِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ‌ أَمْ أَكْفُرُ‌ وَمَن شَكَرَ‌ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ‌ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ‌ فَإِنَّ رَ‌بِّي غَنِيٌّ كَرِ‌يمٌ ﴿٤٠﴾ قَالَ نَكِّرُ‌وا لَهَا عَرْ‌شَهَا نَنظُرْ‌ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ ﴿٤١﴾ } صدق الله العظيم [النمل]
    {این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران می‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می‌کند؛ و هر کس کفران نماید پروردگار من، غنیّ و کریم است!» (۴۰) گفت: «تخت او را برایش ناشناس سازید؛ ببینم آیا هدایت می‌شود یا از کسانی است که هدایت نخواهند شد؟! (۴۱)}
    "الرادار"آیا می دانی چه کسی تخت ملکه سباء را با اذن خداوند در کمتر از چشم برهم زدنی حاضر کرد؟ همان که مُحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم را از زمین خاکی به سدرةالمنتهی برد؛او فرستاده بزرگوار و صاحب قدرتی است که نزد صاحب عرش، مقام والائی دارد! او ملک جبریل علیه الصلاة و السلام است که هنگام درخواست نبی الله سلیمان از جماعتی از لشکریانش نزد وی نزول کرد:
    { قَالَ يَا أَيُّهَا المَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ (38) قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ (39) }
    صدق الله العظيم [النمل]
    {گفت: «ای بزرگان! کدام یک از شما تخت او را برای من می‌آورد پیش از آنکه به حال تسلیم نزد من آیند؟» (۳۸) عفریتی از جنّ گفت: «من آن را نزد تو می‌آورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم!» (۳۹)}
    فرستاده بزرگوار و صاحب قدرتی که نزد صاحب عرش، مقام والائی دارد گفت:
    { أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ (40) قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ (41) }

    {کسی که دانشی از کتاب داشت گفت: «پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامی که آن را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت: «این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران می‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می‌کند؛ و هر کس کفران نماید پروردگار من، غنیّ و کریم است!(40) گفت: «تخت او را برایش ناشناس سازید؛ ببینم آیا هدایت می‌شود یا از کسانی است که هدایت نخواهند شد (۴۱)}
    صدق الله العظيم [النمل]. ولی از دید سلیمان و بزرگان همراهش مخفی شد و سلیمان به اطرافیانش فتوا داد که:
    { قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ (40) قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ (41) }
    صدق الله العظيم
    {این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران می‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می‌کند؛ و هر کس کفران نماید پروردگار من، غنیّ و کریم است!» (
    ۴۰) گفت: «تخت او را برایش ناشناس سازید؛ ببینم آیا متوجّه می‌شود یا از کسانی است که هدایت نخواهند شد؟! (۴۱)}
    ودانش جبریل از سلیمان بیشتر است وچون از او داناتر است سزاوار نیست از کسانی باشد که سلیمان امام شان است چراکه اگر ازهمراهان او بود؛برای امامت بر سلیمان علیه الصلاة و السلام اولویت داشت.درحالی که مرد کریمی که تخت را در کمتر از چشم برهم زدنی حاضر کرد؛ جبریل علیه الصلاة و السلام بود که بعد از انجام این کار از چشم سلیمان و تمام همراهانش ناپدید شد و برای همین می بینیم که سلیمان به بزرگان فتوا می دهد: { قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ (40) قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ (41) } صدق الله العظيم {این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران می‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می‌کند؛ و هر کس کفران نماید پروردگار من، غنیّ و کریم است!» (۴۰) گفت: «تخت او را برایش ناشناس سازید؛ ببینم آیاهدایت می‌شود یا از کسانی است که هدایت نخواهند شد؟! (۴۱)}
    اما سؤالت درباره حاملان عرش؛ آنها هشت ملک از ملائکه خداوند رحمن و بزرگ ترین مخلوقات او هستند و هیچ آفریده ای بزرگ تر از آنان نیست مگر سدرة المنتهی که عرش خداوند رحمان و حجاب پروردگار سبحان است و خداوند از تمام مخلوقاتش بزرگ تر است.بزرگ ترین آفریده خداوند سدرة المنتهی است که حجاب بین خالق و خلائق است و بعد از آن بزرگ ترین مخلوقات؛ حاملین عرش هستند. ملائکه از نظر اندازه و تعداد بال ها مانند هم نیستند و خلقتشان مانند هم نیست .خداوند تعالی می فرماید:
    { الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }

    صدق الله العظيم [فاطر:1]

    {
    ستایش مخصوص خداوندی است آفریننده آسمانها و زمین، که فرشتگان را رسولانی قرار داد دارای بالهای دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه، او هر چه بخواهد در آفرینش می‌افزاید، و او بر هر چیزی تواناست}
    و همان طور که گفتیم حاملین عرش خداوند رحمن از فرشتگان مقرب درگاه و هشت فرشته اند که تا روز قیامت عرش را حمل می نمایند.آنها بیش از همه فرشتگان خداوند رحمان؛ نسبت به مؤمنان مهربان ترند و برای اهل زمین استغفار می نماند و خداوند تعالی می فرماید:
    { الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ }
    صدق الله العظيم [غافر:7]
    {فرشتگانی که حاملان عرشند و گرداگرد آن تسبیح و حمد پروردگارشان را می‌گویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان استغفار می‌کنند پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی می‌کنند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار!}
    و اما راه رو کاخ هموار، صاف بلورین و کاخی شیشه ای بود که به فرمان سلیمان ساخته شده بود و در معرض خورشید گذاشته شد تا سلیمان از حقیقت اسلام آوردن ملکه سباء مطمئن شود و ببیند آیا پا بر روی تصویر چیزی که می پرستید می گذارد یا خیر؟ تنها در زمان خاصی دستور ورود به کاخ را داد و آن هم زمانی بود که خورشید در وسط آسمان بود:
    {قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَن سَاقَيْهَا}
    [النمل:٤٤]
    {
    به او گفته شد: «داخل حیاط (قصر) شو!» هنگامی که نظر به آن افکند، پنداشت نهر آبی است و ساق پاهای خود را برهنه کرد}
    چون خورشید را داخل آن دید تصور کرد که آب است؛چراکه تصویر خورشید را در آن دید و برای همین -اندکی لباسش را بالا برد تا -ساق پاهایش معلوم شد ولی سلیمان به او گفت این کاخ هموار و صاف از شیشه ساخته شده است.لذا ملکه سبا لباس خود را پایین آورد و قدم پیش گذاشت تا اینکه روی تصویر خورشید که در شیشه درخشان افتاده بود، ایستاد و اسلام خود را آشکار ساخت و در حالی که روی تصویر خورشید ایستاده بود اعتراف کرد که پیش از این با عبادت خورشید درحق خود ظلم کرده است:

    {قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}
    صدق الله العظيم [النمل:٤٤].
    {
    گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم؛ و با سلیمان برای خداوندی که پروردگار عالمیان است اسلام آوردم}
    چون سلیمان قبل از آمدن اواز اسلام آوردنش آگاه بود گفت:
    {أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ}
    صدق الله العظيم [النمل:٣٨].
    {
    کدام یک از شما تخت او را برای من می‌آورد پیش از آنکه مسلمان نزد من آیند}
    و براستی که هد هد خبر اسلام آوردن ملکه سبا را آورده بود چرا که سلیمان هدهد را مکلف ساخته بود بعد از انداختن نامه ملکه سبا را زیر نظر داشته باشد و گفت:

    {اذْهَب بِّكِتَابِي هَٰذَا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانظُرْ مَاذَا يَرْجِعُونَ}
    صدق الله العظيم [النمل:٢٨].
    { این نامه مرا ببر و بر آنان بیفکن؛ سپس برگرد و ببین آنها چه عکس العملی نشان می‌دهند!}.
    هدهد خبر آورد که او تسلیم پروردگار عالمیان شده است و دیگر در برابر خورشید سجده نمی کند وبرای همین سلیمان علیه الصلاة و السلام فرمود:

    {أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ}
    صدق الله العظيم [النمل:٣٨].
    {
    کدام یک از شما تخت او را برای من می‌آورد پیش از آنکه مسلمان نزد من آیند}
    اما سلیمان می خواست مطمئن شود که او واقعا اسلام آورده است ولذا دستور داد راهرواین کاخ را که از شیشه ساخته شده بود در معرض تابش آفتاب قرار دهند واگر او حاضر نشد از روی تصویر خورشید بر راهرو درخشان بگذرد؛یعنی هنوز قلبش بیمار است و قلبش برای عبادت پروردگارش تطهیر نشده است و اگر پا بر روی تصویر خورشید گذاشت روشن می شود در اسلام آوردنش صادق است. ملکه مکرمه یمنی که خردمند و عالم و دارای منصب و جمال بود؛ با پای خود از روی تصویر خورشید که بر راهرو درخشان قصر افتاده بود عبور کرد و پای خود را روی آن تصویر گذاشت و گفت:
    {قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}
    صدق الله العظيم [النمل:٤٤]،
    { گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم؛ و با سلیمان برای خداوندی که پروردگار عالمیان است اسلام آوردم}
    و برای همین سلیمان به ذکاوت و دانش وی اذعان کرد و گفت: {وَأُوتِينَا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهَا وَكُنَّا مُسْلِمِينَ}صدق الله العظيم [النمل:٤٢].
    {قبل از او-ملکه سبا-این دانش به ما عطا شده بود و ما تسلیم خداوند و مسلمان بودیم
    }

    وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.


    اقتباس المشاركة: 96512 من الموضوع: ردّ الإمام على محب المهديّ: جبريل عليه الصلاة والسلام من الملائكة العظام في الخليقة..


    Englishفارسى Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français

    - 5 -

    الإمام ناصر محمد اليماني

    12 - 10 -1430 هـ
    01 - 10 - 2009 مـ
    01:24 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    { قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }..


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    قال الله تعالى: {قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ} صدق الله العظيم [النمل:٤٠].

    وإليكم البيان المُختصر من المهديّ المنتظَر إلى (الرادار) وكافة الأنصار السابقين الأخيار وكافة الزوار الوافدين إلى طاولة الحوار للبحث عن الحقّ، وأفتيكم بالحقّ جميعاً أنّ الرجل الذي حضر بين الملأ مُتمثلاً إلى بشرٍ سويٍّ؛ بين ملإ سليمان هو فضلٌ من الله جديدٌ مدد لسليمان قام بالمُهمة ومن ثم اختفى، ولذلك قال نبيّ الله سليمان لمن حوله من الملإ:
    {قَالَ هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ ﴿٤٠﴾ قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ ﴿٤١﴾} صدق الله العظيم [النمل].

    فهل تدري يا أيُّها (الرادار) من الذي قام بإحضار عرش ملكة سبأ في أقرب من لمح البصر بإذن الله؟ إنهُ الذي قام بإحضار مُحمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- من أرض الثرى إلى سدرة المُنتهى، إنه رسولٌ كريمٌ ذو قوةٍ عند ذي العرش مكينٌ، إنّه الملك جبريل عليه الصلاة والسلام تنزَّل ساعة عرض الطلب لنبي الله سُليمان على الملإ الذين معه من جنوده:
    {قَالَ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ﴿٣٨﴾ قَالَ عِفْرِيتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ ﴿٣٩﴾} صدق الله العظيم [النمل].

    وقال الرسول الكريم ذو قوة عند ذي العرش مكين:
    {أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ (40) قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ (41)} صدق الله العظيم [النمل]. ولكنه اختفى عن سليمان وعن ملأ سليمان ثم أفتى سليمان الملأ من حوله وقال: {قَالَ هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ ﴿٤٠﴾ قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ ﴿٤١﴾} صدق الله العظيم [النمل].

    وجبريل أعلم من سليمان وما ينبغي أن يكون من الذين يؤمُّهم سليمان ما دام أعلم منه، إذ لو كان من ملئِه لأصبحت لهُ الأولوية بالإمامة من سليمان عليه الصلاة والسلام؛ بل الرجل الكريم الذي حضر فأحضر العرش بأقرب من لمح البصر هو جبريل عليه الصلاة والسلام ثم اختفى عن أعين سليمان وعن أعين ملئِه جميعاً، ولذلك نجد الفتوى من سليمان لملئِه:
    {قَالَ هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ ﴿٤٠﴾ قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ ﴿٤١﴾} صدق الله العظيم [النمل].

    وأما الصرح المُمرّد من قوارير فإنه صرحٌ زُجاجيٌّ فقد أمر به سليمان وجعله مكشوفاً للشمس ليعلم حقيقة إسلامها فهل سوف تدوس على صورة من كانت تعبده؟ ولم يأمر بإدخالها عليه إلا في ساعةٍ معلومةٍ والشمس وسط السماء
    {قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَن سَاقَيْهَا} [النمل:٤٤]، وذلك لأنّها رأت فيه الشمس وظنته ماءً نظراً لأنها ترى الشمس فيه ولذلك كشفت عن ساقيها ولكنّهم أفتوها أنه صرحٌ مُمردٌ من قواريرَ، ومن ثم أرجعت ثوبها الملكي ليستر ساقيها فتقدمت حتى وقفت على صورة الشمس بالصرح اللامع فأعلنت إسلامها وهي واقفة على صورة الشمس مُعترفةً أنّها ظلمت نفسها بعبادتها للشمس من قبل: {قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ العَالَمِيْن} صدق الله العظيم [النمل:٤٤].

    وذلك لأنّ سُليمان قد علم بإسلامها من قبل أن تأتي ولذلك قال:
    {أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ} صدق الله العظيم [النمل:٣٨]. وإنما أخبره الهدهد عن إسلامها وذلك لأنه كلفه بمراقبتها من بعد أن ألقى إليها الكتاب وقال: {اذْهَب بِّكِتَابِي هَٰذَا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانظُرْ مَاذَا يَرْجِعُونَ} صدق الله العظيم [النمل:٢٨]. وقد أخبر الهدهد نبيّ الله سليمان أنها أسلمت لله ربّ العالمين ولم تعد تسجد للشمس ولذلك قال سليمان عليه الصلاة والسلام: {أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ} صدق الله العظيم [النمل:٣٨].

    ولكن نبيّ الله سليمان أراد أن يتأكد من حقيقة إسلامها وأمر بذلك الصرح المُمرد من قوارير المكشوف للشمس فإن تجنبت أن تطأ صورة الشمس بقدميها في الصرح اللامع فهذا يعني أنّه لا يزال في قلبها مرضٌ ولم يتطهّر قلبُها لعبادة ربِّها تطهيراً، وإن داست على صورة الشمس فمن ثم سيعلم أنّها صادقةٌ في إسلامها، ولكن ذات اللُبّ والعلم والمنصب والجمال الملكة اليمانيّة المُكرمة وطأت بقدميها على صورة الشمس في الصرح اللامع وأعلنت إسلامها وقدميها على صورة الشمس:
    {قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ العَالَمين} صدق الله العظيم [النمل:٤٤]، ولذلك اعترف سُليمان بعلمها الذكي وقال: {وَأُوتِينَا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهَا وَكُنَّا مُسْلِمِينَ} صدق الله العظيم [النمل:٤٢].

    وسلامُ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــ




  6. ترتيب المشاركة ورابطها: #6  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 182808   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,705

    افتراضي

    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    11 - 10 -1430 هـ

    01 - 10 - 2009 مـ
    03:29 صباحاً
    ــــــــــــــــــ


    { لَقَدْ رَ‌أَىٰ مِنْ آيَاتِ رَ‌بِّهِ الْكُبْرَ‌ىٰ }

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين


    و درمورد حجم سدرة المنتهی وحجاب پروردگار؛ نظر به اشاره ای که در این فرموده خداوند تعالی آمده است،اندازه آن از جنت المأوی بزرگ تراست:
    { وَلَقَدْ رَ‌آهُ نَزْلَةً أُخْرَ‌ىٰ ﴿١٣﴾ عِندَ سِدْرَ‌ةِ الْمُنتَهَىٰ ﴿١٤﴾ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ ﴿١٥﴾ }
    صدق الله العظيم [النجم]
    { و بار دیگر نیز او را مشاهده کرد، (۱۳) نزد «سدرة المنتهی»، (۱۴) که «جنت المأوی» در نزد آن است (15)}

    از این اشاره ای که در فرموده خداوند تعالی شده است،می فهمیم حجم سدرة بزرگ تر است: { عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى که «جنت المأوی» در نزد آن است } صدق الله العظيم و سؤالی که مطرح می شود این است که اندازه جنت المأوی چقدر است؟ و خداوند تعالی می فرماید: { سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاء وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ } صدق الله العظيم [الحديد:21]

    { به پیش تازید برای رسیدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتی که پهنه (عرض)آن به اندازه پهنه آسمان و زمین است و برای کسانی که به خدا و رسولانش ایمان آورده‌اند؛ آماده شده است، این فضل خداوند است که به هر کس بخواهد می‌دهد؛ و خداوند صاحب فضل عظیم است}

    به این ترتیب چگونه ممکن است جنت درنزد درخت باشد و آن درخت از جنتی که عرض آن به اندازه آسمان ها و زمین است؛ بزرگ تر نباشد؟!پس تصور کنید اندازه هشت فرشته ای که این درخت بزرگ -که بزرگ ترین مخلوقی است که درکتاب خداوند آمده است- را حمل می کنند چقدر است!آیا به یاد دارید محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم درباره اندازه جبریل هنگامی که او را در افق مبین دید چه بود؟ و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:

    [ رأيت جبريل عليه السلام في صورته التي خلق لها له ستمائة جناح قد سدّ الأفق ]
    [ جبریل علیه السلام را به شکلی که خداوند آفریده است دیدم که شش صد بال داشت بطوریکه افق را پوشانده بود]
    صدق محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم

    همچنین به محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم اجازه داده شد تا درباره اندازه تنها یکی ازهشت فرشته حمل کننده عرش با شما سخن بگوید؛چرا که هفت فرشته دیگر نیز به همان اندازه هستند و لذا محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:
    [ أذن لي أن أحدث عن ملك من الملائكة ما بين شحمة أذنه إلى عاتقه مسيرة سبعمائة سنة ]
    [ به من اجازه داده شد تا درباره اندازه یکی از فرشتگان سخن بگویم .بین لاله گوش و دوشش به اندازه مسیر700 سال فاصله بود] صدق محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم.
    ببینید وقتی فاصله بین لاله گوش تا کتف این فرشته به اندازه [مسیر700 سال] است؛حال اندازه او از نوک سر تا کف پایش چقدر باید باشد؟!و خداوند تعالی می فرماید:
    { إِذْ يَغْشَى السِّدْرَ‌ةَ مَا يَغْشَىٰ ﴿١٦﴾ مَا زَاغَ الْبَصَرُ‌ وَمَا طَغَىٰ ﴿١٧﴾ لَقَدْ رَ‌أَىٰ مِنْ آيَاتِ رَ‌بِّهِ الْكُبْرَ‌ىٰ ﴿١٨﴾ }
    صدق الله العظيم [النجم]
    {در آن هنگام که چیزی [= نورخداوند] سدرة المنتهی را پوشانده بود، (۱۶) چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان نکرد (آنچه دید واقعیّت بود)! (۱۷) او پاره‌ای از آیات و نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید! (۱۸)}

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين..
    أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــ


    اقتباس المشاركة: 96513 من الموضوع: رد الامام على محب المهدي: جبريل عليه الصلاة والسلام من الملائكة العظام في الخليقة


    Englishفارسى Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français

    - 6 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    12 - 10 -1430 هـ
    01 - 10 - 2009 مـ
    03:29 صباحاً
    ــــــــــــــــــ


    { لَقَدْ رَ‌أَىٰ مِنْ آيَاتِ رَ‌بِّهِ الْكُبْرَ‌ىٰ }..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    وبالنسبة لحجم سدرة المُنتهى (حجاب الربّ)، فهي أكبر من جَنّة المأوى بإشارة قول الله تعالى: {وَلَقَدْ رَ‌آهُ نَزْلَةً أُخْرَ‌ىٰ ﴿١٣﴾ عِندَ سِدْرَ‌ةِ الْمُنتَهَىٰ ﴿١٤﴾ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [النجم].

    ونعلمُ ضخامة حجم السدرة من إشارة قول الله تعالى:
    {عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى} صدق الله العظيم، والسؤال الذي يطرح نفسه: فكم حجم جنة المأوى؟ وقال الله تعالى: {سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاء وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ} صدق الله العظيم [الحديد:21].

    إذاً كيف تكون الجنة عند الشجرة ما لم تكن الشجرة هي أكبر من الجنة التي عرضها كعرض السماوات والأرض؟ ومن ثم تصوّر حجم الثمانية الملائكة الذين يحملون هذه الشجرة الكُبرى فهي أكبر ما خلق الله في الكتاب! فهل تذكّر حديث محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم عن حجم جبريل يوم رآه بالأفق المبين؟ وقال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:
    [رأيت جبريل عليه السلام في صورته التي خلق لها له ستمائة جناح قد سدّ الأفق] صدق محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم.

    وكذلك تمّ الإذن لمحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم أن يُحدِّثكم عن حجم مَلَك واحد فقط من حملة العرش الثمانية لأنّ السّبعة الباقين بنفس وذات الحجم سوياً، ولذلك قال محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:
    [أُذن لي أن أحدث عن ملك من الملائكة ما بين شحمة أذنه إلى عاتقه مسيرة سبعمائة سنة] صدق محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم.

    فانظر قدر المسافة ما بين فقط شحمة أُذنه إلى كتفه
    [مسيرة سبعمائة سنة]! إذاً كم المسافة من أعلى رأسه إلى أسفل قدميه؟ وقال الله تعالى: {إِذْ يَغْشَى السِّدْرَ‌ةَ مَا يَغْشَىٰ ﴿١٦﴾ مَا زَاغَ الْبَصَرُ‌ وَمَا طَغَىٰ ﴿١٧﴾ لَقَدْ رَ‌أَىٰ مِنْ آيَاتِ رَ‌بِّهِ الْكُبْرَ‌ىٰ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [النجم].

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــ






  7. ترتيب المشاركة ورابطها: #7  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 182809   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,705

    افتراضي


    - 7 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    17 - 09 - 1428 هـ

    29 - 09 - 2007 مـ
    12:26 صباحاً
    ــــــــــــــــ



    پاسخ امام مهدی به سوالهای محب المهدی

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلام على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين ثم أما بعد..


    برادر گرامی؛ بارها در طی رؤیا از جانب پروردگارم به من خبر داده شده است که من خلیفه خداوند مهدی منتظر هستم وکسی که در رؤیا این خبر را می داد؛ از روی هوی و میل صحبت نمی کند و شیطان رجیم خود را به شکل او درنمی آورد؛ او خاتم الانبیاء و مرسلین محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است.اما رؤیا به صاحب آن اختصاص دارد و بر اساس آن برای امت حکم شرعی داده نمی شود.اما در یکی از این رؤیاها، محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
    [ كان مني حرثك وعلي بذرك وأهدى الرايات رايتك وأعظم الغايات غايتك وما جادلك أحدٌ من القرآن إلا غلبته ]

    [ حرث تو(رحم) از نسل من و بذر (نطفه) تو از علی است و پرچم تو هدایت گر ترین پرچمها و هدف تو بزرگترین هدف هاست
    کسی نیست که با قرآن با تو به گفتگو بنشیند مگر اینکه از تو شکست بخورد]
    صدق رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.


    اگر ناصر محمد یمانی حقاً مهدی منتظر باشد؛ پس حتما خداوند درستی رؤیا را در عالم واقعیات تحقق خواهد داد پس عالمی از علمای امت وجود نخواهد داشت که با قرآن با من مجادله کند،مگر بر او غلبه کنم. اگر دیدید علمای امت با قرآن بر من غلبه کردند ،ثابت خواهد شد که من به خداوند و رسولش دروغ بسته ام و پناه بر خدا که از کسانی باشم که به خداوند و رسولش نسبت دروغ دهند که نور و ظلمات در یک جا جمع نمی شوند.

    من در این میدان بر مرکب خود سوار و جولان می دهم و قرآن را بر سر نیزه خود بالا برده ام و با دانش و منطق قرآنی هل من مبارز می طلبم؟ همچنان عده زیادی هستند که از این امر باخبر شده؛اما دچار تردیدند.نه مرا تصدیق می کنند و نه تکذیب لذا خداوند وعده خود به مردم را محقق خواهد کرد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    { وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تكلمهُمْ أَنَّ النّاس كَانُوا بِآياتنَا لَا يُوقِنُونَ (82) }
    صدق الله العظيم [النمل]

    {چون [هنگام آن رسد كه‌] آن گفتار-وعده عذاب- بر آنان واقع شود جنبنده‌ای را از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان تکلّم می‌کند که مردم به آیات ما ایمان نمی‌آوردند.}


    پیش از این ما نشانه های بزرگ پروردگار گفتیم که در عالم واقعیات وجود دارند شاید که یقین بیاورند؛اما با این وجود علمای امت حاضر نیستند به شأن من اعتراف کنند .براستی که خداوند با اعطای دانشی فراگیر مرا بر آنان برتری داده است تا برهان امامت و رهبری من برای گروهی باشد که ایمان آورده و یقین دارند.اما با کمال تأسف علیرغم اینکه به حق شما را تحریک می کنم تا قدم به میدان گفتگوی علمی و منطقی درباره کتاب پروردگار بگذارید؛ بازهم خاموش هستید:

    { فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ (50) }
    صدق الله العظيم [المرسلات]
    {
    پس به کدام سخن بعد از آن ایمان می‌آورند}

    اما آنان که
    می گویند من استادی هستم که در دانشگاه تدریس می کنم؛ این خبر صحت ندارد.اما اینکه تفسیر قرآن با قرآن را از کجا به دست می آورم؛ این با وحی تفهیمی است که از جانب پروردگار عالمیان مستقیم به قلب من می رسد ؛برای آنکه سه راه برای وحی وجود دارد و هر سه راه در یک ایه امده است.خداوند تعالی می فرماید: { وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إلا وَحْياً أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ أنّه عَلِيٌّ حَكِيمٌ (51) } صدق الله العظيم [الشورى]

    {و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!}
    و اما اولین فرموده { إِلَّا وَحْياً مگر از راه وحی }این وحی تفهیمی است.

    دومین راه وحی{ أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ یا از پشت حجاب،} با سخن گفتن از ورای حجاب است

    و سومین راه { أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ أنّه عَلِيٌّ حَكِيمٌ یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است }این رسول خداوند جبریل علیه الصلاة و السلام است.

    اما من به کسانی که آگاهی ندارند؛هشدار می دهم که اگر برای وحی تفهیمی از قرآن دلیلی پیدا نشود؛از جانب خداوند رحمن نیست بلکه وسوسه شیطان رجیم است تا چیزهایی را به خداوند نسبت دهید که نمی دانید ویکی بگوید" قلبم می گوید"و انتظار داشته باشد دیگران او را باور کنند! اما تا از قرآن عظیم دلیل قاطع و روشنی پیدا نشود؛این منطق حق نیست.


    اما درمورد سؤالت درمورد اینکه من در کدام کشور زندگی می کنم؛ می گویم:
    محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم به شما خبر داده است که مهدی منتظر از کجا می اید و در رکن یمانی برای بیعت گرفتن ظهور می کند. رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده است: [ نفس الله يأتي من اليمن ].مقصود از "نفس الله" فرج خداوند برای امت و مردم مظلوم است که امام امت و به اذن خداوند برطرف کننده غم آنهاست.اما هنوزمسلمانان مرا باور نکرده اند و نمی دانم اگر این سکوت خوفناک و به ناحق ادامه یابد؛ خداوند با آنان چه خواهد کرد! .امر به خداوند بازمی گردد.

    نزدیک است که پایین ترین زمین از زمین های هفتگانه؛بالاتر از زمین مادری قرار گیرد و بارانی از سنگ های متراکم که از جانب خداوند توان نفوذ وعبور از جو به آنها داده شده است بر سر آن ببارد واگر مردم به تکذیب و انکار خود ادامه دهند؛ در زمان مقدر شده فرود خواهد آمد و مسلمانان و همگی انسان ها هنوز حاضر نشده اند به امر من اعتراف نمایند و اگر مهدی منتظر را تکذیب کنند؛چه کسی می خواهد آنان را از عذاب خداوند نجات دهد؟

    والسلام على من اتّبع الهُادي إلى الصراط المستقيم.

    الإمام ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 102662 من الموضوع: ردّ الإمام على محب المهديّ: جبريل عليه الصلاة والسلام من الملائكة العظام في الخليقة..


    Englishفارسى Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français

    - 7 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    18 - 09 - 1428 هـ
    29 - 09 - 2007 مـ
    12:26 صباحاً
    ــــــــــــــــ



    ردود الإمام على استفسارت العضو محبّ المهدي ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلام على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، ثم أمّا بعد..
    أخي الكريم لقد تلقّيتُ الحقّ من ربّي عدة مرات بأنّي أنا المهديّ المنتظَر خليفة الله عن طريق الرؤيا، والنّاطق بالخبر في الرؤيا من لا ينطق عن الهوى ومن لا يتمثل به الشيطان الرجيم إنّه خاتم الأنبياء والمرسلين محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، ولكنّ الرؤيا تخصّ صاحبَها ولا يُبنى عليها حُكماً شرعيّاً للأمّة، ولكنّ محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم قال في إحدى الرؤى:
    [كان مني حرثك وعلي بذرك وأهدى الرايات رايتك وأعظم الغايات غايتك وما جادلك أحدٌ من القرآن إلا غلبته] صدق رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.

    فإن كان ناصر محمد اليماني هو حقّاً المهديّ المنتظَر فحتماً سوف يُحقّ الله الرؤيا بالحقّ ثم لا يجادلني علماء الأمّة من القرآن إلا غلبتُهم بالحقّ تصديقاً للرؤيا الحقّ، وإن رأيتم علماء الأمّة جادلوني من القرآن فألجموني فقد أثبتوا بأنّي مفترٍ على الله ورسوله وأعوذ بالله أن أكون من الذين يفترون على الله ورسوله، ولا يجتمعان النّور والظلمات.

    وها أنا ذا أصول وأجول في الميدان على جوادي ورافع القرآن العظيم على سنان رمحي وأقول هل من مُبارزٍ بالعلم والمنطق من القرآن العظيم؟ ولا يزال كثيرٌ من الذين اطّلعوا على أمري في ريبهم يتردّدون لا صدّقوا ولا كذّبوا وسوف يحقّ الله القول على النّاس تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تكلمهُمْ أَنَّ النّاس كَانُوا بِآياتنَا لَا يُوقِنُونَ (82)} صدق الله العظيم [النمل].

    وسبق وأن بيّنا لهم من آيات الله الكبرى على الواقع الحقيقي لعلهم يوقنون، ولكن برغم كلّ ذلك لم يعترف علماء الأمّة بشأني وأنّ الله قد زادني بسطةً في العلم عليهم ليجعل ذلك برهان الإمامة والقيادة لقومٍ يؤمنون، ولكن للأسف لا يزالون صامتين برغم استفزازي لهم بالحقّ لعلهم ينزلون ساحة الميدان للحوار بالعلم والمنطق الحقّ من كتاب ربّ العالمين:
    {فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ (50)} صدق الله العظيم [المرسلات].

    أمّا الذين قالوا بأني أستاذٌ جامعيٌّ مدرسٌ في الجامعة فذلك خبر غير صحيح.

    وأمّا كيف أتلقّى تفسير القرآن بالقرآن فإن ذلك بوحي التفهيم من ربّ العالمين مباشرةً إلى القلب وذلك لأنّ طرق الوحي ثلاث والمذكورة في آيةٍ واحدةٍ جميعها الثلاث، وذلك في قوله تعالى:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إلا وَحْياً أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ أنّه عَلِيٌّ حَكِيمٌ (51)} صدق الله العظيم [الشورى].
    . فأما قوله الأول { إِلَّا وَحْياً } وذلك هو وحيّ التفهيم.
    . وأما الثاني { أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ } وذلك وحيّ التكليم من وراء حجاب.
    . وأما الطريقة الثالثة { أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ أنّه عَلِيٌّ حَكِيمٌ } وذلك الرسول جبريل عليه الصلاة والسلام.

    ولكني أحذّر الذين لا يعلمون بأنّ وحيّ التفهيم إذا لم يكن له سلطان من القرآن فذلك ليس من الرحمان؛ بل وسوسة شيطانٍ رجيمٍ لتقولوا على الله ما لا تعلمون، فيقول أحدكم: "حدّثني قلبي" ويريد الآخرين أن يصدِّقوه! فهذا ليس منطقَ حقٍّ ما لم يأتِ بالسلطان الواضح والداحض من القرآن العظيم.

    وأما سؤالك عن مكاني والموقع الآن في دول العالم فأقول: لك لقد أخبركم محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم من أين يأتي المهديّ المنتظر إلى الركن اليماني لظهور للمبايعة، وقال رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
    [نَفَسُ الله يأتي من اليمن]. ويقصد بقوله: (نَفَسُ الله) أي فرج الله على الأمّة وللمظلومين من النّاس وإمام الأمّة وكاشف الغمة بإذن الله، ولكن لم يصدّقني المسلمون بعد ولا أدري ما الله فاعلٌ بهم إن استمروا على صمتهم الرهيب بغير الحقّ! وإلى الله ترجع الأمور.

    وأسفل الأراضين السبع أوشكت أن تكون عالي الأرض الأمّ، فتُمطر عليها حجارةً من سجّيلٍ منضودٍ مسومةً عند ربّك تخترق حجارته الغلاف الجوي، فإن كذّبوا فسوف يكون لزاماً في أجله المُسمّى وصار وشيكاً والمسلمون والنّاس أجمعون لم يعترفوا بأمري بعد فمن سينقذهم من عذاب الله إن كذبوا المهديّ المنتظَر؟

    والسلام على من اتّبع الهُادي إلى الصراط المستقيم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــ



  8. ترتيب المشاركة ورابطها: #8  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 249856   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,705

    افتراضي


    - 8 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    28 - 09 -1428 هـ

    10 - 10 - 2007 مـ
    08:37 صباحاً
    ــــــــــــــــــ



    وحی تفهیمی مستقیم از نزد خداوند الحیّ القیوم به قلب القا می شود....

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين ، ثم أمّا بعد..


    به عزیزی که خود را محب المهدی منتظر حق می نامد؛ حق از جانب پروردگارت برایت آمده است؛پس از تردید کنندگان مباش.اما درباره سؤالت که از کجا می دانم محل تابوت کجاست و چگونه ازمحتویات آن و چیزهایی که در اطراف آن است خبر دارم..اگر بگویم جبریل مکان آن را به من گفته است؛باور نخواهی کرد! اگر بگویم خداوند از ورای حجاب با من سخن گفته و مکان تابوت را به من خبر داده است؛باور نخواهی کرد!اگر این را فرض کنیم؛باور نخواهی کرد و خواهی گفت صبر کن ببینیم راست می گویی یا دروغ.بعد اگر بتوانی به یمن می رفته و به استان ذمار؛ قریه اقمر غربی "حورور" رفته و وارد غاری می شوی که بنائی درآن ساخته شده است.این غار کنار خانه فردی به نام محمد سعد است و غار چند متری پایین تر ازخانه اش قرار دارد که گاهی علوفه اش را در آن نگه می دارد . ای محب المهدی! داخل غار؛ بنائی قدیمی در گوشه ای وجود دارد و دهانه غار به سوی غرب و کمی سمت شمال متمایل است و از این رو (آفتاب)از سمت چپ از آنها دور می شود چرا که آنان در فضای گسترده (درون )غار در سمت شمال هستند و سگ آنها قرمز رنگ ودستهای خود را بر دهانه غار گشوده است.محب المهدی اگر قبل از اینکه درمورد بزرگی و بلندی اجسادشان به شما خبر بدهم آنها را می دیدی دچار وحشت شده و از آنها می گریختی.چون آنها از مردمان اولیه اند که هزار سال یا بیشتر عمر می کردند ولذا جسد آنها مانند أجساد ما نیست.خداوند آنها را از نظر بدنی قوی تر از ما خلق کرده است . آنها ازاقوامی هستند که 18000 سال قبل ازما زندگی می کردند و فکر می کنم قبلاً از قرآن عظیم این عدد حق را برایتان روشن کرده و آن را به تفصیل توضیح داده ام؛ اما تنها عده کمی به من یقین آورده اند.اما محب المهدی هنوز درباره ما در دل خود ترس دارد و می خواهد بداند آیا ناصر محمد یمانی حقاً مهدی منتظر است یا از مدعیان دروغین مهدویت یا گمراهانی است که دچار وسوسه شیطان شده است.


    ومن مهدی منتظر، به خداوند واحد قهار قسم می خورم،همو که از آسمان باران پی درپی برایمان می فرستد وباغ ها را فراهم ساخته و رود برایمان جاری می سازد، خداوندی که روز را با شب می پوشاند و دیده ها را درک می کند اما دیدگان قادر به درک او نیست، اوکه پاداشش بهشت است و زندانش آتش؛ او که از آشکار و نهان سینه ها آگاه است و امور به سوی او بازمی گردد و می داند در سینه ها چه پنهان است و بازگشت به سوی اوست؛ به خداوند واحد قهار قسم که من مهدی منتظر خلیفه خداوند بر بشر از اهل بیت پاک و مطهرم و به حق از جانب پروردگارتان آنده ام.نه برایتان شعر می خوانم ونه داستان و نثر می گویم؛حقی که ازجانب پروردگارتان آمده است را برایتان بیان می نمایم؛هرکس می خواهد ایمان بیاورد و هرکس می خواهد کافر گردد.و اگرسرپیچی کنید؛در یک شب با سیاره دهم بر شما غلبه داده و امرم را ظاهر خواهد کرد. در اول این ماه قمری خورشید به ماه رسیده است(ادراک) که نشانه تصدیقی برای مهدی منتظر است.اما هنوز بسیاری از کسانی که از امر من باخبر می شوند؛همچنان در شک و تردیدند.عده کثیری از من روگردانند و این قرآن را مهجور می گذارند و عده کثیر دیگری نیز از هلاک شدگانند که خداوند نوری برایشان قرار نداده و مانند مردگان هستند نه زندگان و صدا کردنشان هیچ اثری بر آنان ندارد؛یا مانند فرد گنگ و ناشنوایی هستند که وقتی رویشان به سمت شما نباشد؛آیا وقتی کسی آنها را صدا بزند؛متوجه می شوند؟
    .گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    { فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدّعاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ (52) }
    صدق الله العظيم [ الروم ]

    { تو مردگان را شنوا نمى‌گردانى، و اين دعوت را به كران -آنگاه كه به ادبار پشت مى‌گردانند- نمى‌توانى بشنوانى.}
    افسوس من به حال مسلمانان و علمایشان؛مانند تأسف یعقوب برای یوسف است؛اما چشمانم بخاطر آنان سفید نمی شود؛چرا باید برای قومی تأسف بخورم که به سوی کتاب خداوند که به آن ایمان دارند دعوت شان می کنم و حقایق قرآن عظیم را به تفصیل برایشان بیان می نمایم؛اما هیچ مرا باور نمی کنند؟یا اینکه باور نداشته ودودلند نه تکذیب می کنند و نه تأیید؛ پس بجز این حدیث –کتاب خداوند- به چه چیزی می خواهند ایمان بیاورند؟

    ولی ای مسلمانان ،شما به زعم خود به قرآن عظیم ایمان دارید،پس چرا مهدی حق تان را که تنها با قرآن عظیم با شما سخن می گوید را تصدیق نمی کنید؛ اگر به قرآن ایمان دارید، ايمانتان شما را به بد چيزى وامى‌دارد (بِئْسَمَا يَأْمُرُ‌كُم بِهِ إِيمَانُكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ (93) بقره).خداوند قسم یا نام مرا برای شما حجت قرار نمی دهد؛بلکه علم من برای دانایان حجت است ومردم را به سوی حق و به سوی راه راست-صراط مستقیم-دعوت می کنم. من و پیروانم، از نوابی که به مسلمانان بشارت داده و آنها را با بصیرتی که از جانب پروردگارم آمده است به سوی حق دعوت می کنیم،همان مسلمانانی که منتظر آمدن مهدی منتظر بودند و حال که او آمده است در برابر حق ساکت و صامتند و هم چنان در شک و تردیدند تا عذاب دردناک را به چشم ببینند و آنگاه بگویند که: ما به مهدی خود یقین داریم. وما خواهیم گفت:حال که سخن و وعده خداوند محقق شد و دشمنانش را هلاک نمود و شما را گرفتار عذاب شدید کرد؟روزی که از شدت ترس و وحشت،هر مادر بارداری بارش را زمین می گذارد، چگونه در روزی که کوکان پیر می شوند؛ تقوا پیشه می کنید در حالیکه پیش از آن کافر بودید؟ چرا امام حقی که برای یاری شما و نبی تان آمده است را باور نمی کنید، خداوند در اسم او حقیقت خبرش و عنوان امرش را نهاده است (ناصر محمد الیمانی) و خبر همراه اسم است.این اسم مهدی منتظر از اهل بیت پاک ومطهر است، ای اهل سنتی که به امر من کافرید؛ ای یاران محمد حسن عسکری که تولد او را قبل از زمان مقدر شده در کتاب مسطوردر نظر گرفته اید-درحالیکه برای هرچیزی زمانی مقدر شده است- و مرا در سرداب سامرا پنهان کرده اید! اگر صادق هستند پس مهدی شان از سرداب بیرون بیاید.به خدا که در آن سرداب جز خفاش چیزی پیدا نمی کنند.آنها همچنان در آن سرداب تاریک مانده اند و تصور نمی کنم کسی که در سرداب تاریک باشد بتواند بدر ماه را؛ولو اینکه در وسط آسمان باشد ببیند..یا شاید در سرداب سامراء از محمد الحسن العسکری پیروی می کنند، ولی دروغ آنها از دیدشان گم شده است سزاوار نیست که مهدی منتظر هزار سال قبل از ظهورش از مادرش متولد شود؛ بلکه مادرش او را در زمان مقدر شده در کتاب مسطور، 37 سال قبل از ظهور به دنیا آورده است و بعد از دوران گفتگو امام (ناصر محمد الیمانی) در مشعر الحرام حاضر می شود و برای بیعت و تصدیق در کنار بیت عتیق ظاهر خواهد شد.


    و اما ای محب المهدی،سؤالت درباره وحی تفهیمی؛ آن القا مستقیم از جانب خداوند حی القیوم به قلب است ؛ مانند فرموده خداوند تعالی است:
    { وَدَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ (78) فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلّاً آتَيْنَا حُكْماً وَعِلْماً } صدق الله العظيم [الأنبياء:78-79]

    {هنگامى كه در باره آن كشتزار -كه گوسفندان مردم شب‌هنگام در آن چريده بودند- داورى مى‌كردند، و شاهد داورى آنان بوديم. (۷۸) پس آن را به سليمان فهمانديم، و به هر يك حكمت و دانش عطا كرديم}
    این وحی تفهیمی است که از پروردگار عالمیان به سلیمان الهام شد تا بین دو فرد متخاصم که به نزد پدرش داوود علیه الصلاة و السلام آمده بودند؛ حکم حق را بدهد.محب المهدی؛ از یقین کنندگان باش و از من پیروی کن تا با بصیرتی که از جانب پروردگارم آمده است،ترا به راه راست هدایت نمایم؛ از کسانی که ندانسته و باظن و گمان به خداوند نسبت می دهند؛تبعیت مکن که ظن کسی را از حق بی نیاز نمی کند که اگر بعد ازدانشی که به تو رسیده باز هم از هواهای آنان پیروی کنی(اشاره به آیه کریمه:وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ۙ مَا لَكَ مِنَ اللَّـهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ‌ ﴿١٢٠﴾البقره)، همراه آنان شاهد خواهی بود به كدام بازگشتگاه بازخواهند گشت( اشاره به آیه کریمه:وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ ﴿٢٢٧﴾الشعراء)؛ آنان که ندانسته به خداوند نسبت می دهند و تلاش شان در دنیا به هدر رفته و تصور می کنند هدایت شده اند.آنها امر خداوند را اطاعت نمی کنند بلکه از امر شیطان رجیمی اطاعت کرده اند که پروردگار عالمیان شما را از او برحذر داشته است:

    { وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ أنّه لَكُمْ عَدُوٌّ مبين (168) إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ (169) } صدق الله العظيم [ البقرة ]

    { و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست. (۱۶۸) شما را فقط به بدى و زشتى فرمان مى‌دهد، و تا بر خدا، چيزى را كه نمى‌دانيد بربنديد. (۱۶۹)}

    ولی خداوند؛ندانسته به او نسبت دادن را حرام کرده است.خداوند تعالی می فرماید: { قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ ربّي الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الحقّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سلطاناً وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ (33) } صدق الله العظيم [الأعراف]

    {بگو: «پروردگار من فقط زشتكاريها را -چه آشكارش و چه پنهان- و گناه و ستم ناحق را حرام گردانيده است؛ و اينكه چيزى را شريك خدا سازيد كه دليلى بر آن نازل نكرده؛ و اينكه چيزى را كه نمى‌دانيد به خدا نسبت دهيد.}
    اما از حدیث دروغی پیروی می کنند که می گوید: [ كلّ مجتهد مصيب ]،یعنی کسی که به خداوند ندانسته نسبت می دهد و مجتهد است، اگر اشتباه کند یک اجر دارد و اگر درست گفته باشد دو اجر خواهد داشت!! خیر بلکه اجر او آتش جهنم است چراکه اگر عالِمی دچار لغزش شود؛عالَمی را گمراه می کند.بلکه حدیث حقی که منطبق بر قرآن عظیم است این حدیث رسول خداوند صلی الله علیه وآله و سلم است که می فرماید: [ من قال لا أعلم فقد أفتى ]، یعنی اگر اجر و مغفرت خداوند برایش مهم است از خدا پروا می کند و اگر چیزی را نمیداند؛ می ترسد که ندانسته به خداوند نسبت دهد و به سؤال کننده می گوید نمی داند، و گفتن "نمی دانم"اجری برابر دادن فتوا را برایش خواهد داشت.

    والسلام على من اتّبع الهادي إلى الصراط المستقيم الإمام ناصر محمد اليماني..

    اقتباس المشاركة: 102663 من الموضوع: ردّ الإمام على محب المهديّ: جبريل عليه الصلاة والسلام من الملائكة العظام في الخليقة..


    Englishفارسى Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français


    - 8 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    29 - 09 -1428 هـ
    10 - 10 - 2007 مـ
    08:37 صباحاً
    ــــــــــــــــــ


    وحيّ التفهيم هو مباشرة من الحيّ القيّوم إلى القلب ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، ثم أمّا بعد..
    إلى حبيبي الذي يُدعى محب المهديّ المنتظَر الحقّ، لقد جاءك من ربّك الحقّ فلا تكن من المُمترين، وأما سؤالك كيف علمتُ بمكان التابوت وما فيه ومن حوله فلن تُصدّقني لو افترضنا بأنّه قد علمني بمكانه جبريل! بل لن تُصدّقني حتى لو افترضنا بأنّ الله كلّمني تكليماً من وراءِ الحجاب فأخبرني بمكان التابوت وما فيه ومن حوله، فلن تُصدقني لو افترضنا ذلك! بل أعلم بأنّك سوف تقول سننظر أصدقت أم كنت من الكاذبين ومن ثم تذهب إن استطعت إلى اليمن ثم إلى محافظة ذمار ثم إلى قرية الأقمر غربي حورور ثم تدخل الكهف الذي فيه بناء وهو بجانب بيت شخص يُدعى محمد سعد والكهف من تحت بيته بعدة أمتار؛ بل يجعل في الكهف بعض الأحيان القصب، وداخل الكهف يوجد بناءٌ قديمٌ إلى جوانبه، وفتحة الكهف غرباً تميل إلى الشمال قليلاً لذلك تقرضهم ذات الشمال، وذلك لأنّهم في فجوة منه بذات الشمال يا محب المهديّ، وكلبهم أحمر باسط ذراعيه بالوصيد، لو اطلعت عليهم يا محب المهديّ قبل أن أخبرك بعظمة طولهم وضخامة أجسادهم إذاً لوليت منهم فراراً ولملئت منهم رعباً عظيماً يا محب المهديّ، وذلك لأنهم من الأمم الأولى من الذين كانوا يتعمّرون من ألف سنةٍ وأكثر وليست أجسادهم كأجسادنا؛ بل زادهم الله علينا بسطةً في الخلق، فهم من أمّةٍ وُجِدت قبلنا بثمانية عشر ألف سنة يا محب المهديّ، وأظنّني بيّنت لكم هذا الرقم الحقّ من القرآن العظيم وفصّلت لكم تفصيلاً ثم لا يؤمن بأمري إلا قليلٌ، وأما محب المهديّ فلا يزال سقيماً في نفسه يريد أن يعلم الحقّ؛ فهل ناصر محمد اليماني هو حقّاً المهديّ المنتظَر أم أنّه من المهديّين الكاذبين أو الضالّين من الذين وسوستْ لهم الشياطين؟

    وأنا المهديّ المنتظَر، أقسم بالله الواحد القهّار الذي يرسل السماء علينا مدراراً ويجعل لنا جنات ويجعل لنا الأنهارَ؛ الذي يولج الليل في النّهار؛ الذي يدرك الأبصار ولا تدركه الأبصار؛ الذي ثوابه الجنّة وسجنه النّار، الذي يعلم الجهر وما خُفي من الأسرار؛ الذي إليه تُرجع الأمور ويعلم ما تُخفي الصدور وإليه النشور؛ الله لا إله إلا هو الواحد القهّار بأنّي أنا المهديّ المنتظَر خليفة الله على البشر من أهل البيت المُطهر الحقّ من ربّكم، فلا أتغنّى لكم بالشعر ولا مُساجعٌ بالنّثر بل الحقّ من ربّكم، ومن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر، فإن أبيتُم أظهرني الله عليكم في ليلةٍ واحدةٍ بالكوكب العاشر فقد أدركت الشمس القمر آية للمهديّ المنتظَر في أول الشهر، ولا يزال كثيرٌ من الذين اطّلعوا على أمري في ريبهم يتردّدون، وكثيرٌ منهم عن أمري معرضون واتّخذوا هذا القرآن مهجوراً، وكثيرٌ منهم قوماً بوراً، ولم يجعل الله لهم نوراً، وكأنهم أمواتٌ وليسوا أحياءً فلا حياة لمن تُنادي، أو كأنهم صُمٌّ بكمٌ تولّوا عن أحدكم فهل يسمعون الداعي من ورائهم فيلتفتون إلى ورائهم؟ بل لن يلتفتون فجربوا. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدّعاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ (52)} صدق الله العظيم [الروم].

    ويا أسفي على المسلمين وعلمائهم كأسف يعقوب على يوسف ولكنها لن تبيضّ عليهم أعيني من الحزن، فكيف آسى على قومٍ أخاطبهم بكتاب الله الذي هم به مؤمنون وأفصّل لهم تفصيلاً مُستنبطاً الحقائق من القرآن العظيم ثم لا يصدقوني شيئاً؟ أو أنهم لا يوقنون مُذبذبين لا كذبوا ولا صدقوا، فبأي حديث بعده تؤمنون؟

    ولكنّكم بالقرآن العظيم يا معشر المسلمين تزعمون بأنّكم به مؤمنون ثم لا تُصدّقون مهديَّكم الحقّ الذي لا يُخاطبكم إلا من القرآن العظيم ثم لا تصدقون، لبئس ما يأمركم به إيمانكم بالقرآن العظيم. ولم يجعل الله حُجتي عليكم القسم ولا الاسم بل العلم لقومٍ يعلمون، أدعو النّاس إلى الحقّ إلى صراط مستقيم على بصيرةٍ من ربّي أنا ومن اتّبعني من النّواب الدّاعين والمُبشرين للمسلمين الذين كانوا للمهديّ المنتظَر ينتظرون حتى إذا جاءهم بالحقّ فهم عن الحقّ صامتون ولا يزالون في ريبهم يتردّدون حتى يرَوا العذاب الأليم ثم يقولون: إنّا بمهدينا مؤمنون. فنقول آلآن بعد أن وقع القول عليكم فأهلك أعداءه وعذبكم عذاباً شديداً؟ يَضعْنَ من شدّة الفزع الثكالى حملهن، فكيف تتّقون إن كفرتم يوم يجعل الولدان شيباً؟ فلماذا لا تصدقون إمامكم الحقّ الناصر لكم ولنبيّكم الذي جعل الله في اسمه حقيقة خبره وعنوان أمره:
    (ناصر محمد اليماني)، فواطأ الاسم الخبر، ذلك اسم المهديّ المنتظَر من أهل البيت المُطهر يا معشر السّنة الذين يكفرون بأمري هم وأصحاب محمد الحسن العسكري والذي جعلوا ميلاده من قبل القدر في الكتاب المُسطر، وكان أمر الله قدراً مقدوراً، وخبّؤني في سرداب سامراء! فليُخرجوا مهديّهم من السرداب إن كانوا صادقين. وتا الله لا يجدون غير الخفافيش معشعشة فيه فلا يزالون في سردابٍ مظلمٍ ولا أظنّ من كان في سردابٍ مظلمٍ أن يشاهد البدر ولو كان وسط السماء، أم إنهم يتّبعون ربّما محمد الحسن العسكري في سرداب سامراء! بل ضلّ عنهم ما كانوا يفترون. وما ينبغي للمهدي أن تلده أمّه منذ أكثر من ألف عامٍ قبل الظهور؛ بل تلده أمّه بقدرٍ مقدورٍ في الكتاب المسطور من قبل الظهور بسبعة وثلاثين عاماً ثم يظهر لكم عند المشعر الحرام للمُبايعة من بعد الحوار والتصديق يظهر لكم عند البيت العتيق الإمام (ناصر محمد اليماني).

    وأما سؤالك يا محب المهديّ عن وحيّ التفهيم فإنه مباشرةً من الحيّ القيّوم إلى القلب، كمثل قوله تعالى:
    {وَدَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ (78) فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلّاً آتَيْنَا حُكْماً وَعِلْماً} صدق الله العظيم [الأنبياء:78-79]

    وذلك هو وحيّ التفهيم من ربّ العالمين ألهَمَ سليمان الحُكمَ الحقّ بين المُختصمين عند والده داوود عليهم الصلاة والسلام. فكن من الموقنين يا محب المهديّ واتّبعني أهدك سبيل الرشاد على بصيرةٍ من ربّي ولا تتّبع الذين يقولون على الله ما لا يعلمون بالظنّ فإنّ الظنّ لا يُغني من الحقّ شيئاً، فإن اتّبعت أهواءهم بعد الذي جاءك من العلم فسوف تعلم معهم بأيّ منقلبٍ ينقلبون الذين يقولون على الله ما لا يعلمون فضلّ سعيهم في الحياة الدنيا وهم يحسبون أنّهم مُهتدون، وما أطاعوا أمر الله بل أطاعوا أمر الشيطان الرجيم الذي حذرهم منه ربّ العالمين وقال:
    {وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ أنّه لَكُمْ عَدُوٌّ مبين (168) إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ (169)} صدق الله العظيم [البقرة].

    ولكن الله حرّم أن نقول عليه ما لم نعلم. وقال الله تعالى:
    {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ ربّي الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الحقّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سلطاناً وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ (33)} صدق الله العظيم [الأعراف].

    ثم تتّبعون حديثاً مفترى يقول:
    [كلّ مجتهد مصيب]، بمعنى عليه أن يقول على الله ما لم يعلم وهو مجتهد: "إن أخطأت فلي أجرٌ وإن أصبت فلي أجران"! بل أجره نار جهنّم ذلك بأنّ زلّة عالمٍ زلةَ عَالَمٍ بأسره؛ بل الحديث الحقّ الذي يتطابق مع حديث الله في القرآن العظيم لأنّه حديث رسوله صلّى الله عليه وآله وسلّم قال: [من قال لا أعلم فقد أفتى]، وذلك إذا كان يهمُّه الأجر والمغفرة فإذا اتّقى الله لأنّه لا يعلم ويخشى أن يقول على الله ما لا يعلم وقال للسائل لا أعلم فقد أفتى بمعنى أنّه حصل على أجر مُفتٍ.

    والسلام على من اتّبع الهادي إلى الصراط المستقيم؛ الإمام ناصر محمد اليماني..
    ــــــــــــــــ



المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 3
    آخر مشاركة: 07-12-2014, 06:28 PM
  2. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 30-01-2014, 03:48 PM
  3. ردّ الإمام على محب المهديّ: جبريل عليه الصلاة والسلام من الملائكة العظام في الخليقة..
    بواسطة درع الإمام المهدي في المنتدى ۞ موسوعة بيانات الإمام المهدي المنتظر ۞
    مشاركات: 7
    آخر مشاركة: 06-06-2013, 05:24 PM
  4. الرد على فضيلة الشيخ النجاشي: إذاً أحاديث البيان هي بالإلهام، ومنها تعليمٌ من الرحمن عن طريق جبريل عليه الصلاة والسلام..
    بواسطة الإمام ناصر محمد اليماني في المنتدى ۞ موسوعة بيانات الإمام المهدي المنتظر ۞
    مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 01-12-2010, 08:06 AM

المفضلات

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •